بایگانیِ دستهٔ ‘Uncategorized’

403231_228563487227004_14147217_n-e1369002440141 زمانی که فرد درداخل حلقه ی ايمان به اسلام است همه چيزرا توجيه می کند وخود را فريب می دهد، ليکن زمانی که پوسته ی اسلام را می شکند وبه تحليل منطقی مسايل می پردازد، می بيند که قرنهاست اورا فريب داده اند.
اشتباه است اگرفکرکنيم علی بن ابيطالب، امام اول شيعيان، دررابطه با تجاوزجنسی عليه زنان ودختران بی دفاع تافته جدا بافته بوده است. درقلعه ی عين التمرخالد بن وليد «گردن همه ی مردم قلعه را زد وهرچه زن وفرزند ومال درقلعه بود به اسيری وغنيمت گرفت.» يکی ازاين زنان نگون بخت بنام صهبا ام حبيب سهم علی شد که برايش عمر ورقيه را آورد. (تاريخ طبری، جلد ششم، ص 2696). طبری). علی بن ابوطالب درزمان فوت درحدود هشتاد کنيزداشت که حسن وحسين کنيزانی را که باردار نبودند فروختند وپول آنرا بين خود تقسيم کردند.

امروزهمه درايران ازاين نمونه دردناک وطنزتيره ی شفقت اسلامی خبردارند که پاسداران جنايت پيشه وتجاوزگرپس ازاعدام جگرگوشگان مردم با جعبه ای شيرينی به خانه ی آنان رفته واين خبرهولناک را به خانواده ی قربانی داده اند که چون زندانی دختری باکره بوده شب قبل ازاعدام به فتوی حاکم شرع با وی «ازدواج» کرده وبکارت اورا برداشته اند.

543086_415425151864321_600434918_n-e1368645186700 مدینه شهری بود که جز با شمشیر و وحی اداره نمی شد

سوره ۳۳: الأحزاب، آیه ۶۰
اگر منافقان و كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و شايعه افكنان در مدينه باز نايستند تو را سخت بر آنان مسلط می كنيم تا جز اندك در همسايگى تو نپايند

و ترس از «فرستاده» نیز در آن موج می زد

سوره ۹: التوبة، آیه ۶۴
منافقان بيم دارند از اينكه سوره اى در باره آنان نازل شود كه ايشان را از آنچه در دلهايشان هست خبر دهد بگو ريشخند كنيد بی ترديد خدا آنچه را كه می ترسيد برملا خواهد كرد

سوره ۴: النساء، آیه ۱۳۸
به منافقان خبر ده كه عذابى دردناك خواهند داشت

نه تنها مدینه که پیرامون آن نیز از عذاب و عقاب دور نبودند

سوره ۹: التوبة، آیه ۱۰۱
و برخى از باديه نشينانى كه پيرامون شما هستند منافقند و از ساكنان مدينه بر نفاق خو گرفته اند تو آنان را نمی شناسى ما آنان را می شناسيم به زودى آنان را دو بار عذاب می كنيم سپس به عذابى بزرگ بازگردانيده می شوند

چون الله است که همه را می شناسد

سوره ۲۹: العنكبوت، آیه ۱۱
و قطعا الله كسانى را كه ايمان آورده اند می شناسد و يقينا منافقان را می شناسد

مدینه شهری بوده که جدال برای قدرت در آن بیداد می کرده و ترس از کودتا یکدم مسلمانان را رها نمی کرده

سوره ۶۳: المنافقون، آیه ۸
می گويند اگر به مدينه برگرديم قطعا آنكه عزتمندتر است آن زبونتر را از آنجا بيرون خواهد كرد و عزت از آن الله و از آن فرستاده او و از آن مؤمنان است ليكن اين دورويان نمی دانند

تا اینکه فرمان نبرد صادر شد برای پیروزی بر دشمنان که منافق هم یکی از آنان بود

سوره ۹: التوبة، آیه ۷۳
اى پیامگیر با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگير و جايگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامى است

