بایگانیِ اوت, 2013

384031_119291671554776_287791809_n
الف، لام، میم البقره یا ماده گاو آغاز میشود با الف، لام، میم. ببینید بعضی از مذاهب و اهل باورهای دیگر می‌آیند و هرچیزی که معنایی ندارد برایش می‌نشینند و حساب و کتاب درست میکنند به حساب خودشان، و می خواهند که در راه اندیشه خودشان بهش معنی بدهند. الف، لام، میم که در آغاز این بخشنامه سیاسی می آید هیچ معنی ندارد. اگر بخواهید شما دنبال این معانی بگردید از این قبیل حقه بازیها در تازینامه خیلی زیاد است. در الاعراف که حالا بعد از الانعام بهش میرسیم. شروع میشود با اف، میم، صاد. خوب معنی آنها را هم شما حتما میخواهید به یک جایی بچسبانید!؟ این مال موقعی است که خود این کتاب معنایی داشت. وقتی که میگه «من که خودم پشت درم، تورو دیگه کجا ببرم؟». شما اول ثابت کنید که این کتاب با همه خشونت ها و جنایاتش کتابیست که از طرف الله آمده بعد بیایید بگویید که مثلا این منظورش این بوده یا آن بوده. و عیبه که ما در این عصر تازه برویم دنبال خرافات و خودمون رو بچسبونیم به چیزی که اصلا دیناری و پشیزی بها ندارد. خود این کتاب بهایی ندارد که بخواهد صاحب اندیشه های دیگر بیایند بگویند که مثلا منظورش از این حروف ما بودیم یا من بودم. یا مثلا در شعراء طین، سین، میم … این همه حرف. یک آدم حقه بازی بوده برای اینکه شما را به فکر وادار بکند می آید و میگوید. در النمل، طین، سین. خوب، یعنی چی؟ همینجوری شروع کرده و اینها رو گذاشته. یا مثلا در عنکبوت، الف، لام، میم. همینجوری که شما جلو برید میبینید که این حقه بازی رو به کار برده و هیچ معنایی رو هم نداره. این تک حرفی های آغاز بخشنامه های سیاسی تازی نامه به راستی و خارج از غرض هیچ معنایی ندارند. یا مثلا یا، سین. هیچ معنایی ندارد. مگر اینکه چون ی دارد و سین، بخواهد یک معنایی برایش بگذارد. یا مثلا همینجوری که می‌آییم جلو صاد. بیاییم بگوییم که مثلا صاد معنایش این بوده. در تمام بخش نامه های سیاسی تازی نامه، شما آغاز این بخش نامه ها را با حروف منفرد بدون معنایی میبینید، مثل المومن که ح، میم است و هیچ معنایی ندارد. و بسه دیگه ملت ایران برای معنا تراشی های بیهوده و این گونه چیزها. پس الف، لام، میم هیچ معنایی ندارد. یک حقه باز شارلاتانی که ما میبینیم در چند بند بعدش چقدر یاوه میگوید، چقدر چرند می گوید.

ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُديً لِلْمُتَّقِينَ

شکی ندارد که این کتاب هدی للمتقین است. هدی یعنی هدایت کردن، راه رو باز کردن، راهنمایی کردن، روشنایی دادن در راه مثلا تاریک. للمتقین. همینجا دچار اشکال میشود. این کتاب به درد جامعه بشری نمیخورد. زیرا برای متقیان است، برای پرهیزکاران است. در حالی که پرهیزکار و متقی نیازی ندارد. در جامعه بشری اونی که پرهیزکار نیست نیاز به کتاب دارد. اونی که بی سواده نیاز به مدرسه دارد. اونی که نا آگاهه نیاز به آگاهی دارد. اونی که بیمارست نیاز به پزشک دارد. وقتی این به شما دارد میگوید که آقا من یک دکتری هستم برای آنهایی که مریض نیستند. خوب بی خود کرده. ذلک الکتاب لا ریب؛ این کتابیست که در آن هیچ شکی نیست، فیه در آن وجود دارد، هدی هدایت و روشنایی، للمتقین برای پرهیزکاران، برای کسانی که ساخته شده هستند. ما این را نمی خواهیم. جامعه بشری به اینچنین کتاب حیله‌گرانه و موزیانه‌ای نیاز ندارد. ما به کتابی نیازمندیم که فیه هدی للغیرالمتقین باشد. هدایت برای آنهایی که پرهیزکار نیستند باشد. پرهیزکار که هدایت نمی خواهد. بعد حالا این متقین رو دنبالش رو می گوید.

