بایگانیِ ژوئن, 2014

Presentation10z3]

سکولار شوید، اسلام را از عرصه های عمومی زندگی خود خارج کنید و تنها برای خود نگه دارید، برای دیگران با باورهای دینیتان مزاحمت ایجاد نکنید، اذان را با صدای بلند پخش نکنید، در ماه رمضان رستورانها را نبندید،پوشیدن لباس شاد در محرم را توهین ندانید، دیگران را مجبور به داشتن حجاب نکنید و خلاصه قوانین دینیتان را به اجتماع تحمیل نکنید، سعی نکنید با ظاهر و رفتار متفاوت خود را از اجتماع جدا کنید، مثل بقیه باشید.

حساسیت خود را در مقابل اهانت کم کنید، مانند کودکان اهانت را جدی نگیرید، تنبیه اهانت کنندگان را به الله شکنجه گر بسپارید، به جایی که در آنجا به شما اهانت میشود نروید و اهانت به باورها و دینتان را متمدنانه تحمل کنید، درست مثل تمام دین داران و باورمندان دیگر!

شما نیازمند این تمرین هستید زیرا در فردای آزادی ایران همزیستی بهتری با دیگران خواهید داشت.
فعلابااین تصویرتمرین کنید.مهدی میرآخورلو

Presentation1klj
برپایه نوشتارهای طبری (1)، الواقدی (2)، و ابن هشام (3)، در ماه رمضان سال 627 میلادی، محمد گروهی را به فرماندهی زید بن حارث برای رویاروئی با افرادی که در وادی القراء بسر میبردند به آن ناحیه گسیل داشت. زید بن حارث در این محل با افراد طایفه بنوفزاره برخورد کرد و در نبردی که بین آنها در گرفت، برخی از سربازان زید بوسیله بنوفزاره کشته و برخی از جمله خود زید زخمی شدند و به گونه ای که مسلمانان بدن زخمی شده زید را در بین کشته ها یافتند و آنرا با خود به مدینه بردند. هنگامی که زید به مدینه بازگشت سوگند خورد تا انتقام شکست خود را از بنو فزاره نگیرد از انجام روابط جنسی خودداری خوواهد کرد. پس از اینکه زخم های زید بن حارثه التیام پذیرفت، محمد او را به فرماندهی نیروئی دوباره برای رویاروئی با بنو فزاره گسیل داشت. زید با بنو فزاره در وادی القراء روبرو شد و این بار تلفاتی بر آنها وارد آورد و در نبرد پیروز گردید. در این نبرد، قیس بن المسحر موفق شد مصعب بن حکمه را از پای در آورد و فاطمه دختر ربیعه، یکی از دختران فاطمه و عبدالله بن مسعده را نیز به اسارت بگیرد…

زیبدبن حارث به قیس بن المسحر دستور داد فاطمه را که زنی بسیار سالخورده و همسر مالک بود به قتل برساند و او به وحشیانه ترین وضع ممکن او را کشت. بدین شرح که او هر یک از پاهای فاطمه را با طنابی بست و سپس سر هر یک از آن طنابها را به پای یک شتر گره زد و آنگاه شتر ها را در دو جهت مختلف به حرکت در آورد و در نتیجه بدن آن زن فرتوت و سالخورده به دو شقه تقسیم گردید.

آنگاه دختر فاطمه و عبدالله ابن مسعده را نزد محمد آوردند. دختر فاطمه بانوئی بسیار فرهیخته بود و بین اهل طایفه اش به غایت احترام داشت و چون سلام بن عمر او را دستگیر کرده بود، میبایستی به او تعلق میگرفت. ولی محمد از سلامه خواست تا او را به وی بدهد. سلامه ناچار خواست محمد را پذیرفت و او را در اختیار محمد قرار داد. محمد بعدها او را به دائی اش حزن بن ابی وهب بخشید و او در نتیجه این ازدواج عبدالله بن حزن را زایش کرد.

Presentation1ytv8

یکی از احکام خنده دار روزه که محمد مجبور شد انرا حذف کند : همخوابگی در ماه رمضان ممنوع!

یکی از خنده دارترین احکامی، که محمد در اغاز دین خود برای روزه داری ابداع کرد این بوده كه در تمام ماه رمضان، مسلمانان بايد از همخوابگي خودداري كنند، ولي پس از انكه دريافت كه اين كار چقدر نابخردانه است و امكان پذير نيست، با سرودن آيه 187 سوره بقره از قول «الله»، خداي فرمانبردار و دست به سينه اش، همخوابگي در ماه رمضان را براي مسلمانان روضه دار حلال و مجاز اعلام داشت. آيه 187 سوره بقره چنين ميگويد ؛

براي شما در شبهاي ماه رمضان مباشرت با زنهايتان كه لباس شما و شما لباش انها هستيد حلال شد. (الله )دانست كه شما در كار مباشرت با زنانتان نافرماني كرده و خود را در ورطه ي گناه مي افكنيد، از اينرو از حكم حرام بودن ( مباشرت در شبهاي رمضان ) در گذشت و گناه شما را بخشيد. از اكنون رواست كه در شبهاي ماه رمضان با زنهاي خود به گونه حلال مباشرت كنيد و هرچه را (الله) براي شما مقدر كرده پيروي كنيد…..

