بایگانیِ دستهٔ ‘اجتماعی’

247398_235073576509836_726722_n«فـُروهـَر» یا «فـَروَهـَر» و یا نام اصلیِ آن «فـَرَه وَهَر» (Farahvahar) در اصل نام آریاییِ «روح» در زبان عربی است. بیش از چهار هزار و پانصد سال پیش، زمانی که تقریبا تمام اقوام کره ی زمین سرگرم بت پرستی بودند و تمام وجود انسان را فقط و فقط همین کالبد خاکی و فانی میدانستند، درست در همین زمان، آریاییانِ باستان اعتقاد داشتند انسان غیر از کالبد خاکی دارای روح بوده و پس از مرگ، این روح از بدن فانی جدا شده و به جای دیگری رفته و به زندگی اش ادامه میدهد، آریاییان این منزلگاهِ پس از مرگِ روح را «اَختران» می نامیدند. نامی که آریایی ها برای آنچه که ما امروز بدان روح میگوییم انتخاب کرده بودند «فَرَه وَهَر» بود، و قدمت ساخت نشان «فره وهر» به بیش از چهارهزار سال پیش بازمیگردد. و جالب اینجاست که اعتقاد آریاییان به وجود «فره وهر» (روح) به پيش از زايش زرتشت بزرگوار باز ميگردد، و این خود جای بس افتخار است. سنگ نگاره هاي شاهنشاهان هخامنشي در کاخهاي پرسپوليس و سنگ نگاره هاي شاهنشاهان ساساني همه حکايت از آن دارد.

به عقیده ی آریاییان، «فره وهرها» هر ساله در ماه فروردین به زمین آمده و برکات آسمانی با خود می آوردند، و روز سیزدهم فروردین دوباره به آسمان برمیگشتند، پس آریایی ها شبِ آخرین چهارشنبه ی سال را به بالای تپه ها رفته و با روشن کردن آتش مراسم باشکوهی را برگذار میکردند و به استقبال «فره وهرها» میرفتند (چهارشنبه سُهران)، سپس در روز سیزدهم فروردین برای بدرقه ی فره وهرها به دشتها رفته و جشن برپا میکردند (سیزده بدر).

اکنون که بطور خلاصه دانستیم «فره وهر» چیست، به توضیحات اندکی در مورد مفهوم این نشان ایرانی میپردازیم.

مفهوم نشان «فره وهر»

نکته بسيار شگفت انگيز درباره ی اين نشان ملي ما ايرانيان آن است که ذره ذره ی اين نشان داراي مفهوم و دانشي نهفته است. اينک به تشريح اين نشان ملي مي پردازيم :

1 – چهر ی یک پیرمرد
قرار دادن چهره يک پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکار و يکتا پرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسنديده اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي نهادند. بنابراین قرار دادن چهره ی یک پیرمرد به عنوان سرِ نگاره نشان از خرد و تجربه ی پیرمرد دارد.

2 – دست راست پیرمرد
دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است که اشاره به ستايش و پرستش «دادار هستي اورمزد» خداي واحد ايرانيان دارد، که زرتشت در 4000 سال پيش آنرا به جهان هديه نمود، و عجیب آنجاست که پیش از زرتشت، آریاییان به وجود «فره وهر» (روح) و «اهورَ» (خدا) اعتقاد داشته اند.

3 – حلقه ای که در دست چپ پیرمرد است
چنبره اي (حلقه اي) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيماني است که بين انسان و اهورامزدا بسته ميشود و انسان بايد خداي واحد را ستايش کند و هميشه در همه امور وي را ناظر بر کارهاي خود بداند . مورخين حلقه هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي شود را برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايراني ميدانند که به جهان صادر شده است . زيرا زن و شوهر نيز با دادن چنبره (حلقه) به يکديگر پيماني را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار بمانند .

4 – بالهای نشان فره وهر
بالهاي کشيده شده در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسانهاست و در نهايت امر رسيدن به اورمزد دادار هستي خداي واحد ايرانيان است .