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ

الذین یومنون بالغیب. دسته بندی میکند. حالا دارد شرط میگذارد برایش. باید اول همه آنها به غیب یعنی خدای نادیده ایمان بیاورند. و یقیمون الصلاة؛ نماز را هم به شیوه او بخوانند. و مما رزقناهم ینفقون از آن چیزی هم که بهشان دادیم انفاق کنند. هر سه تای اینها رو از زرتشتیت، از مسیحیت، از یهودیت گرفته و مال خودش نیست. بدون کم و کاست.

وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ

والذین یومنون بما انزل الیک؛ و آن کسانی که ایمان میارند به این چیزی که بر تو نازل شده. منظور همین تازی نامه است. وما انزل من قبلک وآن چیزی که پیش از تو نازل شده. مثل تورات و انجیل. وبالآخرتهم یوقنون و به آخرت یقین دارند. که خود این آخرت یک شمشیری است در دست این آدم که می خواهد بشر را به کشتارهای زمینی وادار بکند. به خاطر اینکه در قیامت سوخته نشوی برو جهاد کن! به خاطر اینکه در قیامت محمود واقع بشوی برو آدم بکش! برو سر ببر! مثل همین جانوری که امروز سر این کارگردان رو زد {اشاره به کشته شدن وان گوگ کارگردان هلندی}. او میرود بهشت. او بالآخرتهم یوقنون است. یعنی به آخرتش یقین دارد. به خاطر آن آخرت آمد و یک انسان را کشت. چون یقین کرده. این یقین در آخرت برای اسلام اینست که از آخرت بترس و هرچه من در این دنیا بهت میگم عمل کن. چیه؟ بکش مخالف من رو. چیه؟ بکش اون کسی که یک واژه در مورد من میگه. چیه؟ نابود کن هرکسی رو که با من نیست. حالا این گونه آدم ها را مثل این جنایت کارانی که سر میبرند، میگوید:

أُولئِکَ عَلَي‏ هُديً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون، اینها، بر هدایت از سوی خدای خودشان هستند. یعنی اینها از سوی خدای خودشان هدایت میشوند

970335_425730267534944_1196482179_n
آيه هاي 1 تا 5 سوره التين : سوگند به انجير و زيتون، سوگند به كوه سينا و سوگند به مكه كه ما انسان را به نيكوترين وجه ممكن بيافريديم

لذت بردید! از این قسم خوردنهای ابکی الله!. یکی نیست به این الله بگه اگه سخنت راست و درست است پس چرا هی چپ و راست قسم میخوری. بنظرتون اگر اکنون یکی بیاد و به انجیر و زیتون قسم بخورد که من فرستاده ی خدا هستم! در مورد او چه فکری می کنند و او را به کجا منتقل می کنند؟

123
آیات نوشیدن شراب:

بقره(219) نوشیدن شراب فقط گناهی است بزرگ.
نساء(43) منع است به وقت خواندن نماز.
نحل(67) نوشابه ای است شیرین و رزق حلال نیکو از درخت خرما و انگور.
مائده(90- 91) ممنوع و همردیف قمار و بت پرستی است.