آنچه روشن است این است که تا هنگامی که برچسب های «کافر، مشرک، منافق، ملحد، مرتد، اهل کتاب و مومن» در قرآن و در اسلام هست؛ یافتن و جا دادن آزادی و آزادی بیان که از پیش نیازهای حقوق بشر است نه تنها در مدینه که در خود اسلام کاری است بیهوده و باطل

222776_10151255287107681_556754358_n شما حق ندارید به عقاید مردم توهین کنید!
اینکه نباید به مقدسات توهین کرد و نباید به دین مردم کاری داشت سخنی است که شبانه روز از مسلمانان،و طرفداران ایشان میتوان شنید.

امروز سئوال من این است که آیا مسلمانان میتوانند به این باور من احترام بگذارند؟؟

( مسلمانان مانند حیواناتی هستند که کسی در گوششان چیزی بگوید و آنها جز بانگی نشنوند، مسلمانان کر و کور و لالند و هیچ نمیفهمند!!)

اگر تعجب میکنید و فکر میکنید توهین به شما شده است باید این را هم از قران داشته باشید که میگوید:

سوره البقرة (2:171)

مثل کافران ، مثل حيواني است که کسي در گوش او آواز کند ، و او جز بانگي و آوازي نشنود اينان کرانند ، لالانند ، کورانند و هيچ در نمي يابند.

