تلاش برای گنجاندن دمکراسی در اسلام!!!!

منتشرشده: 8 مه 2014 در بدون شرح

Presentation1ا869

تلاش برای گنجاندن دموکراسی در اسلام …..بسی احمقانه تر از نصب ویندوز بر روی چرتکه میباشد…….

آیا می‌شود هم اصول اسلام را پذیرفت و هم به دمکراسی رسید!؟
هنوز بخش‌های زیادی از مردم کشورمان خود را پایبند و مقید به دین اسلام می‌دانند، دینی که شهروندان را به دو دسته‌ی مسلمان و غیر مسلمان تقسیم می‌کند، دسته‌‌ی مسلمان از حقوق بیشتری نسبت به غیر مسلمانان برخورداند، این موضوع جزء قانون لاینفک اسلام است، زیرا از نظر قرآن تمام کسانی که اسلام را قبول نکنند کافر شمرده می‌شوند؛ باز از نظر همین دین کفار نیز دو گونه هستند یکی اهل کتاب که اسلام آنان را به رسمیت می‌شناسد (ادیان سامی که تمام پیامبران مورد قبول اسلام نیز سامی هستند) و اجازه زندگی کردن در حکومت اسلامی را دارند مانند یهودیان، مسیحیان و تا حدودی هم زرتشتیان که محمد توصیه کرده با آنان نیز مانند اهل کتاب رفتار کنید:
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» (توبه/29 ) و کسانیکه از اهل كتابى(یهودیان و مسیحیان) كه به الله و روز آخرت ايمان ندارند و حرام داشته‌ی الله و فرستاده‌اش را حرام نمى‏گيرند و دين حق(اسلام) نمى‏ورزند، (با آنها ) بجنگید تا به دست خويش و با حقارت جزيه بپردازند.
و دیگری گروهی که اسلام آنان را به هیچ عنوان به رسمیت نمی‌شناسد، زیرا محمد هیچگونه اطلاعی از دین آنان نداشت و او تنها ادیان سامی را به رسمیت می‌شناخت و همچنین ادیانی که پس از محمد بوجود آمدند، بهائیت نیز جزء همین دسته‌ است؛ این گروه در جامعه‌ی اسلامی حق زندگی کردن را ندارند و باید کشته شوند، زیرا توصیه‌ی قرآنی است:
فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (توبه/5) پس هنگامیکه ماه‏هاى حرام سپرى شد مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و محاصره کنید و به كمين آنان بنشينيد در هر مکانی که قابل کمین کردن است پس اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات پرداختند راه را بر آنها رها کنید، زيرا الله آمرزنده مهربان است.
در جمهوری اسلامی علاوه بر مسائل نوشته‌ شده در بالا، تنها قرآئت رسمی از اسلام یعنی شیعه را به عنوان مسلمان واقعی به رسمیت می‌شناسد، در چارچوب همین نگاه است که تمام غیر شیعیان و کسانیکه امامان شیعه را به عنوان اشخاص معصوم ادامه دهنده‌ی نبوت محمد ندانند، کافر شمرده می‌شوند:
شیخ مفید می‌گوید شیعیان اتفاق نظر دارند که اگر کسی منکر امامت یکی از امامان باشد، کافر است: «واتفقت الامامیة علی ان من انکر امامة احد الائمة و جحد ما اوجبه الله تعالی من فرض الطاعة فهو کافر ضال مستحق للخلود».
و شیخ صدوق همان اعتقاد را بیان می‌کند و می‌گوید:
یجب ان یعتقد ان المنکر للامام کالمنکر للنبوة و المنکر للنبوة کالمنکر للتوحید (شیخ صدوق/ الهدایه/ صفحه 6 و 7 / کتابفروشی اسلامیه/ تهران 1377)
شیخ طوسی می‌گوید که مخالفت با اهل حق (شیعه) کافر است و واجب است که بر او حکمی مانند حکم کفار داده شود: «ان المخالف لاهل الحق کافر فیجب ان یکون حکمه حکم الکفار»
و در جای دیگر می‌گوید «انکار امامت را مانند انکار نبوت می‌داند»: دفع الامامة کفر کما ان دفع النبوة کفر لان الجهل بهما علی حد واحد ( تلخیص الشافی/ جلد 4/صفحه 131، به نقل از مقدمه محقق بحارالانوار، ج 29، ص 38).
خمینی در کتاب طهارت جلد 3 صفحه 457 می‌گوید که عایشه از خوک‌ها و سگ‌ها نجس‌تر بود.
روی همین اعتقاد است که در تاریخ جمهوری اسلامی حتی یک استاندار سنی هم نداریم تا چه برسد به وزیر و رئیس جمهوری؛ ستم تا بدانجاست که به این فرقه‌ی اسلام اجازه‌ی داشتن مسجد را در شهرهای بزرگ مانند تهران نمی‌دهند و مسجد آنان (مسجد شیخ فیض) را در مشهد تخریب کردند، این تخریب در زمان هاشمی رفسنجانی صورت گرفت، جایش پارک ساختند و امامش را نیز ترور نمودند.
دلیل شیعه و سنی کشی که در کشورهای اسلامی روی می‌‎دهد را باید در همین چارچوب جستجو کرد و به قول شاعر «گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زندند گردن مسگری».
از آنجائیکه تمامیت خواهی و خودبرتر بینی عقیدتی در ذات اسلام نهفته است، قدرتمندان حاکم به این امر بسنده نکردند و تنها آن قرائتی از شیعه را درست می‌دانند که در راستای اعتقادات خمینی باشد، او معتقد بود که در زمان غیبت امام زمانشان اختیارات او به فقیهی جامع‌الشرایط واگذار می‌شود که وی را ولی فقیه می‌دانند، پیروی از او مانند پیروی از امام زمان غایب است و تنها کسانی حق دخالت در سیاست دارند که خود را ملتزم به ولی فقیه زمان و به اصطلاح سینه چاک او بدانند.
اما ستم دیگری که اسلام به جامعه روا می‌دارد، محروم کردن زنان از فعالیت سیاسی است؛ این موضوع نقطه مشترک تمام قرائت‌های اصلی از اسلام است؛ زیرا این دین زن را ابزاری جنسی در خدمت شوهر می‌داند که وظیفه‌اش ماندن در خانه و رسیدگی به امور مربوط به فرزندان و شوهرداری است، شوهری که قیم اوست و او بدون اجازه‌ی شوهر حق خارج شدن از خانه را ندارد و در صورت عدم تمکین از شوهر کتک زدنش جایز است:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا (نساء/34) مردان بر زنان مسلط هستند زیرا الله برخی از انسانها را بر برخی ديگر برترى داده است و به دلیل اینکه مردان از اموال خويش خرج مى‏كنند، زنان شايسته کسانی هستند كه فرمانبر نگهدارنده‌ی آن چیزی باشند که الله نگه داشته است ، و زنانى كه از نافرماني آنها می‌ترسید، بايد نصيحتشان كنيد و در بسترها(ی‌تان) از آنان دورى كنيد آنها را بزنید، پس اگر از شما پیروی نمودند، ديگر بهانه جويى نكنيد که الله بلندمرتبه بزرگ است.‏
این نهایت کرامتی است که اسلام برای زن قائل است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s