آیات منع شراب هم دارای شان نزول می باشند:
1- شان نزول بقره(219) سوال عمر ابن خطاب بعد از خواندن نماز عبدالرحمن بن عوف در حال مستی.
2- شان نزول نسا(43) به نقل از کلینی: منظور مستی یعنی خستگی و حالت خواب زیاد!
3- شان نزول مائده(90) کتک کاری و نزاع در مراسم شعرخوانی بین مرد انصار و سعدابن ابی وقاص!
4- شان نزول مائده(91) واقعه قبل از جنگ احد است. مست بودن حمزه عموی پیامبر و کشتن شتر علی بدون دلیل!

هفتم شوال سال سوم هجری روز وقوع جنگ احد بوده است.یعنی اینکه نوشیدن شراب تا حداقل یک هفته تا پیش از جنگ احد و تا روز یکم شوال سال سوم هجری در مدینه و عمل بدمستی حمزه و سلاخی بدون دلیل شترعلی، حلال و تمام 13 سال مکه هم مشروع بوده است.
دراینجا ما ناخواسته از بحث نوشتار قدری دور شده وبه مشکلی دیگر در قرآن ایجاد میگردد نگاهی مختصر می اندازیم:
آیات شان نزول دار با قضیه آیات ازلی و ابدی قرآن دو مشکل ایجاد می نمایند:

1- اگر در روز نزاع بین سعد ابن وقاص با مرد انصار این واقعه پیش نیامده بود و یا سعد به مهمانی نمی رفت و کلی احتمالات موجود دیگر اصلا این آیه نازل نشده بود. یا اگر آن روز حمزه قدری کمتر نوشیده بود و یا شتر علی آنروز در مصاف با حمزه در حال مستی واقع نمی شد اصلا این اتفاق پیش نمی آمد و علی شکایتی از حمزه پیش رسول نمی برد تا آیه ای نازل بگردد و مائده(91) برای ابدالعمر در دل آسمانها باقی می ماند.

اینکه مسلمانان ادعا دارند که قرآن از روز یکم آفرینش و روز ازل در دل آسمانها بوده است و به تدریج بر محمد نازل شده است در تضاد با این نکته است که نزاع مزبور صرفاُ فقط یک اتفاق زمینی بود و امکان داشت اصلا نزاعی در صورت عدم حضور سعد در مهمانی مرد انصار صورت نمی گرفت و در آن صورت مائده(90) روی دست الله مانده بود و شان نزول و بهانه ای برای ارسال و نازل نمودن آن نداشت.
مگر اینکه الله خود سناریوی مست شدن حمزه و سعدابن وقاص و تحریک شتر بیگناه بر بیرون آمدن در آنروز و در یک مسیر قرار گرفتن با حمزه مست و مصدوم شدن بینی سعد بر اثر چوبکاری مرد انصار را از پیش برنامه ریزی نموده باشد که این خود مغایر با صفات 99 گانه الله در اسماءالحسنی در حشر(24) اوست.

«این مرور شان نزول آیات این کمک را بما می نماید که عامل پایه و اساس تحریم شراب را متوجه بگردیم که صرفا یک علت زمینی برگرفته از عادات و عوارض طبیعی انسانی بوده است و همچنین افرادی مثل عبدالرحمن بن عوف و سعد ابن ابی وقاص که از افراد ده گانه وبسیار خاص عشره مبشره بوده اند و یا حمزه عموی محمد هم بهره چندانی از فضیلت و اخلاق والای انسانی که گوش ما را از دوران طفولیت پر نموده اند را نداشته اند. محمد و صحابه درجه اول او همگی محصول فرهنگ تازیان در قرن ششم میلادی بوده اند. هاله تقدس موجود در ذهن مسلمانان ناشی از تعصب و آسمانی دیدن تمام رخدادهای زمینی آنزمان بوده است»

2- نکته دیگر در باب عدم نظم ترتیبی و عددی آیات قرآن است که این مشکل را از دل آیات ازلی متوجه میگردیم.
ما پیشتر میدانستیم که یک سوره با عنوان مکی و یا مدنی میتواند اختلاطی از هر دو هم باشد. یعنی آیاتی از دوران مدینه در داخل سوره های مکی باشد و یا همچنین برعکس باشند.
همچنین مائده(90- 91) رابر اساس شان نزول محصول قبل از جنگ احد در سال سوم هجری میدانند. در صورتیکه مائده(3) را محصول سال دهم وآخرین آیه محمد می دانند. یعنی اینکه در سوره مائده که ازلی و ابدی است. ما آیه(3) را درسال دهم داریم و آیات(90- 91) را در سال سوم هجری که خود دلالت بر عدم نظم شدید در بایگانی الله است.