547060_477816405600997_2110801957_n

483902_412940572134901_712614420_n از ابو مالک نخعی از الأسود بن قيس از نبيح العنزی عن أم أيمن(خدمتکار محمد) که در چندین کتاب بیان شده است و مفهوم همه این است که :
محمد شبی از خواب بلند شد و به طرف کوزه‌ای که معمولا در زیر تخت خوش و یا در گوشه‌ای از اتاق می‌گذاشت و مخصوص ادرار شبانه‌اش بود رفت و در آن ادرار نمود، ام ایمن می‌گوید که من از خواب برخاستم در حالیکه تشنه بودم، نوشیدم آنچه که در کوزه بود و احساس نکردم، هنگامیکه صبح شد نبی گفت:
ای ام ایمن، بلند شو و آن کوزه را از آنچه که در آن است خالی کن.
گفتم: و الله من آن را نوشیدم.
ام ایمن گفت: پس رسول الله خندید تا اینکه دندان هایش آشکار کردید، پس گفت:
به درستیکه شکم تو از این پس به درد نخواهد آمد. (این حدیث نشان می‌دهد که محمد به خدمتکارش که اهل افریقا بوده با توجه به کمبود آب در آن سرزمین، آب گندیده می‌داده است)
این حدیث در منایع مختلف اسلامی آمده است و به دلیل کثرت همین منابع کسی نتوانسته آن را رد نماید.(1)
راه دیگری که این حدیث روایت شده از طریق حسن بن حریث از یعلی بن عطاء از ولید بن عبدالرحمن از ام ایمن می‌باشد، منابع این روایت هم بسیار زیاد است(2):
آن گونه که از روایات برمی‌آید، زن دیگری به نام «برکه ام یوسف» خدمتگذار ام حبیبه( از زنان محمد که به حبشه هجرت نمود) هم این ادرار را نوشیده است گرچه برخی معتقدند که این دو یکی هستند، در اینجا چند تا از کتابهائی که این موضوع را آورده‌اند بیان می‌کنم:
ان النبی كان يبول فی قدح من عيدان ثم وضع تحت سريره، فبال فوضع تحت سريره فجاء فاراده فاذا القدح ليس فيه شی فقال لامراه يقال لها بركه كانت تخدمه لام حبيبه جاءت معها من أرض الحبشه:
اين البول الذی كان في هذا القدح؟
قالت:
شربته يا رسول الله! (بیهقی در سنن کبری جلد7 صفحه 67 حدیث شماره 13184)
همچنین طبرانی همین حدیث در الکبیر جلد24 صفحه 189 و از طریقی دیگر در صفحه 205 آورده است.
سیوطی در الخصائص الکبری جلد 2 صفحه 441 معتقد است که این حدیث صحیح می‌باشد.
اما آیا برکه و ام ایمن دو زن بودند که هر کدام جداگانه ادرار محمد را نوشیدند یا هر دو اسم یکی است؟:
ابن کثیر در البدایه و النهایه جلد 5 صفحه 326 معتقد است که کسی که ادرار محمد را نوشیده است برکه بوده است و کسی که همراه ام حبیبه از حبشه آمده بود او خدمتگذار ام حبیبه بود صاحب این برده ابی سفیان بن حرب می‌باشد و فرق است بین او و ام ایمن.
ابن حجر هم در الاصابه جلد 8 صفحه 171 معتقد است که این دو یکی نبودند و این دو داستان جداگانه‌ای است.
فقهای اسلامی هیچ کدام این حدیث را رد نکرده اند و تقریبا در صحت آن شکی نیست؛ اما آن چیزی که سبب اختلاف بین آنها است این موضوع می‌باشد که آیا نوشیدن ادرار محمد دارای احکام فقهی است یا نه.
ایرادی که به این حدیث گرفته می‌شود این است که چگونه خدمتکار محمد ادرار او را نوشید بدون اینکه متوجه شود چه چیزی را می‌نوشد!
در پاسخ باید گفت:
نخست این که این ادعا را خدمتکار(خدمتکاران) محمد مطرح نموده است و کسی غیر از او چنین ادعائی ننموده است، او برای این کار می‌تواند دلایلی مخصوص به خود را داشته باشد مانند خودشیرینی.
دوم اینکه در هنگام تشنگی اگر مایعی را ظرفی که مخصوص آب است ریخته شده باشد، معمولا فرد تشنه بر حسب اینکه از چه طبقه‌ی اجتماعی باشد و چگونه آبی را نوشیده است، قدرت تشخیص او کمتر است؛ نمونه‌اش را هر روزه در بیمارستانها مشاهده می‌‍شود که افرادی در هنگام تشنگی نفت را نوشیده‌اند، این موضوع برای آشنایان من نیز اتفاق افتاده است.
سومین احتمالی که مطرح می‌باشد این است که ممکن است در همان کوزه‌ای که محمد ادرارش را در آن ریخته بود مقداری آب هم موجود بوده باشد که با ادرار محمد رقیق‌تر گردید، شاید هم محمد آب را درون کوزه ریخته بود و به دروغ آن را ادرارش معرفی نموده بود؛ خلاصه مهم این نیست که آیا خدمتکار او ادرارش را نوشیده است یا نه، مهم این است که محمد این موضوع را به محض شنیدن می‌پذیرد و به زنی که مدعی خوردن ادرارش می‌یاشد (به طور غیر مستقیم) می‌گوید که الله در ادرارش برکت گذاشت است.
در تشیع ظاهرا خوردن ادرار و مدفوع ائمه دارای اجر و پاداش می‌باشد:
آیت الله ملا زین العابدین گلپایگانی که از علماء بزرگ شیعه در قرن 13 به شمار می‌آید، در کتاب انوار الولایه که به زبان عربی نوشته شده می‌گوید:
ليس في بول الأئمه و غائطهم استخباث و لا نتن و لا قذارة، بل هما كالمسك الأذفر، بل من شرب بولهم و غائطهم و دمهم يحرم الله عليه النار و استوجب دخول الجنه (انوار الولایه/ص440) در ادرار و مدفوع امامان نه پلیدی وجود دارد و نه گندی و چرکی، بلکه آن دو(ادرار و مدفوع) مانند مشک بسیار خوشبو هستند؛ اما هر کس که ادرار، مدفوع و خون آنان بنوشد الله آتش جهنم را بر او حرام می‌گرداند و دخول بهشت بر او واجب می‌شود.
در اصول کافی که معتبرترین کتاب شیعه می‌باشد حدیثی وجود دارد(3) که مدفوع ائمه بوی مُشک بسیار خوشبو دارد(این موضوع یکی از راههای تشخیص امام زمان می‌باشد).

