اثرات تازی نامه واسلام بر ایرانیان:

منتشرشده: 27 آوریل 2014 در بدون شرح

hezbol
ايرانی را واداشتند تا برای مشتی تازی بيابانی من درآوردی، گنبد و بارگاه بسازد، گل و سبزه بکارد ، آيينه کاری نمايد و ديگر يادی از ايران و بزرگان و سرفرازان، دلاوران ايران پرست و فرهنگ پر فروغ خود نکند.
– امروز سراسر کشورمان گور مشتی تازی و تازی زاده است. به هر گوشه ای پای بگذاری، گور يک تازی من درآوردی به چشم ميخورد. ديگر هيچ نشانی از بزرگان و سرداران و جوانمری که در راه و برای ايرانی و ايران گام برداشته اند و جان باختند و يا جانبازی ها نمودند و شکوه و سربلندی افريدند، نيست. آرامگاه کوروش بزرگ، نماد مردمی که نخستين پايه گذار آزادی بود، که امروز باختر خود را سرفراز آن ميداند و زير پوشش آن به کشورهای جهان سوم، دست درازی ميکند، بايد در بيابانها رها شده باشد و برای تازيان گنبد و بارگاه ساخته شود و هزينه ها برای آيينه کاری و طلاکاری بکار رود و سپس گروهی نادان و گمراه به دور آنها بچرخند و درخواست آمرزش يا خوشبختی نمايند. از سلمان فارسی، که به تازيان در کشتار و قتل عام ايرانيان کمک کرد با شکوه و افتخار ياد ميشه ولی نامی از رستم فرخزاد نيست، يکی به مهاجمين کمک کرد و ديگری جان خود را در راه دفاع از ايران از دست داد.

– ايرانی را واداشتند که برای برآورده شدن آرزوها و آرمانهايش، سفره عباس و تقی و نقی بيندازد و نيازهای خود را خواستار شود.
– ايرانی را واداشتند تا شبانه روز نام تازيان را بر زبان آورده و به آنها سوگند ياد نمايد و از آنها با زاری و لابه،ياری بخواهد.
– ايرانی را واداشتند تا بزرگترين و ارزشمندترين و درخشانترين نشان کشورش را نام ذوالفقار دهد. به سخنی ديگر شمشير خون آلود يک تبهکار که با آن گردن سدها تن بريده است، نشان کشور باستانی و سرشار از مهر ومهرورزی و پندار و گفتار و کردار نيک گردد که ما به آانها سرافرازيم نه به شمشير دو لبه و پر از خون علی.

– ايرانی را واداشتند تا پيش از زادن و تا پس از مرگ، انديشه تازی و گفتار تازی و رفتار تازی همراهش باشد. اگر
زاده شد، در گوشش تازی بخوانند و اذان بگويند. اگر همسر برگزيد و به واژهای زشت تازی نکاح دست همسرش را
در دست او بگذارند

ايرانی را واداشتند تا در مرگ روز تازيان همچون ديوانه ها بر سر و کله بکوبد و سينه بدراند و آه و ناله و زاری نمايد و های های اشک بريزد، چرا که يک تازی در چهارده سده پيش به دست يک تازی ديگر کشته شده که
ستيزشان هم بر سر يک زن به نام ارينب بوده است که نخست نامزد يزيد ميشود و چون حسين او را گمراه ميکند وبا گول زدن سوی خود ميکشد، بدينگونه کينه جويي يزيد برانگيخته ميشود و حسين خود را بر سر اين به کشتن ميدهد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s