ریشه تازی از کجا و با چه پیشینه ای بوده و شروع شده است؟

منتشرشده: 17 فوریه 2014 در بدون شرح

tazii
بین سالهای ۱۲ تا ۲۱ هجری وقایعی در تاریخ کشور ایران باستان بوجود آمد که تاریخ امپراطوری کهن ۱۲۰۰ سال پیشین آنرا متغییر و منقرض نمود. مهاجمانی که از جنوب غربی بر این کشور کهن تاختند را تازیان می خوانند. وقتی به حوادث تاریخ آن دوره می پردازید برای اشاره به این مهاجمان چندین گزینه برای نامیدن آنها در جلوی روی شما قرار می گیرد:
۱- تازیان.
۲- بادیه نشینان.
۳- اعراب….
۴- مسلمانان.

انتخاب بادیه نشین هم گاها در بررسی نظرات دیده می شود. ولی در رابطه با استفاده از گزینه اعراب با توجه به پراکندگی جمعیت اعراب در ۲۷ کشور در حوزه های بسیار دورتر از دشت حجاز بالطبع خیلی از این جمعیت اعراب فعلی نمی توانند معرف در اشاره به حوادث در آن زمان گذشته باشند. چه بسا مردمانی مثل اعراب فعلی در کشور مصر که پرجمعیت ترین کشور عرب زبان است از ریشه اصلا عرب نمی باشند. پس کلمه اعراب نمی تواند اشاره دقیقی بر ساکنان دشت حجاز و شبه الجزیره العرب بنماید. همین مورد هم در باره گزینه مسلمانان صدق می نماید. امروزه جمعیتی بالغ بر بیش از یک میلیارد نفر باورمند بر این آیین هستند که هیچکدام نقشی در ارائه آن حوادث تاریخی گذشته ندارند.

این نوشتار سعی در آشنایی بیشتر و شناخت بهتری با واژه تازی دارد زیرا در اکثر رفرنس ها در تاریخ به این لغت و واژه برخورد می نمائیم و آنان (تازیان) دقیقأ مردمانی هستند که خالق تاریخ در آن دوره بوده اند.
در بحث ها و نوشتارهای اشاره شده به وقایع صدر اسلام گاهأ در برخورد به این لغت جمعی دلسوخته اسلام این اشاره و تاکید بر واژه تازی را نوعی نگرش نژادپرستانه ایرانیان و تحقیر اعراب میدانند. در صورتی که این ادعا غیر واقعی و بی دلیل است. برای ریشه یابی این واژه باید دید که ریشه تازی از کجا و با چه پیشینه ای بوده و شروع شده است .

نخست در رفرنس بر آیات خود قرآن می بینم که در سوره الشعراء(۱۹۹) در متن فارسی، مترجم هم از این واژه استفاده نموده است.
الشعراء(۱۹۹)
«« و رسول بزبان تازی بر عجم ها قرائت می کرد. آنان ایمان نمی آوردند.»»
مفسر قرآن در ترجمه از کلمه تازی استفاده نموده است. این نشانگر حضور این ادبیات در متن فارسی قرآن است. اگر مفسر دلسوز اسلام از این کلمه استفاده کند منع و ایرادی بر او نمی باشد ولی اگر منتقدان استفاده کنند دلالت بر نژادپرستی خواهد شد!

در رجوع به منابع دیگر خواهیم دید که کلمه تازی به معنای اهانت و یا تحقیر قوم و گروهی نمی باشد بلکه اشاره مستقیم بر ساکنان آن منطقه حجاز در آن زمان خاص داشته است:

علی اکبر دهخدا معتقد است:

