بایگانیِ اوت, 2014

ppt51F.pptm [Autosaved]

تعریفی که از جهاد نکاح ارائه می‌دهند، ازدواج چند ساعته‌ای است که جنگجویان برای فرونشاندن غرایز جنسی خود انجام می‌دهند تا با روحیه‌ی بیشتری به جنگ ادامه دهند. از برخی جوانب به ازدواج موقت یا صیغه ـ که اهل تشیع بدان معتقداند ـ مشابه است و حتى سایت شبکه‌ی خبر از آن به عنوان: “مفتی سعودی‌ها به تروریست‌ها اجازه ازدواج موقت داد” یاد کرد.

منشأ جهاد نکاح:
«کُنَّا نَغْزُو مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَلَیْسَ مَعَنَا نِسَاءٌ، فَقُلْنَا: أَلَا نَخْتَصِی؟ فَنَهَانَا عَنْ ذٰلِکَ، فَرَخَّصَ لَنَا بَعْدَ ذٰلِکَ أَنْ نَتَزَوَّجَ المَرْأَةَ بِالثَّوْبِ»؛ ما همراه پیامبر صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جهاد می‌کردیم و زنان همراهمان نبودند. ما گفتیم: آیا خود را اخته نکنیم؟ آن‌حضرت صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ما را از آن منع فرمود و پس از آن به ما اجازه داد که در عوض یک دست لباس با زنی ازدواج کنیم.[۱]

صحیح بخاری (۴۶۱۵)

Presentation1enyakad
در آستانه در ورودی بعضی از خانه ها آیه هایی از قران می بینید که بصورت تابلو و یا بافته شده بصورت فرشی نصب گردیده است، همین آیه را در گذشته ها بیشتر و امروز کمتر روی سکه های گردنبند بویژه روی سینه بچه ها با سنجاق قفلی می چسباندند. و البته امروزه بصورت نوشته ای بر روی فلز به عنوان دستبند نیز استفاده میشود. این هر دوکار در پی یک اندیشه خرافی به نام مصون ماندن از چشم زخم، و یا حفظ مال و جان انجام میشود. معمولا، معنای این آیه هاست که دلیل استفاده انها در جاهای گوناگون میشود و قاعدتا بایستی معنایی در این ایه مشهور به « واِن یکاد » باشد که به حفظ جان و مال و یا چشم زخم خوردن!!!! مربوط شود ولی با کمال شگفتی می بینیم که نه تنها سخنی از تندرستی و دوری از چشم زخم!! در ان دیده نمیشود بلکه حتی توهینی هم در ان به پیامبر اسلام!! شده است.

این آیه در سوره القلم قران امده است،(آیه 51 و 52). اکنون به معنای این آیه نگاهی می اندازیم و بی ربطی انرا از انچه از ان طلب میکنند در می یابیم :

( وان یکاد « و همیشه » ، الذین کفروا « کسنانی که منکر شدند » ، لیزلقونک بابصارهم « تو را با چشمان مسخره کردند » ، لما سمعوا الذکر « چون ذکر را شنیدند » ، و یقولون « که میگویند » ، انه لمجنون « او دیوانه است » ، و ما هو « در حالیکه » ، الا ذکر العالمین « ذکری برای عالمیان است ». )

« و همیشه همه کسانی که منکر شدند و تو را با چشمان خود مسخره کردند چون ذکر را شنیدند (قران را) گفتند تو دیوانه ای در حالیکه (قران) ذکری برای عالمیان است.»

