بایگانیِ دستهٔ ‘من و مسیحیت’

547060_477816405600997_2110801957_n

549148_296887267079328_498635412_nدوستان کتابمقدس(انجیل) در این ارتباط می فرماید: «انسان که از زن زائیده می شود، قلیل الایّام و پر از زحمات است. مثل گل می روید و بریده می شود، و مثل سایه می گریزد و نمی ماند….
اگر مَرد بمیرد، بار دیگر زنده شود؟» (ایوب 1:14 – 2 ، 14).

به مانند ایوب، این سؤال تقریباً ذهن همۀ ما را به خود مشغول کرده است . واقعاً پس از مرگ چه اتفاقی می افتد؟ آیا به همین سادگی از بین خواهیم رفت و دیگر وجود نخواهیم داشت؟ آیا پس از مَرگ به زمین خواهیم برگشت تا به اهداف شخصی عالی تری برسیم؟ آیا پس از مَرگ، همه به یک جا می روند و یا اینکه افراد مختلف به مکان های متفاوت منتقل خواهند شد؟ آیا واقعاً چیزی به نام بهشت و جهنم وجود دارد، و یا اینکه همۀ این ها توهّمات ذهنی هستند؟

کتابمقدس نه فقط حیات پس از مرگ را تأئید می کند، بلکه آن را جاودانی و بسیار پر جلال توصیف می نماید: «بلکه چنانکه مکتوب است: «چیزهائی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و به خاطر انسانی خطور نکرد، یعنی آنچه خدا برای دوستداران خود مُهیّا کرده است» (اول قرنتیان 9:2). عیسی مسیح، خدای مُجَسّم، به این جهان خاکی آمد تا حیات جاودانی را همچون یک هدیه به انسان ببخشد. «و حال آنکه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید، و تأدیب سلامتی ما بر وی آمد، و از زخمهای او ما شفا یافتیم» (اشعیا 5:53).

عیسی مسیح، با فدا کردن جان خود، مجازاتی را که ما لایق آن بودیم بر خود گرفت. او پس از سه روز، با قیام روحانی و جسمانی خویش از قبر، پیروزی خود را بر مرگ ثابت نمود. پس از قیام از مردگان، عیسی مسیح مدت 40 روز بر زمین ماند، و قبل از صعود به بهشت ابدی توسط هزاران نفر دیده شد. رومیان 25:4 می گوید: «که به سبب گناهان ما تسلیم گردید و به سبب عادل شدن ما برخیزانیده شد.»

قیام مسیح از مرگ واقعه ای است که برای اثبات سَندیّت آن مدارک زیادی موجود می باشند. پولس رسول از افراد محتلف دعوت نمود تا با استفاده از شهود عینی، اعتبار این واقعه را مورد پرسش قرار دهند. ولی هیچکس نتوانست صِحّت قیام مسیح را ردّ کند. بر مبنای قیام مسیح، که اساس ایمان مسیحی است، ما نیز از مردگان خواهیم برخاست.

برخی از مسیحیان اولیه به این حقیقت ایمان نداشتند. پولس آنها را بدینصورت نصیحت می کند: «لیکن اگر به مسیح وعظ می شود که از مُردگان برخاست، چونست که بعضی از شما می گویند که قیامت مُردگان نیست؟ اما اگر مُردگان را قیامت نیست، مسیح نیز برنخاسته است» (اول قرنتیان 12:15 ـ 13).

مسیح نوبر کسانی است که به جهت زندگی آینده خواهند برخاست. آدم، او که همۀ ما از نسل وی می باشیم، گناه کرد. گناه او مرگ جسمی را برای همۀ آدمیان به ارمغان آورد. اما همۀ آنانی که توسط ایمان به مسیح به فرزندخواندگی در خانوادۀ الهی خوانده شده اند، وارث زندگی جدید خواهند شد. (اول قرنتیان 20:15ـ22) همچنانکه خدا بدن مسیح را از مُردگان برخیزانید، بدن های ما نیز به هنگام بازگشت مسیح از قبر خواهند برخاست. (اول قرنتیان 14:6)

باید توجه داشت که اگر چه در نهایت همۀ ما برخیزانیده خواهیم شد، ولی همه به بهشت نخواهند رفت. آنچه تعئین می کند شما پس از مرگ به بهشت خواهید رفت و یا به جهنم، انتخابی است که حین حیات خود بر زمین اتخاذ می کنید. کتابمقدس می گوید: «و چنانکه مردم را یک بار مُردن و بعد از آن جزا یافتن مُقرّر است» (عبرانیان 27:9). آنانی که عادل کرده شده اند به آسمان خواهند رفت تا وارد حیات ابدی شوند. اما همۀ بی ایمانان، برای مجازات ابدی به جهنم فرستاده خواهند شد. (متی 46:25)

جهنم نیز، مانند بهشت، یک توهّم و یا تجسم صِرف نیست؛ بلکه مکانی است واقعی. آنجا جائی است که اشخاص غیر عادل (بی ایمان) خشم و غضب ابدی خدا را تجربه خواهند کرد. در جهنم، گناهکاران متحمل شکنجۀ جسمی و عذاب روحی و روانی خواهند بود، و وجدانشان از خجالت، شرم، افسوس، و حقارت رنج خواهد برد.