«« بعضی حدس زده‌اند که تازی اصلاً بمعنی چادرنشین است، از کلمه ٔ تاژ و تاز بمعنی چادر و خیمه و یاء نسبت، و همیشه آن را مقابل دهقان آرند. پس دهقان بمعنی روستانشین و تازی بمعنی چادرنشین است، طوائف چادرنشین که ییلاق و قشلاق کنند، مقابل دهقان که ساکن و تخته قاپو باشد. طبق این حدس کلمه ٔ مورد بحث بار اول بمعنی مطلق چادرنشین بوده‌است و سپس بمعنی خاص تری فقط بر عرب اطلاق شده‌است. مردم چین عرب را تاش نامند و این تاش مأخوذ ازکلمه ٔ فارسی تاژی یا تازیست که بمعنی چادرنشین است و این نشان می‌دهد که مردم چین در اول عرب را بتوسط ایرانیان دریانورد و تجار برّی ایران شناخته‌اند. »»

یا در ویکی پدیا:

«« تازی، تازیک و یا تاژیک، شیوهٔ تلفظ ایرانیان از نام قبیله طایی و به معنای عرب است که در زبان پارسی میانه و زبان پارتی به کار می‌رفت. گفته می‌شود که قبیله طایی نخستین اعرابی بودند که ایرانیان در دوران پیش از اسلام با ایشان مواجهه داشتند و بعدها این واژه را برای همه اعراب به صورت عمومی بکار بردند. در دوران پس از اسلام و ورود اعراب مسلمان به ماوراالنهر این لغت تغییر معنا داد و در مقابل قبایل ترک ساکن در ترکستان غربی، به همه مسلمانان آن نواحی فارغ از قومیتشان تازیک یا تاژیک گفتند.
شکل سغدی واژه تازی همان واژه تاجیک است که هنوز امروزه برای فارسی زبانان ماوراءالنهر و بخش شرقی فلات ایران استفاده می‌شود. دلیل خطاب کردن مسلمانان با این واژه این است که اکثر «اعرابی» که با این عنوان خطاب می‌شدند در واقع ایرانیانی بودند که به اسلام گرویده بودند.
نام تازی ظاهراً تغییریافتهٔ واژه طی‌زی است به معنای کسی که در قبیله طی زندگی می‌کند. برخی نیز تازی را منسوب به تاز به معنی تازَنده و مهاجم می‌انگارند که یادآور یورشهای گاه‌ و بیگاه اعراب به شهرهای ایران است. بعدها ایرانیان این نام را به کل عربان اطلاق کردند.
در پارسی میانه تازی را تازیک می‌گفتند.

در اشعار و ادبیات فارسی هم باز به کلمه تازی بر می خوریم:
فردوسی
– از ایران و از ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
– نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخن‌ها به کردار بازی بود
– زتازی و هندی و ایرانیان
ببستند پیشش کمر بر میان

فرخی یزدی
– هرکس به عید خویش کند شادی
چه عبری و چه تازی و چه دهقان

ناصر خسرو
– سواران تازنده را نیک بنگر
درین پهن میدان ز تازی و دهقان

انوری
– ای ز تیغ تو در سرفرازی
ملک ترک و ملت تازی

خاقانی
– دید مرا گرفته لب آتش فارسی ز تب
نطق بوده اند من آب تازیان برده به نکته دری

نظامی
– موی به مویت ز حبش تا طراز
تازی و ترک آمده در ترکتاز

سعدی، گلستان
– که سعدی راه و رسم عشقبازی
چنان داند که در بغداد تازی

منوچهری
– طاما صحاظ به تازیست و می‌همی
به پارسی کنم اما صحای او »»

بنابراین همانگونه که دقت کرده اید اشاره شش تن از شعرای ایرانی به کلمه و یا واژه تازی نشانگر حضور همیشگی این واژه در ادبیات فارسی ایرانیان است. اینکه امروزه بعد از ۳۵ سال استبداد دینی عده ای در صدد بهانه جویی از منتقدان تاریخ اسلام و یا قرآن هستند و با این عذر بر منتقدان مارک نژادپرستانه میزنند خودنشانه ای از همان استبداد دینی و تحجرگرایی می باشد. واژه تازی فقط اشاره بر مردمانی است که در آن مقطع زمانی خالق حوادث زمان خود بوده اند و هیچ بار نژاد پرستانه و تحقیر کننده ای ندارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s