زمانیکه محمد شروع به سرودن قران کرد افراد دانا و عالم با شنیدن و خواندن ان سروده ها محمد را مسخره میکردند و میگفتند تو دیوانه ای از اینرو الله ( یا بهتر است بگوییم خود محمد) برای اینکه بگوید بابا جان با چه زبانی به شما بگم محمد دیوانه نیست بارها در آیه های مختلف این موضوع را پیش میکشد که محمد دیوانه نیست. برای نمونه ( آیه 8 سوره الفرقان ، ایه 29 سوره طور ، آیه 2 سوره قلم و .. ) در این آیه هم محمد برای اینکه خود را بخاطر تمسخر و گوشه کنایه های مردم دلداری بدهد، پوست «الله» خدمتکار دست به سینه اش را به تن میکند و با زبان او میگوید کافرانی که همیشه تو را مسخره میکنند و میگویند تو دیوانه ای نمیدانند که قران برای عالمیان امده است.

به به عجب آیه ای، عجب پیام اسمانی مهمی و عجب تر از همه چقدر مهم است که این ایه بی ربط و بی معنا در دیوار منازل و روی لباس و دست و گردن فرزندانمان حتما گذارده شود. براستی در این ایه چه کلام با ارزشی و چه پیام سودمندی وجود دارد؟؟؟ که اینهمه برای مسلمانان با اهمیت گردیده تا هر روز و هر لحظه باید در کنار ان و زیر سایه ان باشند، دوم اینکه این آیه چه ربطی به چشم زخم و تندرستی انسان و حفاظت مبلمان و جواهر و آت و آشغال های داخل منازل ما دارد و چشم زخم یعنی چه؟؟؟ جالب است بدانید که در رابطه با همین آیه (آیه 51 و 52 سوره قلم) و موضوع چشم زخم روایت و تفسیری وجود دارد که به شرح زیر میباشد :

پیامبر همراه با کاروانی همسفر بوده است. تنی چند از کاروانیان، حضور ایشان می رسند و از دور مردی را نشان میدهند، که وقتی او به شخصی، مرفه یا جوانی خوش منظر و یا دختری تندرست و زیبا نظر می افکند، نتایج شومی به بار می اید. تاجر موفق، مال و منالش را از دست میدهد. جوان زیبا دچار چهره ای نامطبوع میگردد و دوشیزه ی خوشگل، از رده ی زیبایان خارج میشود و نیز سلامتش را از دست میدهد!!!!!!!!!!!!!! رسول الله میفرماید :
(وان یکاد) بخوانید و انرا همیشه همراه داشته باشید، تا شما را « چشم زخمی » فرا نرسد و به قول عوام الناس، کسی (بدچشم) شما را نظر نکند و چشم نزند!!!!

معلوم نیست چرا سایر اقوام بشری و دیگر کیش ها که «وان یکاد» همراه ندارند، نه از زیباییشان کاسته میشود و نه پولداران، ورشکسته میگردند. و نه تندرستان، بیمار میشوند و سلامتیشان را از دست میدهند. شوربختانه تمام افکار مسلمانان در ارتباط با اسلام به همین شکل سطحی، بی معنا و از روی نابخردی کامل است. این یک نمونه ساده و روشنی است که هر چه بر سر مسلمانان بیاید، مقصر خودشان هستند، این آیه را شما در خانه های بزرگان مملکت گرفته تا استاد دانشگاه، معلم ها تا بازاری ها و متخصصین و از همه قشرها می بینید. تمام قران مسلمانان با چنین جملات بی سر و ته و بی ارزشی پر شده است، و یک میلیارد مسلمان بدون کوچکترین شک و اندیشه ای چشم بسته هرچه را که ان مرد عرب بیابانی و سوسمار خور در هزار و چهارصد سال پیش گفته بدون اینکه معنای حرف های او را فهمیده باشند و بدانند، پذیرفته اند و هنوز هم نمیخواهند از یک غفلت و خواب طولانی بیدار شوند و احساس شرمندگی کنند از اینکه جهان پیشرفته پانصد سال از انها جلو افتاده و در راحتی و ارامش و لذت بردن بیشتری در زندگی رسیده است و ما به دنبال کمک گرفتن از موهومات.