جهت توضیح ماهیّت جهنم، کتابمقدس از اسامی مختلفی استفاده می کند: هاویه که چاهی است بی انتها (لوقا 31:8 ؛ مکاشفه 1:9)، و دریاچۀ آتش که ساکنان آن شب و روز در آتش آن عذاب می کشند (مکاشفه 10:20). در جهنم گریه و فشار دندان خواهد بود. اینها نشانی است از رنجیدگی و غضب شدید (متی 42:13). آنجا جائی است که «… کِرم ایشان نمیرد و آتش خاموشی نیابد» (مرقس 48:9). نکتۀ مهم این است که هر چند خدا می فرماید: «من از مُردن مَرد شریر خوش نیستم. بلکه (خوش هستم) که شریر از طریق خود بازگشت نموده، زنده ماند» (حزقیال 11:33)، ولی، به زور، ما را مجبور نمی سازد او را اطاعت کنیم. اگر ما اختیار می کنیم که او را رد نمائیم، او آنچه را ما طلبیدیم به ما می دهد. و آن، چیزی نیست جز دوری ابدی از خدا.

زندگی زمینی ما یک امتحان است؛ و در واقع تعئین کننده و تدارک بینندۀ آیندۀ ابدی ماست. برای ایمانداران، این آینده عبارت است از زندگی ابدی در حضور خدا. پس سؤال مهم این است: «من چگونه می توانم یک ایماندار محسوب شوم تا این حیات ابدی را دریافت کنم؟» در پاسخ باید گفت که فقط یک راه وجود دارد؛ و آن ایمان و اعتماد به عیسی مسیح، پسر خداست. عیسی فرمود: «… من قیامت و حیات هستم. هر که به من ایمان آورد، اگر مُرده باشد، زنده گردد. و هر که زنده بُوَد و به من ایمان آورد، تا به ابد نخواهد مُرد….» (یوحنا 25:11ـ26).

حیات ابدی، به عنوان یک هدیه، در دسترس همه می باشد. اما تنها کسانی قادر به دریافت آن هستند که خویشتن و امیال دنیوی خود را انکار کرده، و خود را همچون قربانی به خدا تسلیم کنند. «آنکه به پسر ایمان آورده باشد، حیات جاودانی دارد و آنکه به پسر ایمان نیاورد حیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر او می ماند.» (یوحنا 36:3). فرصت توبه به هیچکس پس از مَرگ داده نخواهد شد. فرصت ما پس از مَرگ، تنها برای رویاروئی با خداست. او ما را دعوت می کند تا امروز با محبت و ایمان بسوی او آئیم. اگر ما ایمان آوریم که مرگ عیسی مسیح جریمۀ طغیان گناه آلود ما را پرداخت نمود، نه فقط صاحب یک زندگی بامعنی و پربرکت بر روی زمین خواهیم شد، بلکه حیات جاودانی در حضور مسیح نیز برای ما تضمین می شود.

اگر مایل هستید عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ خود بپذیرید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدائی که راه نجات را برای شما تدارک دید. «خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین.»

بین مسیح و سایر پیامبران تفاوتهای زیادی وجود دارد که ما بر طبق کلام انجیل مقدس در این نوشته فقط به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد.

۱- پیامبران انسان بودند؛ ولی مسیح دارای منشأ و مبدأ الهی است.
فرشته به مریم گفت:« روح القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند؛ از آن جهت آن مولود مقدس، پسر خدا خوانده خواهد شد»(لوقا۱: ۳۵). عیسی مسیح گفت:« آنکه به من ایمان آورد نه به من بلکه به آنکه مرا فرستاده است ایمان آورده است؛ و کسی که مرا دید، فرستنده مرا دیده است» (یوحنا ۱۲: ۴۴-۴۵).
۲- پیامبران خطاکار بودند. ولی مسیح کاملاً بیگناه بود..
حضرت داوود می فرماید: « من به معصیت خود اعتراف میکـنم وگناهم همیـشه درنظر من است» (مزامیر۵۱ : ۳) مسیح خطاب به یهودیان فرمود:«کیست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟» (یوحنا ۸ : ۴۶).پطرس رسول راجع به مسیح می فرماید:« هیچ گناه نکرد و مکر در زبانش یافت نشد»(اول پطرس۲۲:۲).
۳- پیامبران مردم را به سوی خدا هدایت کردند؛ ولی مسیح انسانها را به سوی خودش هدایت میکند مسیح فرمود:
« بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید» (متی۱۱: ۲۸).«من راه و راستی و حیات هستم» (یوحنا۱۴: ۶). «من نان حیات هستم؛ کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که به من ایمان آرَد هرگز تشنه نگردد»(یوحنا۶ : ۳۵).
۴-پیامبران بعد از اتمام مأموریتشان برای خود جانشین تعیین کردند؛ ولی مسیح گفت که همواره با پیروانش خواهد بود.
مسیح فرمود:«اینک من هر روزهتا انقضای عالم همراه شما میباشم»(متی۲۸: ۲۰).
۵- پیامبران برای گسترشِ دین خود جنگیدند و به پیروانشان دستور جهاد در راه خدا دادند؛ ولی مسیح چنین کاری نکرد.
مسیح فرمود:«دشمنان خود را محبت نمایید» (متی۵ : ۴۴).«شمشیر خود را غلاف کن؛ زیرا هرکه شمشیر گیرد به شمشیر هلاک گردد»(متی۲۶: ۵۲).
۶- پیامبران از خود کتاب بر جا گذاشتند؛ ولی مسیح کلام زنده خداست و هیچ گونه کتابی ننوشت.
یوحنای رسول راجع به مسیح میفرماید:« آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و به چشم خود دیده، آنچه برآن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد درباره کلمه حیات»(اول یوحنا۱: ۱).
۷- پیامبران با تکیه بر قدرت خداوند در مواردی معجزه کردند؛ ولی مسیح صاحبِ قدرت بود و بالقوه معجزه انجام میداد.
مسیح فرمود: « تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است (متی۲۸: ۱۸). شاگردان در مورد مسیح با تعجب گفتند:« این کیست که باد ودریا هم او را اطاعت میکنند؟» (مرقس۴ : ۴۱).
۸- پیامبران وعده پیامبر بعد از خودشان را دادند؛ ولی مسیح خودش ابتدا و انتهاست و بعد از او کسی دیگر نمیآید.