علاوه بر این پراکندگی موضوعات فوق باز به عدم نظم ترتیبی و ریاضی برخورد می نمایم. شخص سوال کننده در باره منع نوشیدن شراب باید از آیه یکم در سوره فاتحه جستجوگر تک به تک آیات بدین شرح باشد تا به چهار آیه نامتوازن و بی معنا برخورد نماید:

1- بقره(219) را باید بعد ازمرور 224 آیات ازشروع قرآن در سوره فاتحه بدست بیاورد.
2- نساء(43) را بعد از534 آیات.
3- مائده(90) را بعد از 757 آیات.
4- مائده(91) را بعد از 758 آیات.
5- نحل(67) را بعد از 1966 آیات!!!

تازه بعد از این جستجوی طاقت فرسا ماحصل این تلاش چندین آیه است که نه تنها با یکدیگر آنچنان تناسبی ندارند بلکه متضاد با یکدیگر هم هستند.
همانطور که می بینید در بقره(219) فقط گناهی است بزرگ ولی منع نوشیدن نشده است. در نساء(43)نوشیدن فقط به وقت خواندن نماز منع گردیده شده است.در نحل(67) هم تایید بر شیرین و حلال بودن شراب می نماید.
اما درمائده(90- 91) که بطورکامل منع و ممنوع و همردیف قمار و بت پرستی گردیده است. این بدان معنا است که مائده(90- 91) در سال سوم هجری تمامی آیات قبل از خود را پیرامون نوشیدن شراب نسخ نموده است و ناسخ این آیات است. به عبارتی دیگر مابقی آیات منسوخ خواهند شد

همین وضعیت را ما در باره بقره(256) و عدم اجبار دین می بینم. بدین صورت که مائده(3) مابقی آیات هم موضوع خود را که قبل ازخودش نازل شده اند را نسخ و خود ناسخ و مابقی آیات قبلی همگی منسوخ اعلام میگردند.

حال اگر مسلمین خواهان مطرح نمودن بقره(256) و عبارت لااکره فی دین هستند پس این امکان» مشابه موضوع «برای من مسلمان باید موجود باشد که به استناد نحل(67) که شراب نوشابه ای است شیرین و رزق نیکو حلال از درخت خرما و انگور، بتوانم شراب را آزادانه و بدون محدویت شرعی حتی به وقت خواندن نماز بنوشم و بر من حکم شرعی تازیانه و منع نوشیدن وارد نباشد.

نتیجه این دو مثال این است همانطوری که آیات قبل از مائده(90- 91) همگی منسوخ و سندیت شرعی و اجرایی ندارند. بالطبع تمامی آیات پذیرش غیر اجباری دین هم منسوخ و سندیت شرعی ندارند و بقره(256) دقیقاُ ، شامل و مشمول این بند از موضوع و بوسیله مائده(3) منسوخ میگردند.

این تنها دو مثال در بحث چیدمان عمدی قرآن بود که خواننده را در مقابل این فرضیه قرار میدهد که چرا باید ثمره 19 سال تلاش مستمر و پی گیر دستگاه طویل و دراز خلافت با حضور بهترین فصحای قریش و تازیان محصول و کتابی اینچنینی باشد؟

بعد از مرگ محمد همه یاران و صحابه محمد حضور فعال در عرصه سیاست داشتند. 19 سال زمان بسیار طولانی برای جمع آوری کتابی با حجم فقط 604 صفحه و این همه نفض و معظلات است الا اینکه این زمان را بر ایجاد دست انداز و ابهام به قصد ایجاد شکوه و اعجاز در قرآن صرف نموده باشند. معجزات و شکوهی که در دو بحث فوق نمونه و مثالی از آن را دیدیم. معجزه ای بنام احساس گیجی و ناتوانی مسلمان از خواندن مفاد قرآن.