من هميشه عاشق عیسلام و مقام زن در

Presentation1hb569o
یکی از عللی که برخی از مسلمانان قبول واقعیت را نمی نمایند و ترجیح میدهند در همان منجلاب فکری خود غوطه ور باشند حق پنداری است. آنها فکر میکنند که چیزی را که به آن اعتقاد دارند حقیقت ناب است و حقیقتی غیر از آن وجود ندارد و خود و عقیده شان را عین حق و حقیقت میدانند و چیزی را که خلاف باورشان باشد را باطل میدانند و میکوشند که تمام پدیده های علمی را با منطق اعتقادیشان توجیه کنند و آن را نیز به شرطی که در محدوده اسلام باشد را قبول نمایند و لا غیر که البته این نیز از موهبات اسلام ناب محمدی است که قدرت تفکر و تعقل و خرد گرایی را از آنان گرفته است و هر گونه شک و دگر اندیشی را گناهی نابخشودنی و مرتکبان به این کار را مرتد و مهدور الدم میداند و همین امر باعث شده است که مغز اکثر مسلمانان در همان 1400 سال پیش به صورت منجمد نگه داشته شود که هیچ گرمایی را قادر به ذوب آن نیست.

حق پنداری البته مشکلی است که حتی گریبان غیر مسلمانان را نیز میگیرد و مصیبتی است بس بزرگ که باعث ارتجاع ، عقب ماندگی و درجازدن قربانیانش میشود. این گونه از مسلمانان که بلای حق پنداری گرفتارند (که البته با تقریب خوب میتوان گفت همه آنان) اشکالاتی را که ما از قرآن برایشان مطرح میسازیم را شبهه ای بیش نمیدانند و میگویند که شما شبهاتتان را مطرح سازید تا ما آن را برایتان روشن سازیم (ماله بکشیم) یعنی در همان ابتدای امر اشکالات صریح و تناقضات واضح قران را شبه ای بیش نمیدانند که با توضیح آنان برای ما رفع شبهه میشود. دیگر علت را که من فکر میکم بیشتر باعث عدم قبول مسلمانان از دست کشیدن دین پوچ و بی مایه آنان میشود و آنان را بر سر عقیده واهیشان همچنان استوار نگه میدارد این است که وقتی آنها با دلایل و شواهد محکمی از طرف ما روبه رو میشوند و آیاتی از قران را میبینند که آشکارا نقض حقوق بشر است و توهین به زنان است و قتال است و کشتار است و قطع دست و پا است و …. دچار یک نوع بی هویتی و گم گشتگی و عدم تعلق میشوند و وقتی که می بینند عمری را برای چیز پوچ و دروغی سینه زده اند و حسین ، حسین گفته اند و زنجیر زده اند و علم چند صد کیلویی را بلند کرده اند و گریه کرده اند و روزه گرفته اند و….. به یکباره نا امید میشوند و خلاءی را درون خود احساس میکنند که برای آنان ناباورانه است و اصلا نمیخواهند که باور کنند اینهایی را که عمری برایشان همانند علی مظهر عدالت و فاطمه زنی پاکدامن و اسوه زنان عالم و محمد پیامبر الله و جبرییل فرشته ای که از جانب الله یعنی خداوند راستین برای محمد آیاتی را نازل میکرده است و خزعبلات دیگر اسلامی دروغی و سرابی بیش نبوده است.

حال ببینیم چرا این افراد در مواجهه با دلایل مستحکمی که روبرویشان قرار میگیرد با این خلاء فکری و عدم تعلق روبرو میشوند.