مسیح فرمود: « من الف و یا ، و ابتدا و انتها ،و اولوآخرهستم »(مکاشفه یوحنا۲۲: ۱۳).
۹- پیامبران برای نجات دادنِ مردم از گناه نمردند ؛ ولی مسیح جانش را بر روی صلیب فدای گناهکارانکرد و در راه آنها قربانی شد.
مسیح فرمود:«من شبان نیکو هستم.شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می نهد… من جان خود را می نهم تا آن را باز گیرم. کسی آن را از من نمی گیرد؛ بلکه من خود آن را می نهم. قدرت دارم که آن را بنهم و قدرت دارم آن را باز گیرم. اینحکم را از پدر خود یافتم »(یوحنا۱۰: ۱۱ و ۱۷-۱۸). پولس رسول می فرماید: « مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد»(اول قرنتیان۱۵: ۳).
۱۰- پیامبران به رحمت ایزدی پیوستند و در قبر دفن شدند؛ ولی قبر عیسی خالی است.
فرشته به زنان گفت:« میدانم که عیسای مصلوب را میطلبید؛ در این جا (در قبر) نیست؛ زیرا چنانکه گفته بود برخاسته است.(متی۲۸: ۵-۶).
۱۱- پیامبران به پیروان خود وعده ظهور مجدد ندادند؛ ولی مسیح وعده داد که باز خواهد گشت.
مسیح فرمود: « باز می آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می باشم شما نیز باشید» (یوحنا۱۴: ۳). فرشتگان به شاگردان گفتند: « ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید» ( اعمال رسولان ۱: ۱۱).
۱۲- پیامبران مردم را داوری نخواهند کرد؛ ولی مسیح مردم جهان را داوری خواهد نمود.
مسیح فرمود: « آمین، آمین به شما میگویم که ساعتی میآید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدا را میشنوند؛ و هر که بشنود زنده گردد. زیرا همچنان که پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا که پسر انسان است.واز این تعجب مکنید؛ زیرا ساعتی میآید که در آن جمیع کسانی که در قبور میباشند،آواز اورا خواهند شنید و بیرون خواهند آمد؛ هرکه اعمال نیکوکرد برای قیامتِ حیات و هر که اعمال بد کرد به جهتِ قیامتِ داوری( یوحنا ۵ : ۲۳-۲۸).

و اما یک تفاوت دیگر که مربوط به وضعیت، کسانی که با عیسی مسیح ارتباط ندارد:
عیسی مسیح می خواهد وارد قلب شما گردد و در آن ساکن شود. او با خود آرامش، شادی ، پاکی از گناه، پیروزی و کامیابی به ارمغان میآورد. کافی است که در قلب خود را باز کنید و اجازه دهید که او سلطان زندگی شما شود.
لذات زودگذر دنیا نمیتواند احتیاجات روحانی شما را برآورده سازد. پول چرک دست است؛ میآید و میرود. شهوت و عیاشی موجب عذاب وجدان و بیقراری میشود. حتی مهاجرت به اروپا، یا آمریکا، و یا هر نقطه از جهان قادر نیست که ما را از زندانِ درون آزاد سازد. افسردگی در هر نقطه از جهان همان افسردگی است.
مشکل اصلی و اساسی ما عوض کردن کشور، خانه، ماشین، همسر، دوستان،نیست. مشکل اصلی ما گناه است. گناه زندگی ما را خراب کرده و مسیح قادر است که ما را از گناه آزاد سازد. اگر به مسیح ایمان بیاورید؛ در آن صورت شما نیز با دیگران فرق خواهید داشت.
این شرح خدایست که ما به او ایمان داریم .!!! و سئوال او از شما این است آیا می خواهی تو هم فرزند من شوی ؟ دوست عزیزم فاصله تو و او یک بله است .
او هم اینک پشت در قلب تو نیز ایستاده می کوبد , آیا در را برای این مهمان عزیز باز میکنی تا با تو شام بخورد و تا با او ؟!!! اگر جواب شما آریست این دعا را در قلب خود به او بگوید ,
ای خداوند، پدر آسمانی، من در نام عیسی مسیح به حضور تو می آییم. من میدانم که یک گناهکارم و به بخشش تو نیازمند میباشم؛ من ایمان دارم که عیسی برای گناهان من بر روی صلیب جان داد و برای حیات بخشیدن به من از قبر بر خواست. ای عیسی مسیح، لطفآ مرا ببخش؛ زندگی مرا تغییر بده و به من نشان بده که چگونه بتوانم تو را بهتر بشناسم. تو را به زندگی ام دعوت میکنم و می خواهم به تو توکل کرده، به عنوان خداوند و نجات دهنده، تا آخر عمرم از تو پیروی کنم.
در نام عیسی مسیح میطلبم؛ آمین.
اگر این دعا را با تمامی دل و جان و روح خود کردید به شما تبرک میگویم . از این لحظه به بعد شما فرزند عزیز پدر آسمانی هستید و وارث ملکوت آسمان . آری به همین ســادگی !!