526718_104024213115354_1185006930_n آقای الله در آیه های 11 و 12 و 176 سوره زنان در مورد حق ارث صحبت کرده است. داستان این است که در 3 مرحله مختلف در 3 مورد، آقای الله
آیه هایی برای تقسیم ارث فرستاده است که از ظاهر آیه ها اینگونه برمی آید که در زمان فرود شدن آن آیه ها کسی مرده بوده و محمد در واقع با ارائه این آیه ها مشکل ارث آنها را حل کرده است.

مشکل اینجا پیش می آید که وقتی این آیه ها باهم تطابق داده میشوند، و از حاصل نتیجه آنها به تقسیم ارث پرداخته میشود، رقم به دست آمده بیشتر از سهم ارث میشود!

مثلن اگر مردی بمیرد و وارثانش همسر، مادر، و خواهرش باشند؛

طبق آيه ی 12 به همسر4/1، به مادرطبق آيه ی 11، 3/1 وبه خواهرانش طبق آيه ی 176، 3/2 می رسد که جمع جبری اين عددها بيش از1 يعنی کل ارث می شود.

حالا مسلمانان احمق برای لاپوشانی این موضوع ریاضی ساده دست به چه توجیهی زده اند؛

«وقتی طبق آيه ی 12 به همسر 4/1 تعلق می گيرد مابقی ارث که 4/3 باشد، به صورت يک مال کل (يعنی يک) درنظرگرفته می شود وازاين يک که دراصل 4/3 ازارث اصلی است 3/1 به مادر و3/2 به خواهران تعلق می گيرد. بنابراين جمع به صورت ذيل انجام می شود:
1= (3/1+3/2)* 4/1+4/3″

«مابقی ارث که 4/3 باشد، به صورت يک مال کل (يعنی يک) درنظرگرفته می شود» ؟!!!!!!

چرا ؟! بر چه اصلی 4/3، 1 در نظر گرفته میشود؟! در این صورت خب ما هم آن 4/1 که به همسر داده میشود را 1 در نظر میگیریم تا معادله ریاضی شما به کل به هم بریزد و جواب شود 2، یعنی 2 برابر اصل ارث!

یعنی چه؟! ریاضی دیگر یک فرمول جهانی دارد. دستور الله که نیست هرجا دلت خواست 8 را 2 در نظر بگیری و 4 را 12 در نظر بگیری تا به جواب برسی!

در ادامه این سند حماقت آمده است؛

«در شرع اسلام ابتدا يک چهارم کل ارث را به همسرمی دهد و مابقی ارث را دلخواهانه تمام ارث محسوب می کند و درحقيقت دراينجا به پدر و مادر و خواهران اجحاف کرده و به آنها بجای 3/1 کل ارث مثلاً به مادر3/1 باقيمانده ی ارث را واگذار می کند بدون آنکه نشانه يا آيه ای از اين نحوه ی تقسيم در قرآن ارائه دهد.»

ببینیم در این حالت چه میشود؛
مثلن سهم ارث 3 هزار تومان است. در این حالت باید به همسر 4/1 داده شود که میشود تقریبن 760 تومان. به مادر 1000 تومان. و به خواهران 2000 تومان. که خب مجموع میشود 3760 تومان و آن 760 تومان کسری می آید!

ادعای اینها در مورد راه حل شرع اسلام برای اینکار چیست؛
4/1 به همسر میدهند. 760 تومان. مابقی که میشود 2240 تومان.
3/1 این را به مادر میدهند یعنی تقریبن 750 تومان. و 3/2 به خواهران یعنی تقریبن 1500 تومان.

حالا مشکل اینحاست خب حکم قرآن شکسته شد! قرآن گفته بود به خواهران 2000 تومان داده شود، حالا 1500 تومان داده اند و به مادر 1000 تومان، که الان 750 تومان داده اند!
پس حکم قرآن چه میشود؟ ایا خواهران یا مادر اینجا نباید ناراضی باشد؟! حق الله در موردش داده نشده است!