5 – سه ردیف پر بر روی بالهای فره وهر
سه قسمتي که روي بالها به صورت طبقه بندي شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و دانش جهان «اشو زرتشت» دارد که بعدها به نشان اضافه شد. که بي شک ميتوان گفت تا ميليونها سال ديگر تا جهان در جهان باقي باشد اين سه فرمان پابرجاست و هميشه الگو و راهنماي مردمان جهان است . اين سه فرمان که روي بالهاي فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک، گفتار نيک و پندار نيک ايرانيان است. بالهای «فره وهر» برای پرواز، پیشرفت و تعالی انسان به سوی اهورامزدا از این سه ردیف پر تشکیل شده و بالهای انسان تنها با حمایت این سه ردیف پر (کردارنیک، گفتارنیک، پندارنیک) توانایی پرواز و پیشرفت را دارد.

6 – حلقه ای که کمر پیرمرد را دربرگرفته است
در ميان کمر پيرمرد ايراني يک چنبره (حلقه) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به «دايره روزگار» و جهان هستي دارد که انسان در اين ميان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشي را براي زندگي برگزينند که پس از مرگ روحشان شاد و قرين رحمت و آمرزش الهي قرار بگيرد .

7 – دو سر حلقه که به پایین آویزان گشته است
دو رشته از چنبره (حلقه) به راست (خیر) و چپ (شر) کشیده شده است که نشان از دو عنصر باستاني ايران دارد . يکي سوي راست و ديگري سوي چپ . نخست » سپنته مينو» که همان نيروي الهي اهورامزدا است و ديگري «انگره مينو» که نشان از نيروي شر و اهريمني است . انسان در ميان دو نيروي خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشي به تباهي کشيده مي شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نيک، گفتار نيک، پندار نيک پيروي کند هميشه نيروي سپنته مينو در کنار وي خواهد بود و او به کمال خواهد رسيد و هم در اين دنيا نيک زندگي خواهد کرد و هم در دنياي پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود .

8 – قسمت دم که سه ردیف پر دارد
قسمت دم نیز همانند قسمت بالها به سه ردیف پر تقسیم شده. انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني ايران به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک، گفتار نيک و پندار نيک دارد. پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد «اشو زرتشت» همين سه فرمان است. که ديده مي شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهاي زرتشت بوده است را براي خود برگزيده است و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است.

541029_224286074378562_105214925_nاین انگشتا تو چرخ گوشت قطع نشدن….اینا دستای یه مردیه که طبق قوانین کثیف اسلامی بهش

فرصت کار کردن داده نشد.ننگ براسلام وقوانینش

37067_482932575082033_1331063557_nیعنی بی شعور ترو اوسکول تر و احمق تر و دیوانه تر و نفهم تر و……… تر و تر و ترتر از اینا تو کهکشان راه شیری وجود نداره.. :

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از سایت مدال نیوز، صادق پاکدامن پس از ۲۰ سال حضور در ورزش شهرستان و استان فکر می کرد با این مدال طلای جهانی در رشته نجات غریق مورد حمایت قرار بگیرد اما این گونه نشد.

طبق روال معمول در استان بوشهر، تنها همان روز نخست که از مسابقات جهانی وارد فرودگاه بوشهر شد تعدادی از مسئولان با انداختن دسته های گل به گردن وی و گرفتن چندین عکس درحالت های! مختلف در کنار قهرمان طلایی استان و ارسال به مطبوعات و سایت های خبری حمایت خود را اینگونه نشان داده و بعدها پاکدامن ماند و یک بدن مصدوم.

شاید خیلی ها فکر می کردند این ورزشکاربا کسب طلای جهانی به طور حتم آینده ای روشن درانتظار خواهد داشت اما پاکدامن که در سال گذشته دکه ای فلافل فروشی داشت حال همان دکه را هم ندارد و تبدیل به یک چرخ یا گاری برای حمل وسایل ولوازم شغلش! شده است.
………………………………………
حکومت اسلامی هم که مشغول رفع مشکلات مسلمین عراق و سوریه و لبنان هست، طبق معمول!

