بایگانیِ سپتامبر, 2012

جنگ بدر: پیروان اسلام در انتظار یک اذن آسمانی بودند که کافران (دگراندیشان) را به سزای اعمالشان برسانند بالاخره در سال دوم…

هجرت، نخستین جنگ میان مسلمانان و کفار مکه در زمین بدر رخ افتاد. در این جنگ، کفار نزدیک به هزار نفر با تجهیز کامل و ساز و برگ کافی بودند و مسلمانان، معادل یک سوم آنان افراد داشتند و فاقد ساز و برگ و مرکب و توشه بودند، ولی عنایت الله پیروزی درخشانی نصیب مسلمانان فرموده، به بدترین وضعی کفار را شکست داد. در این جنگ، از کفار هفتاد نفر کشته شد که تقریبا نصف آنان از دم شمشیر امام علی گذشته بودند و هفتاد نفر اسیر دادند و همه ساز و برگ خود به جا گذاشته، یک سره تا مکه گریختند. وجدان بیدار، انسانیت و حساب کتاب با شما خوانندگان گرامی ایرانی است که آیا میشود خدا (الله) بنده ای را فرمان دهد تا بندگانی که خود آفریده است از دم تیغ شمشیر بگذرانند و… مانند این میماند که ما به یکی از بچه هایمان بگوییم به دیگر برادران و خواهرانت بگو از من پدر فرمان ببرند اگر نبردند آنها را بکش.‏Photo: جنبش رهایی ایران-ادمین  سارا</p>
<p>گزارشی از جنگهای محمد رسول الله اسلام و مسلمانان، پیامبری که بیش از ۸۰ جنگ براه انداخت:</p>
<p>جنگ بدر: پیروان اسلام در انتظار یک اذن آسمانی بودند که کافران (دگراندیشان) را به سزای اعمالشان برسانند بالاخره در سال دوم هجرت، نخستین جنگ میان مسلمانان و کفار مکه در زمین بدر رخ افتاد. در این جنگ، کفار نزدیک به هزار نفر با تجهیز کامل و ساز و برگ کافی بودند و مسلمانان، معادل یک سوم آنان افراد داشتند و فاقد ساز و برگ و مرکب و توشه بودند، ولی عنایت الله پیروزی درخشانی نصیب مسلمانان فرموده، به بدترین وضعی کفار را شکست داد. در این جنگ، از کفار هفتاد نفر کشته شد که تقریبا نصف آنان از دم شمشیر امام علی گذشته بودند و هفتاد نفر اسیر دادند و همه ساز و برگ خود به جا گذاشته، یک سره تا مکه گریختند.<br />
وجدان بیدار، انسانیت و حساب کتاب با شما خوانندگان گرامی ایرانی است که آیا میشود خدا (الله) بنده ای را فرمان دهد تا بندگانی که خود آفریده است از دم تیغ شمشیر بگذرانند و... مانند این میماند که ما به یکی از بچه هایمان بگوییم به دیگر برادران و خواهرانت بگو از من پدر فرمان ببرند اگر نبردند آنها را بکش.؟‏

بهشت الله محمد

منتشرشده: 21 سپتامبر 2012 در بدون شرح
سوره الواقعه آیه های 22 تا 38و حوريانى چشم درشت ،«22» هم چون مرواريد پنهان شده در صدف ؛«23» پاداشى است در برابر اعمالى كه همواره انجام مىدادند .«24» در آنجا نه سخن بيهودهاى مىشنوند ، نه كلام گناهآلودى ،«25» مگر سخنى كه سلا

م است و سلام ،«26» و سعادتمندان چه بلند مرتبهاند سعادتمندان !«27» در سايه درخت سدر بىخارند ،«28» و درختان موزى كه ميوههايش خوشه خوشه روى هم چيده شده است ،«29» و سايهاى گسترده و پايدار ،«30» و آبى ريزان ،«31» و ميوهاى فراوان ،«32» كه پايان نپذيرد و ممنوع نشود ،«33» و همسرانى بلند مرتبه ،«34» كه ما آنان را با آفرينشى ويژه آفريديم ؛«35» پس آنان را همواره دوشيزه قرار دادهايم«36» عشقورز به شوهران ، و هم سن و سال با همسران .«37» [همه اين نعمت ها [براى سعادتمندان] است . ] «38»آیه های بالا که همگی از سوره الواقعه هستند در مورد بهشتی صحبت میکند که برای سعادتمندان در نظر گرفته اند همانطور که در پست های دیگه در مورد شهوت پرستی محمد صحبت شده کاملا مشخص است که از همین راه برای فریب انسانهای دیگه استفاده کرده تا از با استفاده سکسی جلوه دادن بهشت که از دختران با چشمانی درشت و زیبا و مناظری از درختان بلند که انواع و اقسام میوه های خوشمزه را دار هستند این ذهنیت را در انسانها به وجود آورد که این ها مزد گوش کردن و عمل کردن به حرف های اوست … اما گویا الله محمد نمیدانسته که در قرن 21 همچنین جایی را خود انسانها خواهند ساخت آنهم نه در دنیای دیگر بلکه در همین دنیا … این توضیحاتی که الله محمد داده با لاس وگاس آمریکا [که از نظر آخوندها مرکز فساد دنیا است] چه تفاوتی دارد؟!!؟؟
آنجا هم دختران چشم درشت و زیبا روی فراوانند یا با جزایر هاوایی که پر است که درختان بلند و میوه های خوشمزه با منظره ها و چشم اندازهای زیبا، آیا محمد با عقل انسانی خود سعی در فریب انسانها نداشته؟؟ آیا حقایق واقعی این آیه ها در دنیایی کنون برای شما [انسانهای عاقل] هنوز روشن نشده ؟؟!

