داستان باجناق شدن امام علی با دو پسرش حسن و حسین!(فقط فکر زیر شکم بودند)

منتشرشده: 1 فوریه 2014 در بدون شرح

alitero
بوالفرج از عوف بن خارجه نقل کرده‌است که نزد عمر بن الخطاب بودم که مردی پیش او آمد و سلام کرد و گفت: «من مردی نصرانی هستم و نامم إمرء القیس است. آمده‌ام مسلمان شوم و احکام آن را بیاموزم.» اسلام را بر او عرضه کردند. مسلمان شد و امارت قبیله قضاعه را که در شام بودند به او پیشنهاد کردند.

وقتی از نزد عمر بیرون آمد، علی بن ابی طالب را ملاقات کرد و حسن و حسین همراه پدر بودند. علی بن ابی طالب به او گفت: «من علی بن ابیطالب، پسرعموی رسول خدا و داماد اویم و اینان فرزندان منند که مادرشان فاطمه، دختر رسول خداست. ما علاقمندیم با تو وصلت کنیم.» امرءالقیس گفت: «یا علی، دختری دارم به نام محیاة که او را به عقد تو در می‌آورم، و دختر دیگرم، سلمی، را به فرزندت، حسن، و سومین دخترم، رباب، را به حسین می‌دهم.»

از محیاة دختری به نام ام یعلی متولد شد، از زینب فرزندی متولد نشد ولی از رباب سکینه متولد شد که در کربلا حضور داشت .

منبع :

1 طبقات ابن سعد، ج 3، ص 13، ترجمه دکتر محمود مهدوی.

2 انساب الاشراف، بلاذری، ج 2، ص .136

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s