واقعا اگر این مجموعه آخرین کتاب آسمانی در احزاب(40) است، چرا خود ایشان در دوران 10 ساله حضورش در مدینه که هم پول و نفرات و زمان داشت همت به جمع آوری و تدوین قرآن ننمود؟
آیا این قصور نیست که آخرین و جامعترین کتب الهی را در نحل(44) ناتمام فقط بر روی شاخ و برگ درختان و استخوان شتر و حافظه قاریان قرآن بسپارد؟

مجموعه این ابهامات است که ایجاد کننده فریضه ای است که بیان می نماید تمام این ابهامات و تنافضات بطور عمد و حساب شده بوسیله دستگاه خلافت در قرآن تدوین شده، مدیریتی بوده است. تلاش دستگاه خلافت بر این بوده است تا با ارائه کتابی مبهم و گنگ و سخت فهم بار مطالب و مفاد و معنای آنرا برای عموم غیرقابل فهم و اعجاز آمیز تلقی نمایند. محدثان دلسوز و شیقته فیض و ثواب آیات جنت هم با ارئه میلیونی احادیث متضاد با یکدیگر و غیر عقلانی ذهن و دل مسلمانان را به سمت و سوی معنای پنهان سوق دادند. تاریخ نگاران اسلامی هم با نقل قول های شفاهی خود از منهدم نمودن ارتش های یکصد هزارنفری ساسانیان و بیزانس را در مقابل تازیان و بادیه نشینان اخبار جعلی صادر کردند بدون هیچ اثر و آثار باستانی و کاوشگرانه ای.

دستگاه خلافت نیازمند کتابی بود که این تجاوز نظامی و استمرار حضور بدون دلیل و علت را با مشروعیت بخشیدن شرعی و آسمانی بوسیله کتاب قرآن جلوه بدهد. تمام سعی و تلاش بر تدوین مطالبی است که شخصیت تاریخی در دوران ترورهای یکصد گانه و انبوه جنگهای تهاجمی مدینه را با شخصیتی روحانی و آسمانی در ذهن خواننده مسلمان القا نمایند.

دستگاه خلافت بر این باور بودند که با ارئه کتابی ابهام آور و درهم آمیخته ملل مغلوب را متقاعد سازند که این تجاوز نظامی برگرفته از این کتاب آسمانی سرشار از عظمت و شکوه است. این گنگی مطالب در قرآن زمینه ذهنی ملل مغلوب را برای مارک و برچسب زدن الهی بیشتر به قرآن هموار و حضور غارتگرانه آنان را هم هموارتر می ساخت. این مدیریت بعدها با پی گیری محدثان و تاریخ نگاران اسلام پناه با بهره گیری از نقل قول و تاریخ شفاهی تبدیل به سندیتی برای بزرگنمایی رزمندگان اسلام از روز یکم ورودشان به مرزهای ایران باستان شد. وقایع و جنگهایی که فاقد سندیت در آثار باستانی و کاوشگرانه می باشند.
با توسل بر این مدیریت اعمال شده بود که خلفا در شام و بغداد یکی بعد از دیگری مشروعیت سیاسی و شرعی خود را از این کتاب می گرفتند و تا آمدن هولاکوخان به سال 656 هجری با تکیه بر آیاتی مثل توبه(29) با اخذ اجباری جزیه عامل غارت و تاراج و با نساء(24) عامل ناموس و زن و دختر دزدی این ملل بودند. هیات چهارنفره و دستگاه خلافت و بیت رهبری عثمان هر عمل عمدی را در چیدمان قرآن انجام داد برای حفظ نظام و مصلحت اسلام کرد.

1011975_337132169752534_1677985467_n
الله از آسمان ادار میفرسته پایین !!!