ناصر نقویان، سخنران بیت رهبری انتقادهای شدیدی را متوجه دولت و قوه قضائیه کرد. وی گفت که احمدی‌نژاد به دنبال گول زدن مردم است و قوه‌ی قضائیه نیز به جای مقابله با خلافکاران اصلی، با مجرمان خرده‌پا برخورد می‌کنند. ناصر نقویان، یکی از سخنرانان در بیت رهبری در سخنرانی خود در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران، انتقادهای شدید…ی را متوجه دولت محمود احمدی‌نژاد و قوه‌ی قضائیه کرد. این عضو بیت رهبری با تاکید بر این‌که مردم ایران، مردمی بیدار هستند که حکومت‌ها توان فریب آن‌ها را ندارند گفت:«مردم ضعف‌ها، اشتباه‌ها و تقصیر حکومت‌مردان را می‌دانند و تحلیل می‌کنند.» نقویان که بخش‌هایی از سیستم اداره‌ی جامعه را «ناسالم» توصیف کرد، دولت را متهم کرد که به وعده‌های خود درباره‌ی تامین رفاه مردم عمل نکرده است. او گفت:«امیدواریم وارد کردن معارف و تحقیقات اسلامی در زندگی مردم ، مثل وارد کردن پول نفت بر سر سفره‌های آن‌ها نباشد. پولی که وارد نشد هیچ، ظاهرا سفره هم در حال جمع شدن است.» نقویان دستگاه‌های اجرایی کشور را متهم به رشوه‌گیری نیز کرد و اضافه کرد که رئیس سازمان بازرسی کل کشور نیز در جواب گلایه‌ی یکی از دوستان وی مبنی بر رشوه‌گیری از سوی وزارت‌خانه‌ها، گفته است که «این قبیل امور در کشور رایج و عادی است.» انتقاد شدید از محمود احمدی‌نژاد این سخنران بیت رهبر جمهوری اسلامی ایران، محمود احمدی‌نژاد را نیز خطاب قرار داد که چرا باید استانداری به خاطر شرکت در سخنرانی انتقادی او از سمت خود عزل شود و اضافه کرد:« آقای احمدی‌نژاد اگر مرد است بیاید دلایل عزل و نصب‌هایش را توضیح دهد.» اومدعی شد ‌که محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه با «خبرنگار نابلد» و پاسخ به سوالاتی که از قبل مشخص و طراحی شده‌اند، به دنبال آن است که مردم را گول زده و به دروغ‌گویی خود ادامه دهد. نقویان خطاب به رئیس دولت دهم گفت:«اگر مرد است با ۱۰ نفر کارشناس خبره در مسایل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مناظره کند.»
……………………………………
البته این توضیح رو بدم که از نظر ما، سردسته همه دزدها همین علی خامنه ای و باند بیت رهبری هستند و الان دارند با این حرفها فقط فرافکنی میکنند!

سهراب سپهرى تخته سنگى بر خاك….امامزاده عرب در كاخ مر مر

اگر به مشهد سفر کرده و به زیارت حرم  رضا رفته باشید زنان و مردان زیادی را می‌بینید که مقادیر زیادی پول و چه بسا جواهرات خود را به داخل ضریح می ریزند.

 اگر از آنها علت را جویا شوید جواب مشابهی را دریافت میکنید؛ «نذر داشتم». یکی نذر کرده بوده که خانه دار بشود، یکی دیگه نذر کرده بوده که کنکور قبول بشود، یکی دیگه میخواسته اجاقش از کوری دربیاد، یکی دیگه نذر کرده بوده که به عشقش برسه و الی آخر! حالا طرف بعد از کلی قرض و وام گرفتن و دربدری کشیدن تونسته یک خانه نقلی پایین شهر بخره، میاد میگه اینها همه از «کَرَم آقا امام رضاست» و النگو و انگشتر طلاش را میندازه تو ضریح تا نذرش را ادا کرده باشه!این انداختن پول و جواهرات به داخل ضریح فقط مختص به حرم  رضا نیست، این داستان را در محل دفن همه امامهای شیعه و حتی در چند هزار (!) امامزاده موجود در کشور هم شاهد هستیم. حالا این سوال که اصلا چطور ممکن است که یک آدم مرده یتواند خواسته‌های زنده‌‌ها که از قرار معلوم هیچ موقع هم تمام نمیشود و چه بسا برخی با هم تلاقی و تضاد هم دارد را برآورده کند موضوع این مطلب نیست و در اینجا به آن نمی‌پردازم، اما موضوع این است که این پولها و جواهرات توسط مسئولین حرم جمع آوری می‌شود و معلوم نیست کجا خرج میشود. مثلا درباره حرم  رضا، آنقدر حجم نذورات و وقوفات مردم زیاد است که سازمان عریض و طویلی به نام آستان قدس رضوی به وجود آمده است که از همین پول نذورات مردم الان چند صد هزار هکتار زمین کشاورزی و چند صد کارخانه و هتل و غیره را صاحب شده است و به طور کامل از پرداخت مالیات هم معاف است. در راس این سازمان یک آخوند مفت خوری قرار دارد به نام آیت الله «عباس واعظ طبسی» که از زمان انقلاب تا حالا رییس این سازمان بوده و به عبارتی از جهل و خرافات مردم استفاده کرده و با پول مردم می‌خورد و می‌خوابد! گوشه‌ای از فسادهای او را هم «عباس پالیزدار» افشا کرده بود که البته به زندان افتاد!

