ما براحتی برای شما ثابت میکنیم که معجزات علمی قرآن در مورد سیاه‌ چاله‌ها و ستاره‌های نوترونی رد می باشد!

منتشرشده: 16 اوت 2014 در بدون شرح

384031_119291671554776_287791809_n
سوره الطارق آیات 1 الی 3 : «وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ﴿1﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿2﴾ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿3﴾«

لطفا نقل قول معتقدین به معجزه علمی را بخوانید:

«سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:»سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!»

در عربي «ثقب» به معناي چاله و «ثاقب» به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند. نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند. امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده). قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند). كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!»

حال مورد بالا را بررسی می‌کنیم:

ترجمه فولادوند: «سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد (1) و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست؟ (2) آن اختر فروزان (3)»

ترجمه صاحب محدث دهلوی: «قسم به آسمان و قسم به چیزی که وقت شب پدید می‌آید (1) و چه چیز مطلع ساخت ترا که چه چیز به وقت شب پدید آینده است؟ (2) آن ستاره و درخشنده است (3)»

ترجمه سید‌‌ رضا سراج: «سوگند به آسمان و آنچه به شب در‌آید (1) و چه چیز ترا دانا کرد که چیست طارق؟ (2) ستاره فروزان است (3)»

ترجمه مهدی الهی قمشه‌ای: «قسم به آسمان و قسم به طارق آن (1) و چگونه توانی طارق آسمان را بدانی؟ (2) طارق همان کوکب درخشان است که نورش(چون نور علم قرآن به دل‌های تاریک جاهلان) فرو رود. (3)»

ترجمه جلال الدین فارسی: «به آسمان سوگند و به پیدا شونده در شب (1) و چه دانى كه شباینده چيست؟ (2) ستاره درخشنده (3)»

ترجمه فیض الاسلام: «سوگند به آسمان و پیدا شونده در شب (1) و چه چیز ترا دانا گردانید که طارق و پیدا شونده در شب چیست؟ (2) آن طارق و پیدا شونده در شب ستاره درخشان است (که از بسیاری درخشندگی گویا ثقب کرده و تاریکی شب را سوراخ می کند) (3)»

ترجمه جلال الدین مجتبوی: «سوگند به آسمان و آینده در شب (1) و تو چه دانى كه آینده در شب چيست؟ (2) ستاره درخشان است (3)»

ترجمه عباس مصباح‌زاده: «قسم به آسمان و ظاهر شونده در شب (1) و چه دانى كه چيست آینده به شب؟ (2) ستاره درخشنده است (3)»

ترجمه محمد کاظم معزی: «سوگند به آسمان و به شب در‌آینده (1) و چه دانستت چيست شب در‌آینده؟ (2) آن ستاره تابنده (3)»

ترجمه حاج محمود یاسری: » قسم به آسمان و ظاهر شونده در شب (1) و چه دانا کرد ترا كه چيست آینده به شب؟ (2) ستاره درخشنده است (3)»

ترجمه عبدالمحمد آیتی: «سوگند به آسمان و به آنچه در شب آید (1) و تو چه دانى كه آنچه در شب آید چيست؟ (2) ستاره‌ای است درخشنده (3)»

ترجمه اشرفی تبریزی: » قسم به آسمان و ظاهر شونده در شب (1) و چه دانى كه چيست آینده به شب؟ (2) ستاره درخشنده است (3)»

ترجمه مکارم شیرازی: » سوگند به آسمان و کوبنده شب (1) و تو نمیدانی کوبنده شب چیست (2) همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکی‌ها است (3)»

ترجمه ابو‌الحسن شعرانی: » قسم به آسمان و ظاهر شونده در شب (1) و چه دانا کرد ترا كه چيست آینده به شب؟ (2) ستاره درخشنده است (3)»

ترجمه خرمشاهی: » سوگند به آسمان و شباینده (1) و تو چه دانى شباینده چيست؟ (2) ستاره درخشان است (3)»

همچنین در ترجمه‌های محمد خواجوی، احمد کاویانپور و کاظم پور‌جوادی کلمه طارق ترجمه نشده و بهمان صورت استفاده شده و کلمه ثاقب به معنای درخشنده ترجمه گردیده است.

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان میگوید: « ماده «طرق» در اصل – بطوری که گفته‌اند – بمعنای زدن بشدت است بطوری که صدایش به گوشها برسد. و «مطرقه» یعنی چکش را به همین جهت مطرقه می‌گویند، و نیز اگر راه را طریق گفته‌اند باز به این مناسبت است که رونده با پا بدان می‌کوبد و صدای پایش به گوش می‌رسد. ولی بتدریج در پیمودن طریق استعمال شده و در آن شایع گشت. و سپس اختصاص یافت به آمدن از سفر هنگام شب و این نیز بدان مناسبت بود که غالبا شخصی که شبانه از راه می‌رسد، همه درها را بسته می‌بیند و ناگزیر در را می‌کوبد و سپس استعمالش در هر چیزی که شب ظاهر شود شایع گشت. مانند ستارگان که در شب پیدا می‌شوند و در آیه همین معنا منظور است. و کلمه ثقب به معنای دریدن بود و بعدها به معنای هر چیز نورانی و روشنگر شد. به این مناسبت که چنین چیزی پرده ظلمت را با نور خود می‌درد. و گاهی هم به معنای بلندی و ارتفاع می‌آید.»