برادر و خواهر من در عیسی مسیح از این پس کلام خداوند « انجیل مقدس» را روزانه مطالعه کنید . اگر در دسترس تان نیست از طریق همین وبلاگ دانلود کنید و یا با ما در تماس باشید تا یاریتان کنیم.در ضمن با دیگر بردارن و خواهران ایماندار به عیسی مسیح در مشارکت روزانه یا هفتگی باشید . فیض و برکت و شادی دستان عیسی مسیح با قلبهایتان باد تا ابدالاباد . آمین

378601_146854618749261_1539343177_nانجیلی که بوسیلۀ آن نجات پیدا خواهیم کرد اینست : مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مُرد (اشعیاء ۵۳: ۱-۱۲). مسیح تنبیه و مجازات گناهان ما را برخود گرفت و بوسیلۀ قربانی کردن خود بر روی صلیب، جرم و گناهان ما بخشید ه گردید (مرقس ۱۰: ۴۵؛ اول پطرس ۲: ۲۴). ولی مسیح یک ا نسان معمولی نبود او پسرخدا و صاحب قدرت الهی برموت و گناه بود. به این دلیل جسد عیسی مسیح پس از موت، در قبر باقی نمانده و در روز سوم از مردگان قیام کرد. در روز سوم در مقبره ای که جسد عیسی مسیح را در آن نهاده بودند، گشوده شد و قبر خالی، نشانه و گواه تاریخی و رستاخیز مسیح است. چون عیسی مسیح از مردگان قیام کرد، می دانیم که خدای ما خدای زنده است. نیز از آنجا که او از میان اموات قیام فرمود، می دانیم که ما ایمانداران و شاگردان خود را نیز از مردگان قیام داده و جهت حیات جاودانی برخواهد خیزاند (رومیان ۸: ۱۱؛ افسسیان ۲: ۴-۷).

به این خاطر است که قیام مسیح اینقدر مهم بوده و در مرکز ثقل اعتراف ایمان ما مسیحیان قرار دارد. اگر جسد بی جان مسیح در قبر باقی ماند بود، ایمان ما عبث می بود. منجی مرده کسی را نجات نخواهد داد! . لذا بگذارید تمامی جهان بدانند که عیسی مسیح زنده و قیام کرده است. او بر موت و گناه پیروز گردیده است. او بر موت و گناه غلبه یافته است و بخاطر پیروزی اوست که ما نیز بر موت و گناه پیروز خواهیم گردید .

بر طبق کتاب مقدس، عیسی بایستی از مردگان برخیزد (مزمور ۱۶: ۱۰؛ اشعیاء ۵۳: ۱۰-۱۲) موضوع برخاستن در روز سوم همچنین در کتاب یونس نبی ذکر گردیده است (یونس ۱: ۱۷) یونس نبی سه روز در شکم ماهی مدفون بود و در روز سوم ماهی او را روی خشکی قی کرد و یونس از عقوبت الهی نجات یافت. در انجیل متی ۱۲: ۳۸-۴۲ می خوانیم که عیسی مسیح خود را به یونس تشبیه کرده و دربارۀ مرگ و رستاخیز خود پیش گویی می کند. مسیح از همان ابتدا امر می دانست که بایستی رنج صلیب را متحمل گردد و نیز می دانست که در روز سوم از میان مردگان برخواهد خاست. عیسی مسیح در سه جای مختلف، موضوع مرگ و رستاخیز خود را با شاگردانش مطرح نموده و ذهن آنها را در این مورد آماده ساخت (مرقس ۸: ۳۱؛ ۹: ۳۱؛ ۱۰: ۳۲ – ۳۴).
حال چگونه می توان از صحت رستاخیز مسیح مطمئن گردید؟ اولین دلیل ما قبر خالی است. اگر قبر خالی دلیل قانع کننده ای نیست (زیرا ممکن است کسی بگوید که شاگردان عیسی بدن او را مخفیانه دزدیدند تا که مردم را فریب داده بگویند که عیسی برخاسته است. متی ۲۸: ۱۱-۱۵)؛ بزرگترین دلیل و گواه ما بر قیام مسیح از میان مردگان اینست که وی پس از مرگ خود برعدۀ زیادی از شاگردان خود ظاهر گردید. ازمیان شاگردانی که عیسی مسیح را پس از مرگش دیدند یکی کیفا (پطرس) رسول اعظم عیسی بود (لوقا ۲۴: ۳۳-۳۴). سپس عیسی به مابقی رسولان خود ظاهر گشت (متی ۲۸: ۱۶؛ یوحنا ۲۰: ۱۹). ظهور عیسی مسیح به شاگردان خود در خواب و یا در رویا و خیال نبود بلکه عیسی مسیح با بدن جلال یافتۀ خود برایشان ظاهر شد (لوقا ۲۴: ۳۶-۳۹ و یوحنا ۲۰: ۲۴-۲۸). حتی با وجود این دلایل، نیز ممکن است بعضی شهادت رسولان را باور نکرده و به حقیقت رستاخیز عیسی مسیح شک کرده و آن را راست نپندارند. ممکن است گفته شود که دوازده رسول اولیۀ عیسی، قصه پردازی کرده و یا بخاطر حفظ آبروی استاد خود دروغ گفته و قبر خالی و داستان رستاخیز عیسی، تماماً دسیسه ای جهت فریب عوام می باشد. ولی عیسی مسیح فقط به آن دوازده ظاهر نشد، بلکه به زیاده از پانصد برادر نیز ظاهر شد ممکن است که دوازده نفر باهم توطئه کرده و متحداً در رابطه با موضوعی دروغ بگویند. ولی گفتن اینکه پیش از پانصد نفر متحداً دروغ بگویند، با عقل و منطق سازگار نیست. چگونه ممکن است که بیش از پانصد نفر را جمع کرد با یکدیگر هم داستان شده و افسانه ای جعلی ساخته و در مورد موضوعی دروغ بگویند. کسی دچار نقیضه گویی نشده و یا اینکه هیچ کس به توطئه و جعلی بودن حکایت پی نبرد؟ استنباط منطقی و مطابق با عقل و برهان اینست که شهادت ایشان را پذیرفته و قبول کنیم که شهادت آن برادران راست بوده و مسیح حقیقتاً از میان مردگان قیام کرده و به آنها ظاهر گردیده است. مسیح به آنها ظاهر شد و بیش از پانصد نفر او را به چشم خود دیدند و بر این حقیقت شهادت داده اند.