شیادی آخوندی؛
آخوندهای شیعه برای اینکه اعتراضی پیش نیاید این موضوع را اینگونه حل کرده اند؛

هر سهم را بر مجموع سهم ها تقسيم می کنند. اینگونه که بر اساس مضرب وارثان همه ارث را مثلن به بجای 24، 27 در نظر گرفته و سهم مثلن زن را که 24/3 است به 27/3 کاهش می دهند. یعنی در این حالت اول 4/1 را تبدیل به 8/2 میکنند، که در واقع با هم مساوی هستند و در مرحله بعدی 8/2 تبدیل میشود به 9/2 . یعنی سهم زن از 4/1 به 4.5/1 تبدیل میشود!

و زن که قرار بود 1000 تومان سهم ببرد، در این حالت تقریبن 890 تومان سهم میبرد.

و بدین ترتیب حکم آقای الله در مورد سهم ارث میشکند، چون الله ریاضی بلد نبود! تازگی ها میگویند یاد گرفته است. انتگرال هم هتا میتواند بگیرد!

561496_169684126508968_180125880_n رسول الله:
اگر كساني را در حال انجام لواط پيدا كرديد، هر دو را بكشيد! (ميزان الحكمه جلد 8 .صفحه 539)

رسول الله:‌
استمنا (خود ارضائی ) كننده با دست، ملعون است ! (ميزان الحكمه جلد 9 صفحه 222)

رسول الله:
لعنت خدا وفرشتگان و همه مردم بر استمناگر ! و لواط كننده گان! باد ! ( ميزان الحكمه . جلد 8 . صفحه 539)

18003_358145957636512_721117246_n-e1364947316109
به این گفته محمّد بن عبدالله توجه کنید تا اوج هذیان گوئی و خالی بندی یک پیامبر روان پریش را لمس و حس نمائید.

» سدير صيرفى از امام صادق و او از پدران بزرگوارش عليهم السلام نقل مى كند كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
نور فاطمه عليهاالسلام پيش از خلقت زمين و آسمان آفريده شد. (!)
بعضى از حاضرين عرض كردند: اى پيامبر خدا، پس او از بشر نيست؟ حضرت فرمود:
فاطمه، حوريه ى بشرى است. (!)
عرض كردند: اى پيامبر خدا، چگونه وى حوريه ى بشر گونه است؟ حضرت فرمود:
خداوند- عزوجل- پيش از آنكه آدم را بيافريند، او را از نور خود آفريد، آن هنگام كه ارواح بودند. (!).
عرض شد: اى پيامبر خدا، در آن هنگام فاطمه كجا بود؟ فرمود:
او در حقه اى در زير ساق عرش بود. (!) (يعنى در ظرفى در زير ساقه عرش بود.)
عرض كردند: اى پيامبر الهى، غذايش چه بود؟ فرمود:

تسبيح و تقديس و لا اله الا الله و حمد و ثناى الهى… (!!!) «

منبع: بحار الانوار، ج 43، ص 4، روايت 3

اگر محمّد بن عبدالله امروز زنده بود و ادعای پیامبری میداشت و دلایل این پیامبری را در چرندیاتی بنام آیات قرآنی و گفتارهای جنون آمیزی نظیر همین روایت و حدیث بالا میدانست، مطمئنن بعنوان یک دیوانه، روان پریش، هذیان گو و فردی خطرناک برای جامعه بشری جایش در تیمارستان و پشت میله های آهنین بود.

ما ایرانیان را چه شده است، که پیرو چنین فرد دروغگو، خیال پرداز و شیادی شده ایم!؟
وارد هزار سوم از تمدن نوین و مدرن گشته ایم، امّا پرسش مهم برای ما ایرانیان این است که، تا کی باید در خواب غفلت 14 قرن گذشته باقی بمانیم و حقایق این دین اهریمنی را از روی بی تفاوتی و نداشتن مطالعه درست نادیده بگیریم!؟

424648_304922229615749_1910504782_n
جبرئیل نزد من آمد و مرا به خوردن هلیم سفارش کرد تا پشتم (قدرت جنسى ) قوى گردد و براى بندگى پروردگارم ! توانا گردم !!

