خرافاتی دیگردراسلام:ترک خوردن ایوان مداین در هنگام تولد حضرت محمد!!

منتشرشده: 30 ژوئیه 2014 در بدون شرح

581253_187756594691287_957714184_n
مسلمانان عزیز! معمولا به تاريخ حقيقی کاری ندارند و پيوسته تلاش می کنند از محمد يک موجود خيالی، وجودی مافوق بشر و نوعی خدا در لباس يک انسان بسازند و غالباً خصايص ذات بشری او را ناديده میگیرند. بطوریکه حتی به نحوه تولد محمد هم رحم نکرده و انرا وارد هاله ای از خرافات و افسانه کردند. در زیر نمونه ای از افسانه سازیهای استادان افسانه ساز اسلامی در ارتباط با تولد محمد را ذکر میکنیم تا کمی بیشتر با روحیات افسانه سازان اسلامی اشنا بشید :

از جالبترین و در عین حال عجیب ترین روایات در ارتباط با تولد محمد روایتهایی است که با بازتاب تولد نوزادی در مکه و شکسته شدن کاخ مداین و خاموش شدن اتشکده اذرگشب در ارتباط است. که نمونه انها را میتوان در تاریخ طبری با عنوان « سخن از تولد رسول خدا » دید :

« از هانی مخزومی روایت کرده اند که به شب تولد پیمبر الله ایوان کسری بلرزید و 14 کنگره ان بیفتاد، و اتش پارسیان خاموشی گرفت و هزار سال بود که خاموشی ندیده بود و دریاچه ساوه فرو رفت و موبد موبدان به خواب دید که شتری درشت اندام که اسبان تازی را یدک میکشید از دجله گذشت و در دیار پارسیان پراکنده شد. » (تاریخ طبری، جلد2، ص 717)

بعدا به این داستان افزوده شد که : « در دل زممین زلزله افتاد. سینه دریا به جوشش در امد. دشتها تکان خوردند. کوهها به خود بلرزیدند. طاق مداین شکاف برداشت، و تخت کسری درهم شکست. اتشکده فارس خاموش شد و بت هایی که در خانه کعبه از سقف و دیوارها اویخته بودند از اویزه های خود فرو ریختند. شعله های جاویدان اذرگشب ناگهانی فرو مردند و شکست سلطنت ساسانیان با بانگ مهیبی در سراسر ایران طنین انداخت.»( معصوم اول، محمد، نوشته جواد فاضل بر مبنای 14 کتاب فقه و حدیث جهان تشیع.ص47)

طی قرون پیاپی این افسانه بصورتی پیگیر برای ایرانیان تکرار شد بی انکه اجازه تردیدی درباره ان یا حتی امکان پرسشی مورد ان به کسی داده شود. تولد محمد مثل تولد ميلياردها نوزاد ديگر صورت گرفته و کمترين اثری و حادثه ای روی نداده است . اما تب معجزه سازی، مردم را به تخيلات و افسانه ها کشانيده است . از تولد حضرت شکافی در ايوان مداين پديد آمد وآتشکده فارس خاموش شد.!!!!!؟

به قول زنده یاد علی دشتی ، ميان تولد نوزادی در مکه و خاموش شدن آتشکده ای در ايران هيچگونه رابطه عليّت وجود ندارد. اگر طاق کسری ترک برداشته است بايد معلول نشست کردن ديوار آن دانست. اما مؤمنان معجزه تراش آن را يک نوع اخطاری از جانب خداوند می گويند . يعنی خدا می خواهد به ساکنان تيسفون و مخصوصاً به پادشاه ايران بگويد امر مهمی در شرف ظهور است يا به مؤبدان و نگهبانان آتشکده فارس بفهماند که مردی امروز پای به عرصه حيات گذاشته است که راه و رسم آتش پرستی را برخواهد انداخت. اما پادشاه ايران يا پيشوايان زردشتی چطور ممکن است ترک خوردن طاق و خاموش شدن آتش را علامت تولد طفلی بدانند که چهل سال بعد به دعوت اسلام بر می خيزد؟ خداوند حکيم و دانا چرا متوقع است که مردم ايران چهل سال قبل از بعثت حضرت رسول از بعثت وی باخبر شوند؟ اگر خداوند قادر می خواست تولد محمد را حادثه ای بزرگ و غيرمترقبه جلوه دهد چرا در خانه کعبه که محل ظهور اسلام است شکافی پديد نيامد و بتان بيجان از جايگاه خود فرو نريختند که لااقل هشداری برای قريش باشد و اخطار او مؤثرتر از خاموش شدن آتشکده بشود؟ چرا مقارن بعثت معجزه ای ظاهر نشد که تمام قريش را به ايمان کشاند و سيزده سال رسول محبوب او مورد آزار و عناد قرار نگيرد؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s