خوب فکر کنیم و عاقلانه تصمیم بگیریم.

 

قرآن . سوره الصف . آیه 4 :

به روشنی سخن از عشق الله به خون و خون ریزی می گوید :

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌدر حقیقت الله آنهایی را که در صفوف استوار و آهنین در راه او آدم می کشند ، را دوست دارد

اگر به مشهد سفر کرده و به زیارت حرم  رضا رفته باشید زنان و مردان زیادی را می‌بینید که مقادیر زیادی پول و چه بسا جواهرات خود را به داخل ضریح می ریزند.

 اگر از آنها علت را جویا شوید جواب مشابهی را دریافت میکنید؛ «نذر داشتم». یکی نذر کرده بوده که خانه دار بشود، یکی دیگه نذر کرده بوده که کنکور قبول بشود، یکی دیگه میخواسته اجاقش از کوری دربیاد، یکی دیگه نذر کرده بوده که به عشقش برسه و الی آخر! حالا طرف بعد از کلی قرض و وام گرفتن و دربدری کشیدن تونسته یک خانه نقلی پایین شهر بخره، میاد میگه اینها همه از «کَرَم آقا امام رضاست» و النگو و انگشتر طلاش را میندازه تو ضریح تا نذرش را ادا کرده باشه!این انداختن پول و جواهرات به داخل ضریح فقط مختص به حرم  رضا نیست، این داستان را در محل دفن همه امامهای شیعه و حتی در چند هزار (!) امامزاده موجود در کشور هم شاهد هستیم. حالا این سوال که اصلا چطور ممکن است که یک آدم مرده یتواند خواسته‌های زنده‌‌ها که از قرار معلوم هیچ موقع هم تمام نمیشود و چه بسا برخی با هم تلاقی و تضاد هم دارد را برآورده کند موضوع این مطلب نیست و در اینجا به آن نمی‌پردازم، اما موضوع این است که این پولها و جواهرات توسط مسئولین حرم جمع آوری می‌شود و معلوم نیست کجا خرج میشود. مثلا درباره حرم  رضا، آنقدر حجم نذورات و وقوفات مردم زیاد است که سازمان عریض و طویلی به نام آستان قدس رضوی به وجود آمده است که از همین پول نذورات مردم الان چند صد هزار هکتار زمین کشاورزی و چند صد کارخانه و هتل و غیره را صاحب شده است و به طور کامل از پرداخت مالیات هم معاف است. در راس این سازمان یک آخوند مفت خوری قرار دارد به نام آیت الله «عباس واعظ طبسی» که از زمان انقلاب تا حالا رییس این سازمان بوده و به عبارتی از جهل و خرافات مردم استفاده کرده و با پول مردم می‌خورد و می‌خوابد! گوشه‌ای از فسادهای او را هم «عباس پالیزدار» افشا کرده بود که البته به زندان افتاد!