(بحارالانوار، جلد ۶۶، صفحه ۸۶)

487887_139472539563954_1142415756_n
در قرآن به مردان مؤمن وعده داده شده است که الله آنها را به ازدواج حورالعین در می‌آورد، اما آیا برای زنان و دختران مومن بهشتی، در آنجا همسرانی مشابه حورالعین وجود دارد؟

در اینجا چند فرضیه مطرح می‌گردد:
1- الله همین زنان مومن را حورالعین قرار میدهد:

برای رد کردن حالت نخست، کافی‌است بدانیم که الله بیان می‌نماید، دست هیچ جن و یا انسی پیشتر به آنها (حورالعین) نرسیده است:
(رحمن/56) در آنها (باغها‌ی بهشتی) زناني هستند چشم نگه‌دار از نامحرم و هيچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است.
(رحمن/74) زناني كه هيچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته.

2- الله حورالعین مذکر نیز جهت آنها می‌آفریند:

برای رد کردن این حالت، کافی‌است به این آیه دقت نمائیم که الله بیان می‌نمائید که ما آنها را باکره قرار می‌دهیم:
(واقعه/36) پس ما آنها را (در بهشت) باکره قرار میدهیم.
اگر بیان شود که منظور زنان مومن هستند که در بهشت باکره می‌شوند، پس باز هدف رضایت مردان است.
ضمنا در تمام آیاتی که وصف حوریان شده از ضمیر مونث استفاده گردیده است و این بدین معناست که این حوریان فقط دختر هستند.

3- آنها را به ازدواج مردان مومن بهشتی در می‌آورد:

پذیرش حالت سوم: بدان معناست که برای آنها، همین مردان مومن دنیا در نظر گرفته شده است، مردانی که هر‌ اندازه مایل باشند از حوریان بهره‌مند هستند.
اما در برخی از روایات اسلامی و آیات قرآن گفته شده که زنان بهشتی به ازدواج شوهرانشان در می‌آیند؛
(زخرف/70) «شما (مردان)و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید. اگر چنین باشد چند حالت پیش می‌آید:
نخست اینکه اگر شوهرانشان جهنمی باشند در آن صورت تکلیف آنها چیست؟
دوم: اگر شوهر بهشتی باشد ولی در مرتبه‌ی متفاوتی از همسر، در آن صورت تکلیف چیست؟
سوم: تکلیف دختران مومن مجرد چه می‌شود؟
چهارم: اگر مردی چند‌همسره باشد و همه‌ی زنان همراه شوهرشان بهشتی باشند،آیا دوباره سر آنها هوو وجود دارد؟
پنجم: تکلیف دوجنسه‌ها چیست؟
ششم: اگر زنی همسر اولش از دنیا رفت، او دوباره ازدواج نمود و هر دو همسرش به همراه خودش بهشتی شدند، تکلیفش چیست؟ او زن کدامیک از آنها می‌گردد؟

اما در آنجا نوجوانانی پسر که مانند حوریانند، نیز وجود دارند.
اگر گفته شود که آنها برای این زنان و مانند حوریان مردانند پس:
(طور/24) و بدور آنها(مردان) غلمانی (پسران نوجوان) می‌گردند که برای آنها هستند و آنها(غلمان) مانند مروارید پنهان(دست نخورده) هستند.
همانگونه که ملاحظه می‌نمائیم در این آیه، پسران نوجوان برای مردان بهشتی هستند نه زنان، زیرا از ضمیر مونث «هن» استفاده نشده است؛ ضمنا صفاتشان، صفات زنانه است.

اگر تمام حالات گفته‌ شده‌ی بالا رخ ندهد، پس:
زنان بهشتی بلاتکلیف می‌مانند؛ بنابراین احتمالا میل جنسی از آنها گرفته می‌گردد، که به‌ نظر می‌رسد گزینه‌ای جز همین گزینه باقی نماند.