علت نخست کم سوادی و کم دانشی آنان میباشد یعنی اینکه تمام وابستگیشان اعتقادات پوچ اسلامیشان است و چیز دیگری را غیر از آن ندارند و وقتی که ما با شمشیر دو لبه خرد به پیکار این کم خردان و پوچ اندیشان و جزم اندیشان میرویم خواب 1400 ساله اسلامیشان را آشفته میکنیم و آنها را بیدار میسازیم در حقیقت تمام هستی آنان را گرفته ایم که همانا اسلام است و چون دانش کمی دارند و چیزی را تا به حال خارج از فقه اسلامی ندیده اند و نشنیده اند و همه چیز را از اسلام میدانند (به یاد حرف آخوندی میافتم که میگفت: آمریکا سفینه هایش را از روی همین قرآن ما ساخته است) نمیتوانند به زودی خرد گرایی را جایگزین اعتقادات قبلیشان نمایند و گاها این امر جایگزینی برایشان غیر ممکن است و برای همین ترجیه میدهند به همان ریسمان پوسیده قرآن و اسلام چنگ بزنند تا اینکه هیچ نداشته باشند و دچار یک نوع سردرگمی و بی هویتی شوند. اگر ما بتوانیم جایگزینی را برای این دسته از مسلمانان پیدا کنیم البته جایگزینی که برایشان قابل هضم و ساده و در عین حال خرد گرایانه باشد تا حدودی میتوانیم این مسلمانان را از عقاید پوچشان دور سازیم.

نکته دیگری که باعث پا برجا بودن مسلمین بر سر عقایدشان میشود نو عی زرنگی و سیاست بازی است که آنها بدان متوسل میشوند که البته این نیز از کم خردی ایشان ناشی میشود. آنها وقتی که با دلایل محکم روبه رو میشوند دست به کار محافظه کارانه ای میزنند و به خود میگویند که: ?اگر ما عقیده آنا را قبول کنیم شاید 0.000000001% حرف مسلمانان راست باشد و ما دچار آتش دوزخ شویم و ضرر کنیم و اگر همینطور مسلمان بمانیم و مثل بچه آدم نمارمان را بخوانیم و روزه مان را بگیریم و کفر نگوییم اگر هم اسلام دروغ از آب در آمد و آنان راست گفته بودند ما ضرر نکرده ایم.?

این نفرت انگیز ترین طرز تفکری است که یک مسلمان میتواند داشته باشد. البته این افراد فکر میکنند اگر به اسلام مثل بچه آدم پای بند باشند و کج نروند حتی اگر اسلام دروغ هم از آب در آید ضرر نمیکنند، بیخردان نمیدانند عمری را در نادانی زندگی کردن ضرری است بس جبران ناپذیر و بزرگ.

من تمام مسلمانانی را که عقیده شان را با استناد به قرآن و نهج البلاغه به چالش کشیده ام در ابتدای امر قبول نمیکردند که این اراجیف و خزعبلاتی را که من بر زبان می آورم آیات قرآن و نهج البلاغه باشد و وقتی که قرآن کلام الله در پیش رویشان قرار میگرفت ، به هته پته اسلامی می افتادند و در نزد خود دست به دامان یکی از تدابیر بالا میشدند تا بتوانند اسلام را نزد خود توجیه کنند.

البته بایستی به آنان حق داد که شوک زیادی به یکباره به آنان وارد میشود و فکر میکنم که این شوک برای کمتر کسی قابل درک باشد. جایگزینی خرد گرایی به جای اسلام گرایی و تفکر خرد آگاهانه به جای تفکر شریعتمدار زمان میبرد و نباید انتظار گرفتن نتایج و تاثیرات کوتاه مدت از این امر را داشته باشیم زیرا این تاثیر خود را در نسلهای بعد نمایان میسازد.

البته مشکل اصلی که شناساندن دین به مردم میباشد به وسیله جمهوری اسلامی مرتفع شده است و جمهوری اسلامی در این راه بزرگترین خدمت را به ما نموده است و در اینجا جای دارد از دست اندرکاران حکومت الله بر روی زمین سپاسگزاری نمایم.