در تمامی طول تاریخ، خبر واقعه ای مهمتر از رستاخیز مسیح اتفاق نیفتاده است . توجه کنید، وقتی که ایمانداری چشم از جهان فرو می بندد، به کام نیستی نرفته بلکه «به خواب می رود» و پس از آنکه ایشان مدتی در خواب سپری کردند، در مسیح بیدار خواهند شد (اول تسالونیکیان ۴: ۱۳-۱۸).عیسی مسیح سپس به برادر ناتنی خود ظاهر شد. یعقوب بعدها یکی از رهبران کلیسای اورشلیم گردید (غلاطیان ۲: ۹) و رسالۀ یعقوب را نگارش کرد. در آغاز کار، یعقوب به عیسی ایمان نیاورد (یوحنا ۷: ۵) ولی عیسی مسیح، پس از رستاخیزش به او و برادران جوانترش ظاهر شده و متعاقباً آنها نیز به او ایمان آوردند (اعمال ۱: ۱۴). عیسی نیز به جمیع رسولان نیز ظاهر شد. منظور پولس از رسولان، تنها آن دوازده حواری اولیۀ مسیح نبوده بلکه منظور همچنین رهبران کلیسای اورشلیم می باشد که بعدها با لقب رسول معروف شدند. عیسی مسیح، پس از قیام از مردگان مدت چند روز بر روی زمین باقی ماند. در آن مدت به کسانی که ذکرشان رفت، ظاهر گردید و پس از آن به آسمان صعود نمود. پس از صعودش به آسمان بود که عیسی به پولس ظاهر شد. به همین دلیل است که پولس رسول در اینجا می گوید آخر از همه برمن … ظاهر گردید (اعمال ۹: ۱-۹؛ ۲۲: ۶-۱۱؛ ۲۶: ۱۲-۱۸). اغلب رسولان مسیح، او را پس از قیامش از عالم اموات، با چشمان خود ملاقات کرده بودند. تجربۀ ملاقات با مسیح زنده و قیام کرده، این افراد معمولی را به گونه ای تحت تأثیر قرار داد که به چهار گوشۀ عالم رفته و به مسیح قیام کرده بشارت داده و به انجیل مسیح موعظه نمودند. تا اینجا، دو گروه از شواهد اصلی در اثبات صحت این ادعای کتاب مقدس که مسیح برخاسته است، را معرفی کردیم. گفتیم که قیام مسیح از مردگان یک حقیقت انکار ناپذیر تاریخی است زیرا که:

اولاً قبر مسیح خالی بود، و ثانیاً عیسی مسیح پس از قیامش به عدۀ بسیاری ظاهر گردید. دستۀ سوم دلایل، به زندگی و شهادت رسولان مربوط می شود. همینطور که می دانید پس از مصلوب شدن مسیح، همۀ شاگردان گریخته، خود را مخفی ساختند (متی ۲۶: ۵۶ مرقس ۱۴: ۵۰). رسولان مسیح سخت ترسیده بودند. پیشوایشان اعدام شده بود و اینک آنها نگران بودند که سربازان رومی در پی ایشان نیز آمده، آنها را دستگیر کرده، اعدام خواهند نمود. آنها خود را در منزلی مخفی کرده و درها بسته بودند (یوحنا ۲۰: ۱۹). ولی چه اتفاقی افتاد که این گروه ترسان چنان شهامت و دلیری پیدا کردند؟ چه اتفاقی افتاده بود که آنهایی که یکی روز دلشان پر از ترس و وحشت بود، روز بعد با دلیری تمام به نام عیسی مسیح موعظه می کردند؟ و در مورد پولس، چه اتفاقی افتاد که او یک روزکلیسا را مورد جفا قرار می داد و روز دیگر در تمامی قلمروی امپراطوری روم به موعظه به مسیح پرداخت؟ چه شد که زندگی و رویۀ رسولان به یکباره دستخوش چنین تغییر شگرفی شد؟ یک پاسخ ممکن به این سؤال وجود دارد: ایشان با مسیح رستاخیز کرده ملاقات کردند. و نه تنها مسیح زنده بر ایشان ظاهر گردید، او روح القدس موعود را به ایشان داد تا شاهدان او باشند (اعمال ۱: ۸؛ ۲: ۱-۴، ۱۴، ۴۱).