همچنین آقای مکارم شیرازی در تفسیر نمونه اینگونه بیان می‌کند: « طارق از ماده «طرق» (بر وزن برق) به معنای کوبیدن است و راه را از این جهت طریق می‌گویند که با پای رهروان کوبیده می‌شود و مطرقه به معنای چکش و پتک است که برای کوبیدن فلزات و مانند آن بکار می‌رود. و از آنجا که درهای خانه‌ها را به هنگام شب می‌بندند و کسی که از راه می‌رسد مجبور است در را بکوبد، به اشخاصی که در شب وارد می‌شوند طارق می‌گویند… اما قرآن خودش در اینجا طارق را تفسیر کرده می‌گوید همان ستاره درخشانی است که بر آسمان ظاهر می‌شود و بقدری بلند است که گوئی می‌خواهد سقف آسمان را سوراخ کند و نورش بقدری خیره کننده است که تاریکیها را می‌شکافد و به درون چشم آدمی نفوذ می‌کند. (ثاقب از ماده ثقب به معنی سوراخ کردن است.) و اینکه اشاره به ستاره خاصی است یا منظور همه ستارگان هستند تفسیرهای مختلفی است اما از آنجا که در آیه بعد به «نجم ثاقب» یعنی «ستاره نفوذ کننده» تفسیر شده مراد ستاره‌های مشخصی است که نور آنها پرده‌های ظلمت را می‌شکافد و در چشم آدمی نفوذ می‌کند. و نیز در روایتی از امام صادق نقل شده که می‌فرمایند: طارق ستاره زحل(کیوان) است که طلوعش در آسمان هفتمین است و نورش آسمانها را میشکافد و به آسمان پائین می‌رسد.»

همچنین طبرسی می‌گوید طارق کسی است که شبانه می‌آید.

نتیجه‌گیری:

اول) ترجمه‌ای که مفسر قائل به معجزه علمی ارائه داده است، بر‌گرفته از ترجمه آقای مکارم شیرازی است. اما ایشان به این مطلب توجه نکرده که آقای مکارم در همان ترجمه آیه 3 و نیز در تفسیر نمونه منظور از کوبنده شب و طارق را به روشنی بیان کرده است(ستاره درخشانی که نور آن تاریکی را میشکافد) که این با قابل رؤیت نبودن ستاره نوترونی خیلی تفاوت دارد. همچنین ایشان از ثاقب معنای چیزی که چاله ایجاد میکند را برداشت کرده که کاملا اشتباه است. دریدن و سوراخ کردن با چاله کندن فرق می‌کند. هر چند معنای ثاقب به معنی چیز درخشنده و یا بسیار درخشان است به طوری که نور آن تاریکی را میشکافد یا سوراخ میکند.

دوم) از طرفی اگر واقعا منظور از طارق ستاره نوترونی که قابل رؤیت نیست باشد پس چرا کوبنده شب ترجمه شده؟ ستاره نوترونی دائما تولید پالس میکند نه فقط در شب. کوبنده شب تنها در ترجمه مکارم شیرازی است و خود ایشان در ترجمه آیه 3 و نیز در تفسیر نمونه آنرا توضیح داده. تمامی مترجمین و مفسرین طارق را به معنای ستاره درخشنده‌ای که در شب میآید و ظاهر می‌شود معنا کرده‌اند.

سوم) همچنین مفسر قائل به معجزه علمی مطلب خود را طوری بیان کرده که گوئی طارق در فضا چاله‌ای میکند که آن چاله در علم نجوم سیاه چاله نام دارد. کاش ایشان کمی در این رابطه، معلومات نجومی خود را تقویت میکرد.

چهارم) در واقع این مفسر محترم این موضوع را در نظر نگرفته که خدا باید به چیزی قسم یاد کند که عظمت آن چیز برای مردم روشن و ملموس باشد. خدا نمیتوانسته به ستاره نوترونی قسم یاد کند که حدود 1350 سال کسی آن را نمیشناخته. و یا ایشان این تفسیر امام صادق که طارق را به ستاره زحل(کیوان) تعبیر نموده، مطالعه نکرده. این روایت امام صادق در تفاسیر: نمونه، جامع و اطیب البیان ذکر شده که ظاهرا از ابن بابویه نقل گردیده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s