حالا اینها همه را گفتم تا به اینجا برسم که آی مردم ببینید نذوراتتان را چطور برای مقاصد شخصی خودشان خرج می‌کنند! در خبرها آمده که فرزند این آیت الله، به نام مصطفی که با توجه به کهولت سن پدرش، ریاست دفتر آستان قدس را بر عهده دارد و عملا همه کاره آنجاست، یک پول قلمبه‌ای به میزان یک و نیم میلیارد تومان را درسته داده به یک دختر ۲۷ ساله با نام «سحر ریحانی» (لینک خبر)! ظاهر قضیه هم این هست که این دختر یک فیلم سینمایی با نام «زلال بی انتها» از اتفاقاتی که داخل حرم می‌افتد (مثل انداختن نذری، غبار روبی و شستشوی حرم، نقاره زنی و غیره) تهیه کند. قسمت تعجب برانگیز ماجرا این است که اولا این دختر جوان هیچ سابقه تهیه کنندگی و کارگردانی ندارد، رشته‌ دانشگاهی اش ریاضی بوده و تنها در چند فیلم سینمایی بازی کرده است و دوما اینکه این فیلم هیچ بازیکنی ندارد و معلوم نیست این بودجه سنگین برای چیست؟! خود وی در مصاحبه‌ای که انجام داده است (لینک مصاحبه)، اقرار کرده است که در یک جلسه تجلیل از برگزیدگان المپیاد ریاضی با مصطفی واعظ طبسی آشنا شده و به او گفته است که «میخواهد به سرعت پولدار شود» و «حاج آقا» هم به سرعت قبول کرده است که چنین پول هنگفتی را به او بدهد!! تازه گویا قرار است پروژه‌های بسیار بزرگتری را هم با آستان انجام دهد! برای درک بزرگی این مبلغ کافیست به این نکته توجه کنید که کل هزینه ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که افتخار اسکار را به دست آورد، حدود ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.