سوره هود:

و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما ((( ادار ))) فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد و تبهكارانه روى بر مگردانيد (۵۲)

وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم((( مِّدْرَارًا))) وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ ﴿۵۲﴾

مِّدْرَارًا یعنی‌ ادرار

من در مورد این آیه چی‌ بگم!!؟؟

با پوزش از دوستان

ولی‌ الله واقعا شاشیده به مسلمانان))))))

1238150_158850030985694_840616591_n
قرآن(تازی نامه) سوره نور/ 6 :و کسانیکه زنان خود را به زنا متهم میکنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند میتوانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راستگویان است. (این عمل را لعان گویند).

74818_426500597409444_215183885_n

اگر اسلام یعنی یا روسری یا توسری، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی سنگسار، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی اعدام بچه ۱۵-۱۶ ساله، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی قتل عام ۱۳۶۷، ما دشمن اسلامیم … اگر اسلام یعنی تجاوز در کهریزک، ما دشمن اسلامیم اگر اس…

لام یعنی حرف یک آخوند بی سواد و بی لیاقت و خونخوار بر حرف عقلای جامعه ارجح است، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی شکنجه در اوین، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی بهترین و شایسته ترین فرزندان این سرزمین را به بند کشیدن، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی دختر ۹ ساله را میتوان عروس کرد، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی سر بریدن روشنفکران و نویسندگان، ما دشمن اسلامیم اگر اسلام یعنی خدایی كه نشانش جنتی، مصباح و تو هستند، ما دشمن اسلامیم اگر این ها معنی اسلام است ما دشمن اسلام هستیم، به این دشمنی هم افتخار می‌کنم و از اینکه با توهم مذهب جنایتکار باشیم ننگ داریم. صد هزار سال جهنم رفتن به خاطر دشمنی با چنین دینی را با کمال رضایت قبول میکنیم . اسلام تازیان تبهکار نه تنها جنایتکار است، جنایت ساز هم است.

68426_472181389490231_1563454402_n
آیا این گفته صحت دارد ؟ اما آیه ای که ادعا میکنند چنین اعجازی در آن است : سوره قیامت آیات 3 تا 5 أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ (3)بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ (4)بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ (5) …

آیا انسان مى پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد؟! آرى قادریم که انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم! بلکه او مى خواهد در تمام عمر گناه کند! ——————————————————————– همانطور که مشاهده میکنید بحث اصلی این آیات مربوط به ادعای توانایی الله در زنده کردن مردگان در روز قیامت است. که وقتی صحبت از مرتب کردن انگشتان می کند منظور این است که الله قادر است پس از مرگ حتی کوچکترین عضو بدن شما را هم دوباره مرتب و به روز اولش دربیاورد. و اصولا آیه هیچ ربطی به اثر انگشت ندارد ! ——————————————————————- بر فرض هم که بگوییم قرآن به طور صریح از اثر انگشت حرف زده باشد : باید بدانید سابقه ی استفاده از اثر انگشت به قرن ها قبل از پیدایش اسلام بر می گردد که در تمدن های چین و ژاپن و هند در دربار و امور رسمی به عنوان امضا از اثر انگشت استفاده می کرده اند. که باید گفت در صورت قبول ادعای آخوندها این حرف قرآن اصلا نو آوری و تازگی نداشته. اما جالب است بدانید این فرضیه که اثر انگشت منحصر به فرد است کاملا غلط است. در سال 1995 دانشگاه جرم شناسی میشیگان آمریکا با تحقیق روی چندین هزار نفر داوطلب متوجه شدند که اثر انگشت اصلا برای هر شخص منحصر به فرد نیست. امروزه تقریبا استفاده از اثر انگشت در تحقیقات جنایی در غرب منسوخ شده و با پیشرفته علم از مواردی نظیر بزاق دهان ، دی ان ای ، قرنیه چشم و غیره برای شناسایی افراد استفاده میکنند.