حالا اینها همه را گفتم تا به اینجا برسم که آی مردم ببینید نذوراتتان را چطور برای مقاصد شخصی خودشان خرج می‌کنند! در خبرها آمده که فرزند این آیت الله، به نام مصطفی که با توجه به کهولت سن پدرش، ریاست دفتر آستان قدس را بر عهده دارد و عملا همه کاره آنجاست، یک پول قلمبه‌ای به میزان یک و نیم میلیارد تومان را درسته داده به یک دختر ۲۷ ساله با نام «سحر ریحانی» (لینک خبر)! ظاهر قضیه هم این هست که این دختر یک فیلم سینمایی با نام «زلال بی انتها» از اتفاقاتی که داخل حرم می‌افتد (مثل انداختن نذری، غبار روبی و شستشوی حرم، نقاره زنی و غیره) تهیه کند. قسمت تعجب برانگیز ماجرا این است که اولا این دختر جوان هیچ سابقه تهیه کنندگی و کارگردانی ندارد، رشته‌ دانشگاهی اش ریاضی بوده و تنها در چند فیلم سینمایی بازی کرده است و دوما اینکه این فیلم هیچ بازیکنی ندارد و معلوم نیست این بودجه سنگین برای چیست؟! خود وی در مصاحبه‌ای که انجام داده است (لینک مصاحبه)، اقرار کرده است که در یک جلسه تجلیل از برگزیدگان المپیاد ریاضی با مصطفی واعظ طبسی آشنا شده و به او گفته است که «میخواهد به سرعت پولدار شود» و «حاج آقا» هم به سرعت قبول کرده است که چنین پول هنگفتی را به او بدهد!! تازه گویا قرار است پروژه‌های بسیار بزرگتری را هم با آستان انجام دهد! برای درک بزرگی این مبلغ کافیست به این نکته توجه کنید که کل هزینه ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که افتخار اسکار را به دست آورد، حدود ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.

من به رابطه احتمالی پشت پرده‌ای که بین این دختر جوان و پسر آیت الله وجود دارد کاری ندارم، اما دلم به حال آن مردمی میسوزد که علیرغم وضع نامناسب مالی، النگو و انگشتر خود را به عنوان ادای نذر به داخل ضریح و به عبارتی به شکم آیت الله‌های مفت خور میریزند! هیچ فکر کرده‌اید با این پول هنگفتی که به عنوان نذر و وقف پرداخت میشود، چند هزار بیکار را می‌شود به سر کار فرستاد، برای چند هزار دختر جوان می‌شود جهیزیه تهیه کرد و چند هزار نفر مجبور نخواهند بود از زور فقر کلیه خودشان را بفروشند؟ امیدوارم روزی برسد که هرکسی وضع زندگی و یا تغییر در سرنوشت خودش را نتیجه مستقیم عوامل مادی و عملکرد و تلاش خود بداند و نه نتیجه متوسل شدن به مردگان مقدس…!‏Photo: از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!</p>
<p>اگر به مشهد سفر کرده و به زیارت حرم امام رضا رفته باشید زنان و مردان زیادی را می‌بینید که مقادیر زیادی پول و چه بسا جواهرات خود را به داخل ضریح می‌ریزند. اگر از آنها علت را جویا شوید جواب مشابهی را دریافت میکنید؛ «نذر داشتم». یکی نذر کرده بوده که خانه دار بشود، یکی دیگه نذر کرده بوده که کنکور قبول بشود، یکی دیگه میخواسته اجاقش از کوری دربیاد، یکی دیگه نذر کرده بوده که به عشقش برسه و الی آخر! حالا طرف بعد از کلی قرض و وام گرفتن و دربدری کشیدن تونسته یک خانه نقلی پایین شهر بخره، میاد میگه اینها همه از «کَرَم آقا امام رضاست» و النگو و انگشتر طلاش را میندازه تو ضریح تا نذرش را ادا کرده باشه!</p>
<p> این انداختن پول و جواهرات به داخل ضریح فقط مختص به حرم امام رضا نیست، این داستان را در محل دفن همه امامهای شیعه و حتی در چند هزار (!) امامزاده موجود در کشور هم شاهد هستیم. حالا این سوال که اصلا چطور ممکن است که یک آدم مرده یتواند خواسته‌های زنده‌‌ها که از قرار معلوم هیچ موقع هم تمام نمیشود و چه بسا برخی با هم تلاقی و تضاد هم دارد را برآورده کند موضوع این مطلب نیست و در اینجا به آن نمی‌پردازم، اما موضوع این است که این پولها و جواهرات توسط مسئولین حرم جمع آوری می‌شود و معلوم نیست کجا خرج میشود. مثلا درباره حرم امام رضا، آنقدر حجم نذورات و وقوفات مردم زیاد است که سازمان عریض و طویلی به نام آستان قدس رضوی به وجود آمده است که از همین پول نذورات مردم الان چند صد هزار هکتار زمین کشاورزی و چند صد کارخانه و هتل و غیره را صاحب شده است و به طور کامل از پرداخت مالیات هم معاف است. در راس این سازمان یک آخوند مفت خوری قرار دارد به نام آیت الله «عباس واعظ طبسی» که از زمان انقلاب تا حالا رییس این سازمان بوده و به عبارتی از جهل و خرافات مردم استفاده کرده و با پول مردم می‌خورد و می‌خوابد! گوشه‌ای از فسادهای او را هم «عباس پالیزدار» افشا کرده بود که البته به زندان افتاد!</p>
<p>حالا اینها همه را گفتم تا به اینجا برسم که آی مردم ببینید نذوراتتان را چطور برای مقاصد شخصی خودشان خرج می‌کنند! در خبرها آمده که فرزند این آیت الله، به نام مصطفی که با توجه به کهولت سن پدرش، ریاست دفتر آستان قدس را بر عهده دارد و عملا همه کاره آنجاست، یک پول قلمبه‌ای به میزان یک و نیم میلیارد تومان را درسته داده به یک دختر ۲۷ ساله با نام «سحر ریحانی» (لینک خبر)! ظاهر قضیه هم این هست که این دختر یک فیلم سینمایی با نام «زلال بی انتها» از اتفاقاتی که داخل حرم می‌افتد (مثل انداختن نذری، غبار روبی و شستشوی حرم، نقاره زنی و غیره) تهیه کند. قسمت تعجب برانگیز ماجرا این است که اولا این دختر جوان هیچ سابقه تهیه کنندگی و کارگردانی ندارد، رشته‌ دانشگاهی اش ریاضی بوده و تنها در چند فیلم سینمایی بازی کرده است و دوما اینکه این فیلم هیچ بازیکنی ندارد و معلوم نیست این بودجه سنگین برای چیست؟! خود وی در مصاحبه‌ای که انجام داده است (لینک مصاحبه)، اقرار کرده است که در یک جلسه تجلیل از برگزیدگان المپیاد ریاضی با مصطفی واعظ طبسی آشنا شده و به او گفته است که «میخواهد به سرعت پولدار شود» و «حاج آقا» هم به سرعت قبول کرده است که چنین پول هنگفتی را به او بدهد!! تازه گویا قرار است پروژه‌های بسیار بزرگتری را هم با آستان انجام دهد! برای درک بزرگی این مبلغ کافیست به این نکته توجه کنید که کل هزینه ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که افتخار اسکار را به دست آورد، حدود ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.</p>
<p>من به رابطه احتمالی پشت پرده‌ای که بین این دختر جوان و پسر آیت الله وجود دارد کاری ندارم، اما دلم به حال آن مردمی میسوزد که علیرغم وضع نامناسب مالی، النگو و انگشتر خود را به عنوان ادای نذر به داخل ضریح و به عبارتی به شکم آیت الله‌های مفت خور میریزند! هیچ فکر کرده‌اید با این پول هنگفتی که به عنوان نذر و وقف پرداخت میشود، چند هزار بیکار را می‌شود به سر کار فرستاد، برای چند هزار دختر جوان می‌شود جهیزیه تهیه کرد و چند هزار نفر مجبور نخواهند بود از زور فقر کلیه خودشان را بفروشند؟ امیدوارم روزی برسد که هرکسی وضع زندگی و یا تغییر در سرنوشت خودش را نتیجه مستقیم عوامل مادی و عملکرد و تلاش خود بداند و نه نتیجه متوسل شدن به مردگان مقدس…!‏