من به رابطه احتمالی پشت پرده‌ای که بین این دختر جوان و پسر آیت الله وجود دارد کاری ندارم، اما دلم به حال آن مردمی میسوزد که علیرغم وضع نامناسب مالی، النگو و انگشتر خود را به عنوان ادای نذر به داخل ضریح و به عبارتی به شکم آیت الله‌های مفت خور میریزند! هیچ فکر کرده‌اید با این پول هنگفتی که به عنوان نذر و وقف پرداخت میشود، چند هزار بیکار را می‌شود به سر کار فرستاد، برای چند هزار دختر جوان می‌شود جهیزیه تهیه کرد و چند هزار نفر مجبور نخواهند بود از زور فقر کلیه خودشان را بفروشند؟ امیدوارم روزی برسد که هرکسی وضع زندگی و یا تغییر در سرنوشت خودش را نتیجه مستقیم عوامل مادی و عملکرد و تلاش خود بداند و نه نتیجه متوسل شدن به مردگان مقدس…!‏Photo: از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!</p>
<p>اگر به مشهد سفر کرده و به زیارت حرم امام رضا رفته باشید زنان و مردان زیادی را می‌بینید که مقادیر زیادی پول و چه بسا جواهرات خود را به داخل ضریح می‌ریزند. اگر از آنها علت را جویا شوید جواب مشابهی را دریافت میکنید؛ «نذر داشتم». یکی نذر کرده بوده که خانه دار بشود، یکی دیگه نذر کرده بوده که کنکور قبول بشود، یکی دیگه میخواسته اجاقش از کوری دربیاد، یکی دیگه نذر کرده بوده که به عشقش برسه و الی آخر! حالا طرف بعد از کلی قرض و وام گرفتن و دربدری کشیدن تونسته یک خانه نقلی پایین شهر بخره، میاد میگه اینها همه از «کَرَم آقا امام رضاست» و النگو و انگشتر طلاش را میندازه تو ضریح تا نذرش را ادا کرده باشه!</p>
<p> این انداختن پول و جواهرات به داخل ضریح فقط مختص به حرم امام رضا نیست، این داستان را در محل دفن همه امامهای شیعه و حتی در چند هزار (!) امامزاده موجود در کشور هم شاهد هستیم. حالا این سوال که اصلا چطور ممکن است که یک آدم مرده یتواند خواسته‌های زنده‌‌ها که از قرار معلوم هیچ موقع هم تمام نمیشود و چه بسا برخی با هم تلاقی و تضاد هم دارد را برآورده کند موضوع این مطلب نیست و در اینجا به آن نمی‌پردازم، اما موضوع این است که این پولها و جواهرات توسط مسئولین حرم جمع آوری می‌شود و معلوم نیست کجا خرج میشود. مثلا درباره حرم امام رضا، آنقدر حجم نذورات و وقوفات مردم زیاد است که سازمان عریض و طویلی به نام آستان قدس رضوی به وجود آمده است که از همین پول نذورات مردم الان چند صد هزار هکتار زمین کشاورزی و چند صد کارخانه و هتل و غیره را صاحب شده است و به طور کامل از پرداخت مالیات هم معاف است. در راس این سازمان یک آخوند مفت خوری قرار دارد به نام آیت الله «عباس واعظ طبسی» که از زمان انقلاب تا حالا رییس این سازمان بوده و به عبارتی از جهل و خرافات مردم استفاده کرده و با پول مردم می‌خورد و می‌خوابد! گوشه‌ای از فسادهای او را هم «عباس پالیزدار» افشا کرده بود که البته به زندان افتاد!</p>
<p>حالا اینها همه را گفتم تا به اینجا برسم که آی مردم ببینید نذوراتتان را چطور برای مقاصد شخصی خودشان خرج می‌کنند! در خبرها آمده که فرزند این آیت الله، به نام مصطفی که با توجه به کهولت سن پدرش، ریاست دفتر آستان قدس را بر عهده دارد و عملا همه کاره آنجاست، یک پول قلمبه‌ای به میزان یک و نیم میلیارد تومان را درسته داده به یک دختر ۲۷ ساله با نام «سحر ریحانی» (لینک خبر)! ظاهر قضیه هم این هست که این دختر یک فیلم سینمایی با نام «زلال بی انتها» از اتفاقاتی که داخل حرم می‌افتد (مثل انداختن نذری، غبار روبی و شستشوی حرم، نقاره زنی و غیره) تهیه کند. قسمت تعجب برانگیز ماجرا این است که اولا این دختر جوان هیچ سابقه تهیه کنندگی و کارگردانی ندارد، رشته‌ دانشگاهی اش ریاضی بوده و تنها در چند فیلم سینمایی بازی کرده است و دوما اینکه این فیلم هیچ بازیکنی ندارد و معلوم نیست این بودجه سنگین برای چیست؟! خود وی در مصاحبه‌ای که انجام داده است (لینک مصاحبه)، اقرار کرده است که در یک جلسه تجلیل از برگزیدگان المپیاد ریاضی با مصطفی واعظ طبسی آشنا شده و به او گفته است که «میخواهد به سرعت پولدار شود» و «حاج آقا» هم به سرعت قبول کرده است که چنین پول هنگفتی را به او بدهد!! تازه گویا قرار است پروژه‌های بسیار بزرگتری را هم با آستان انجام دهد! برای درک بزرگی این مبلغ کافیست به این نکته توجه کنید که کل هزینه ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که افتخار اسکار را به دست آورد، حدود ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.</p>
<p>من به رابطه احتمالی پشت پرده‌ای که بین این دختر جوان و پسر آیت الله وجود دارد کاری ندارم، اما دلم به حال آن مردمی میسوزد که علیرغم وضع نامناسب مالی، النگو و انگشتر خود را به عنوان ادای نذر به داخل ضریح و به عبارتی به شکم آیت الله‌های مفت خور میریزند! هیچ فکر کرده‌اید با این پول هنگفتی که به عنوان نذر و وقف پرداخت میشود، چند هزار بیکار را می‌شود به سر کار فرستاد، برای چند هزار دختر جوان می‌شود جهیزیه تهیه کرد و چند هزار نفر مجبور نخواهند بود از زور فقر کلیه خودشان را بفروشند؟ امیدوارم روزی برسد که هرکسی وضع زندگی و یا تغییر در سرنوشت خودش را نتیجه مستقیم عوامل مادی و عملکرد و تلاش خود بداند و نه نتیجه متوسل شدن به مردگان مقدس…!‏