وبالاخره دلیل چهارم جهت قیام مسیح از مردگان اینست که از دو هزار سال پیش به این سو، میلیونها میلیون مسیحی، با مسیح زنده و قیام کرده ملاقات داشته و بوسیلۀ روح القدس حضور زندۀ عیسی مسیح را در وجود خود تجربه کرده اند. جا دارد که از خود بپرسیم: آیا مسیح در وجود من زندگی می کند؟ اگر چنین است، وجود مسیح زنده در قلب ما بزرگترین شهادت و گواهی رستاخیز مسیح می باشد! اگر پس از مرگ، رستاخیزی وجود نداشته باشد، پس مسیحیان از همه بدبختر هستند! زیرا که پس از یک عمر سختی و مشقت کشیدن و بخاطر مسیح جفا دیدن در این جهان، هیچ امیدی به دریافت پاداش درجهان آینده نخواهند داشت. اگر قیامت از مردگان وجود نداشته باشد، بهتر است انسان اصلاً مسیحی نشود! ولی از آنجا که مسیح از میان مردگان برخاسته است، می توان به او بعنوان خدا اطمنیان کرده و ایمان آورد. می توان از درستی و حقیقت تعالیمش مطمئن بود. می توانیم به او صد درصد اعتماد کرده، او را تکیه گاه زندگی خود قرار دهیم. در این صورت ایمان ما باطل نخواهد بود، زیرا که بواسطۀ ایمان به او، از همان قوتی که او را از مردگان برخیزانید و او را به دست راست خدا نشانیده است مدد خواهیم گرفت (افسسیان ۱: ۱۹-۲۱). آمین

در فیض و محبت عیسی مسیح قیام کرده باشید .

درحال حاضر، این جهان هستی «مطیع فرشتگان» می باشد. بعضی از این فرشتگان خوب و به نوبۀ خود مطیع اراده خدا هستند ولی گروه دیگری از فرشتگان برعلیه خدا تمرد ورزیده اند و در دام شرارت اسیر گردیده اند (دانیال ۱۰: ۲۰-۲۱ ؛ ۱۲: ۱ ؛ یوحنا ۱۶: ۱۱ ؛ افسسیان ۶: ۱۲). ولی خدا عالم آینده ای را که ذکر آن را می کنیم مطیع فرشتگان نساخت، چرا که آن جهان کاملاً مطیع عیسی مسیح خواهد بود. آن عالم آینده، همان ملکوت خدا می باشد که درآن مسیح بر دست راست خدای پدر خواهد نشست و در آن ملکوت تا به ابد سلطنت خواهد نمود به یک معنا، ملکوت خدا از زمان تولد عیسی مسیح شروع گردید (متی ۱۲: ۲۸ ؛ لوقا ۱۷: ۲۰-۲۱) ولی پس از آنکه مسیح مجددا به جهان باز آید، ا ین عالم به طور کامل تحت سلطۀ او قرار خواهد گرفت.

هرچند که عیسی مسیح، پسرخدا و برتر از جمیع فرشتگان است، ولی خدا او را از فرشتگان اندکی پست تر قرار داد . زمانی که عیسی مسیح برای اولین بار به جهان خاکی پا نهاد، مانند یک انسان عادی (که از فرشتگان پست تر می باشد) به میان ما آمد. ولی پس ازآن خدا، با برخیزاندن او از مردگان تاج جلال و اکرام را برسراو نهاد. و همچنین خدا او را برهمه اعمال دستهای خود گماشت و همه چیز را زیر پایهای او نهاد (افسسیان ۱: ۲۰-۲۲ ؛ عبرانیان ۱: ۱۳).  تمامی کسانی که به عیسی مسیح ایمان آورده اند در ردیف مخاطبین این مزمور قرار دارند. زیرا که خدا جلال و اکرام را به خاطر ایمان به عیسی مسیح به ما بخشیده است. یک حقیقت مهم وجود دارد  که مسیح هم اکنون صاحب تمامی قوت و قدرت درجهان می باشد. عیسی مسیح هم اکنون بردست راست خدای پدر نشسته است اینکه همه چیز تحت تسلط و قدرت او قرار دارد. ولی در عین حال می بینیم که شیطان و نیروهای روحانی شریر درجهان وجود دارند هنوز گناه در زندگی ما و در اطراف ما وجود دارد. علت این است که هر چند مسیح بر شیطان پیروز شده است. اما هنوز اجازه می دهد که شیطان و یارانش در این عالم فعالیت کنند. زمانی که مسیح بار دیگر به این جهان آید، شیطان به طور کامل نابود خواهد شد. با وجود این می بینیم که درحال حاضر علیرغم وجود شرارت و گناه در این جهان، مسیح براین عالم سلطنت می کند. زیرا مادامی که همۀ دشمنان را زیر پایهای خود ننهد، می باید او سلطنت بنماید (اول قرنتیان ۱۵: ۲۵). تنها زمانی که تمامی دشمنان مسیح زیر پایهای او قرار گرفتند است که عیسی مسیح ملکوت را به خدا و پدر خواهد سپرد (اول قرنتیان ۱۵: ۲۴).