Photo: در مملکتی که بیماران روانی حاکمند فقط بیماران روانی از آزادی برخوردارند.</p>
<p>Korosh Eefani

من توهین می کنم

منتشرشده: 7 سپتامبر 2012 در بدون شرح

به مقدسات تو توهین می کنم
من به دینی که زن را از بیضه ی چپ مرد کمتر می داند توهین می کنم
من به دینی که دستور سر بریدن مخالفانش را می دهد توهین می کنم
من به دینی که مخالفان اسلام را نجس می داند توهین می کنم

من به دینی که اجازه غنیمت گرفتن زنان را می دهد توهین می کنم
من به دینی که چند همسری را رواج می دهد توهین می کنم
من به دینی که فرمان قطع انگشت و دست و پا را می دهد توهین می کنم
من به دینی که تهدید به شکنجه سوزانده شدن در آتش می کند توهین می کنم
من به دینی که دختر نه ساله را آماده سکس می داند توهین می کنم
من به دینی که فرمان جنگ با غیر مسلمانان را می دهد توهین می کنم
من به دینی که اعراب مهاجم با حمله به کشورم ، رواجش دادند، توهین می کنم
من به دینی که زن را کالا فرض می کند و او را ناقص العقل می داند توهین می کنم
من توهین می کنم.
 

در عجبم!

منتشرشده: 7 سپتامبر 2012 در بدون شرح
در عجبم از زنان سرزمینم که دوست دختر همسرشان را تحمل نمیکنند
اما بر امامانی میگریند که 4 زن رسمی و چندین زن صیغه ای داشتند.