483902_412940572134901_712614420_n
نعمه الله جزایری در کتاب شیرین زهر الربیع روایتی از امام علی بن موسی الرضا در
آداب جماع نقل نموده وفرموده است:
از امام هشتم روایت است که قبل از جماع بازی وخوش طبعی کردن با زن ونیز بوسیدن ومالیدن پستانهای او مستحب است چرا که بدین وسیله آب زن از پستانهای زن خارج شده وشهوت در صورتش آشکارونمایان می شود پسبوسیدنبه جهت طلب شهوت نمودن است یعنی تا زن اراده کند از مرد آنچراکه مرد از او اراده کرده است واما مالیدن پستان به جهت نزول شدن آب زن است تا بدین طریق فرزند از آب زن ومرد متولد شود

درطب الرضا آمده هرگاه گرسنه وتشنه شدی بخور وبنوش و اگر خوابت آمد بخواب وچون بول داشتی بول کن وهرگاه خواستی نزدیکی کنی
پس انجام بده به درستی که هر امری در همان وقت برای بدن بهتر ومفیدتراست

اگر مرد در اثر حادثه ای با عمه و خاله اش زنا کند.مثلا شب در اطاقی در طبقه بالا خوابیده ودرست زیر همان اطاق در طبقه پایین عمه یا خاله اش خوابیده وزلزله اتفاق افتاد که بر اثر ان زلزله حائل بین دو طبقه از بین رفت و او از بالا روی عمه و خاله اش فرود امد و اتفاقی ذکرش(الت تناسلی مرد)در فرج(الت تناسلی زن) عمه یا خاله اش دخول کرده.لازم نیست خود داری کند و می تواند کارش را تمام کند و بعد هم با دختر او مزاوجت نماید.
منبع:رساله توضیح المسائل خمینی،مسئله 2401

اگر شخصى با تمام بدنش داخل عورت زنى بشود نزد ما نصى بر حكم ووظيفه او نيست، ولى جناب شافعى گفته است: اگر اوّل با آلتش داخل شود بر هر دو غسل واجب است و گر نه واجب نيست___ حاشية الشرح الصغير على أقرب المسالك للصاوي / ج2 / ص 164 كذلك في حاشية الدسوقي على الشرح الكبير-ج1-ص5

اگر مردى از قسمت پايين بدن همسرش داخل شكمش شود آيا غسل بر وى واجب است، يا نه؟
جواب داده اند: اگر از پاهايش داخل شده باشد غسل واجب است و اگر با سرش داخل شده باشد واجب نيست___الخلاف لعبد الجليل عيسى-صفحة 90

اگر مردى آلتش را در آلت مرد ديگرى داخل نمايد بر هر دو نفر غسل واجب مى شود__حواشي الشرواني_دار الكتب العلمية_ج1_ ص259-كذلك في حاشية السجا-دار الفكر-فصل في موجبات الغسل

602110_564531600245520_1490644412_n-e13728084794801
مردها در فاحشه خانه هم چنين آزاد نيستند كه اينها ميگويند.

از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه كسى با كنيزى جماع كند و خواهد كه با كنيز ديگر پيش از غسل جماع كند، وضو بسازد.

در حديث صحيح وارد شده است كه باكى نيست با كنيز و طى كند و در خانه، ديگرى باشد كه بيند و شنود و مشهور ميان علماء آن است كه باكى نيست كه مرد در ميان دو كنيز خود بخوابد اما مكروهست كه در ميان دو زن آزاد بخوابد.

در حديث موثق از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه باكى نيست مرد ميان دو كنيز و دو آزاد بخوابد فرمود كراهت دارد مرد رو بقبله جماع كند و در حديث ديگر از آنحضرت پرسيد كه آيا مرد عريان، جماع مى تواند كرد، فرمودند كه نه، رو بقبله و پشت بقبله جماع نكند و در كشتى جماع نكند.

حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) فرمود كه زن آزاد را در برابر زن آزاد ديگر جماع مكن اما كنيز را در برابر كنيز ديگر جماع كردن باكى نيست.

حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

بلاد کفر به همراه ایرانیان