کلام خدا در عبرانیان می گوید: اما او را که اندکی از فرشتگان کمتر شد می بینیم، یعنی عیسی را که به زحمت موت تاج جلال و اکرام بر سروی نهاده شد تا به فیض خدا برای همه ذائقۀ موت را بچشد. خدای پدر، تاج جلال را به پسر محبوب خود عیسی مسیح بخشید (فیلیپیان ۲: ۸-۹) عیسی آمد تا برای همه ذائقۀ موت را بچشد. او آمد تا با خون خود بهای گناهان انسانها را پرداخت کند. عیسی به جای ما مرد. او به عوض ما ذائقۀ موت را چشید. پس به خاطر اینکه عیسی مطیع اراده پدر آسمانی خود بود و تا به مرگ برصلیب فروتن شد و جان خود را بر صلیب فدا نمود، خدا نیز او را از مردگان برخیزانید و تاج جلال و اکرام را به او بخشید. عیسی مسیح نه تنها ما را نجات داد، بلکه او رئیس نجات ما نیز می باشد. او با زحمات و مرگ خود نجات را برای ما به ارمغان آورد وبه خاطر مرگ ورستاخیز خود، فرزندان بسیار را وارد جلال یعنی نجات و مشارکت با خدا گرداند عیسی پیشوا و رئیس ما در طریق نجات است. او راه نجات را به ما نمایان ساخت. از آنجا که او برای ما خود را فدا کرد، ما اینک به وسیلۀ ایمان به او نجات خواهیم یافت و صاحب جلال خواهیم شد.   

عیسی مسیح مقدس کننده ما انسانها است. او ما را به وسیلۀ خون پاک خود طاهر و مقدس می سازد (عبرانیان ۱۰:۱۰). به وسیلۀ ایمان به او فرزند خدا خواهیم شد (یوحنا ۱: ۱۲). زمانی که ما فرزندان خدا شدیم، طبعاً برادران و خواهران عیسی مسیح و اعضای یک خانواده روحانی خواهیم بود. از این سبب است که او عار ندارد که ایشان (ما) را برادر بخواند (رومیان ۸: ۲۹). اگر ما از نام مسیح و نجات او عار نداشته باشیم، او نیز از ما عار نخواهد داشت ولی اگر درمقابل دیگران از ایمان مسیحی خود خجل باشیم، او نیز ما را انکار خواهد نمود (متی ۱۰: ۳۲-۳۳). در مزمور ۲۲: ۲۲، عیسی از طریق داود پادشاه با ما سخن می گوید. او ما را خطاب کرده می فرماید: اسم تو (خدای پدر) را به براردان خود اعلام می کنم. پس می بینیم که عیسی مسیح ما ایمانداران را برادران و خواهران خود می نامد. عیسی مسیح از زبان نبی خویش اشعیاء نیز با ما سخن گفته، می فرماید: من بر وی (خدای پدر) توکل خواهم نمود. عیسی مسیح تا لحظۀ آخر، حتی زمانی که برروی صلیب جان می سپرد، به خدای پدر، امید و توکل داشت و خدا از این طریق به ما تعلیم می دهد که ما هم همچون مسیح بر پدر آسمانی امید و توکل داشته باشیم. او می دانست که خدا او را از مردگان قیام خواهد داد. اینک عیسی زنده و قیام کرده در حق ما می فرماید: اینک من و فرزندانی که خدا به من عطا فرمود یعنی ایمانداران را مشاهده کنید. ما ایمانداران برادران و خواهران عیسی هستیم و او ما را برای شراکت در جلال خود آماده می کند .   

فرزندان خدا، یعنی آنانی که به عیسی مسیح ایمان آورده اند درخون و جسم هستند به عبارت دیگر، ما انسانها از خون و جسم ساخته شده ایم به همین دلیل بود که مسیح به خاطر اینکه ما را نجات دهد، مجبور شد که درخون و جسم ما شراکت حاصل نماید. او برای نجات دادن ما، انسان شد و خون و جسم پوشید. او انسان شد وبرای گناهان ما انسانها مصلوب گردید تا بوساطت موت، صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را تباه سازد (دوم تیموتائوس ۱: ۱۰ ؛ مکاشفه ۱: ۱۸). از آنجا که روز اول این شیطان بود که انسانها را به گناه و تباهی کشانید؛ او صاحب قدرت موت می باشد، زیرا که مزد گناه موت است (رومیان ۶: ۲۳). پس زمانی که عیسی مسیح به میان ما آمد و مُرد و از میان مردگان قیام نمود، ما نیز مطمئن خواهیم شد که به وسیلۀ ایمان به عیسی مسیح، می توانیم در رستاخیز او شراکت بیابیم (دوم قرنتیان ۴: ۴). مرگ و ترس از مرگ دیگر هیچ قدرتی ندارد (اول قرنتیان ۱۵: ۵۵، ۵۷). اینک عیسی مسیح آنانی را که از ترس موت، تمام عمر خود گرفتار بندگی می بودند، آزاد گرداند .چرا ما دیگر از مرگ ترسی به دل راه نمیدهیم؟ زیرا برای ایمانداران به عیسی مسیح، مرگ دری است که به آزادی و جلال و حیات جاودانی گشوده می شود. حال آنکه، برای کسانی که به مسیح ایمان ندارند، موت دروازه ای است به سوی نیستی و عذاب جاودانی درجهنم.