همه می دانیم که حرف غیر منطقی و ابلهانه هیچ خریداری ندارد و باید ان حرف را پس از کلی خوار شدن پس گرفت حتی اگر حرف از سوی الله! بیان شده باشد انهم به مردم به اصطلاح نفهم! عرب جاهلی. اما جالب اینجاست که الله! حرف خود را براحتی پس میگیرد و سخنی منطقی تر می زند. و دلیل پس گرفتن حرفش را هم این اعلام میکند که من یعنی الله فهمیدم که شما حکم مرا اجرا نمیکنید و با زنانتان رابطه برقرار میکنید……. بسیار خنده اور است که این الله دانا، توانا و عقل کل! که همه چیز را میداند! و بر همه چیز اگاه است! خالق اسمانها و زمین است وووو. پیش از انکه حکم نخست را(ممنوعیت همخوابگی) اعلام کند نمیدانسته که پیروان محمد حکمش را اجرا نمیکنند و اصولا به چیزشونم حساب نمیکنند و پس از انکه گند کار در می اید گفته یخود را پس میگیرد

همانطور مشاهده کردید خیلی شیک و قشنگ!! محمد حرف قبلی خودش رو به دلیل مضحک و ابلهانه بودن پس میگیره. و انرا به گردن الله می اندازد تا مسلمانان به او شک نکنند.

ج0بت
توصیف از فاطمه دختر محمد :

اللمعة البیضاء – التبریزی الأنصاری – ص 234
وانها كانت أبدا بتولا عذراء ، وكان ثدیاها طویلین بحیث كانت تلقیهما من أعلى كتفیها على عقبها ، وترضع أولادها من وراء ظهرها

اوبرای همیشه باکره ودور از حیض بودند وپستانهایش به گونه ای دراز وبلند بود که ازبالای کتف به پشت خود می انداخت تا از پشت سر خودبه فرزندانش شیر بدهد

ودر ادامه می گوید :
ساطعا عطر الجنة ورائحتها من بین ثدییها، ورسول الله (صلى الله علیه وآله) كان یمس وجهه لما بین ثدییها كل یوم ولیلة یشمها ویلتذ من إستشمامها،
عطر و بوی بهشت از میان سینه هایش به مشام می رسید و پیامبر -صل الله علیه و آله و سلم- چهره اش را هر روز و شب میان سینه اش قرار می داد و رایحه ی تنش رو استشمام می کرد و از آن لذت می برد

526592_215339055276808_1388226916_n-e1361180449911
قـرآن: عربها نفهم هستند
بعدا به ما ایرانیان می گویند ما به عربها توهین می کنیم و نژاد پرست هستیم.
سوره توبه آیه 97 که می گوید
الأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ یَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَی رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ
یعنی عربها از بدترین کفر و شرک و نفاق هستند و
سزاوارند که آنچه الله می گویند نفهمند !!!!!
جالب الله به زبان عربی حرف میزنه و بعد به یک قوم و
نژاد توهین هم میکنه !!!!
برخی ها تلاش دارند بگویند نه منظور الله وحشی بیابانگرد بوده ، هر چه که باشد الله حق توهین ندارد و آیا مگر بجز بدوی و وحشی ها در آن صحرای بی آب و علف عرب متمدن شهر نشین بوده؟
شهر نشین های آنها وقتی همان سپاه وحشی اسلام بوده پس فرقی میان آنها و بیابانگردهای وحشی نبوده.

1549486_475892479178805_231265573_n

کاظم صدیقی، یکی از «امامان جمعه» موقت تهران، در یک سخنرانی در تبریز مدعی شد که جنازه شیخ فضل‌الله نوری، چهره‌ی تندروی مخالف نهضت مشروطه، پس از به دار آویخته شدن تا صبح قرآن می‌خوانده است.

آقای صدیقی در توضیح این ادعایش گفت: «افرادی شبانه جنازه شیخ را در داخل خانه‌اش دفن کردند و بعد از سه روز، شیخ فضل‌الله نوری به خواب کسی آمد و خواست که جنازه‌اش را در قم دفن کنند، وقتی قبر او را نبش کردند، کفن و پیکرش تازه مانده بود.»

وی سپس از قول محمدتقی بهجت، «مرجع تقلید» درگذشته افزود: «فردی که از شب تا صبح کنار پیکر شیخ فضل‌الله نوری مانده بود تا بدنش را صبح دفن کنند، صدای تلاوت قرآن را می‌شنود، پس از مدتی متوجه می‌شود که صدای تلاوت قرآن از پیکر شیخ فضل‌الله نوری شنیده می‌شود.»
http://bit.ly/1lRIZnj

و باز هم دینی بنام اسلام!

منتشرشده: 26 ژوئن 2014 در بدون شرح

دین اسلام، دین خواب است، دین