عیسی برای نجات فرشتگان به این عالم پا نگذاشت. بلکه او به این جهان آمد تا ما انسانها را نجات بخشید. اینک این سؤال مطرح می شود که این نجات شامل حال چه کسانی خواهد شد؟ عیسی مسیح به جهت نجات نسل ابراهیم به این جهان آمد. در اینجا، منظور نویسنده از نسل ابراهیم، فرزندان جسمانی او (قوم یهود) نیست، بکله مقصود او از نسل ابراهیم کسانی است که مانند ابراهیم ایمان آورده باشند. زیرا هر که به عیسی مسیح ایمان آورد، فرزند روحانی ابراهیم محسوب خواهد گردید (غلاطیان ۳: ۷، ۹، ۲۹).عیسی مسیح به منظور آنکه کفاره گناهان ما بشود، انسان شد، او مشابه برادران خود شد تا ایشان را نجات دهد. تنها فرق عیسی با ما این است که هرگز گناه نکرد (عبرانیان ۴: ۱۵). هرسال در روز مشخصی، کاهن اعظم برای رفع گناهان قوم بنی اسرائیل، حیوانی قربانی می کرد. هر سال رئیس کاهنان به عنوان نمایندۀ قوم پس از ذبح کردن حیوان قربانی، به حضور خدا وارد می شد و برای قوم بنی اسرائیل از خدا طلب آمرزش می نمود. رئیس کاهنان لازم بود فردی از افراد قوم باشد تا بتواند به عنوان نمایندۀ آنها به حضور خدا وارد شود، به همین ترتیب هم عیسی مسیح لازم بود ابتدا انسان می شد تا بتواند کفارۀ گناهان قوم را بکند. زیرا فقط یک نفر انسان می تواند نماینده انسان دیگر باشد.

عیسی رئیس کهنه ای کریم و امین بود. او رئیس کهنه ای کامل و پاک و بی گناه بود. به هیمن دلیل بود که می توانست بدون هیچ مانعی به نزد خدا رفته، به خاطر ما شفاعت کند. او انسان کامل و کاهنی کریم و رحیم بود. او همدرد ضعفهای ما شده بود (عبرانیان ۴: ۱۵). عیسی بره یا قوچ و بزی قربانی نکرد بلکه قربانی او به جهت گناهان ما، جان خودش بود. او با خون خود یک قربانی کامل و پاک و بی ملامت را به پدر تقدیم نمود. و از آنجا که قربانی او بهترین و کامل ترین قربانی بود، خدای پدر آن را به طور کامل قبول نمود و بدین ترتیب بود که او توانست که با خون خود یک قربانی کامل و کفارۀ گناهان ما شود (رومیان ۳: ۲۴-۲۵). کسانی که خود رنج دیده باشند، قدرت تسلی دادن و کمک کردن و ابراز همدردی با افراد رنجیده را دارا می باشند. پس اگر امروز رنج می بریم و در سختی و زحمت قرار داریم، به یاد داشته باشیم که عیسی مسیح شریک دردهای ماست. او امروز با ماست و ما را در زحمات و رنجهای ما یاری خواهد داد. او به ما کمک میکند که سختیها را تحمل کنیم و استقامت به خرج دهیم. او ما را یاری خواهد کرد و به ما آرامش و سلامتی روحانی و خوشی درونی عطا خواهد نمود (دوم قرنتیان ۱: ۳-۵).

پس متوجه می شویم که عیسی مسیح از هر نظر نجات دهنده و رئیس کهنه کامل می باشد. او میان ما و خدا صلح و سلامتی برقرار کرد (رومیان ۵: ۱) و گناهان ما را با خون خود کفاره نمود. به خاطر این کار عظیم اوست که ما با خدا آشتی داده شده ایم و در نظر او عادل کرده شده ایم (رومیان ۳: ۲۴). ولی کار عظیم مسیح به اینها منحصر نمی شود! از انجا که عیسی مسیح  وسوسه  شد و زحمت کشید و بی گناه ماند، اینک او قدرت دارد که ما را در وسوسه ها و سختی هایمان یاری دهد. پس بیایید این منجی عظیم و محبوب و رحیم و کریم خود را با تمام دل و جان و قدرت خود حمد و سپاس گفته او را محبّت و ستایش کنیم و با ایمان به این شاهکار پدر آسمانی برای رهایی ما از چنگال شیطان و روحهای خدمتگذار او ، روزانه با عیسی مسیح راه رویم و در او زیست کنیم . آمین

هر آرزویی دارید در کریسمس بخواهید چون در این روز بالاترین محبت را به ما پدر انجام داد . پس قدرت محبت در این روز به مراتب بالا تر است