شک نوعی سوء ظن به حقیقتی هست که مورد تردید است ولی در اسلام حرام می باشد!

منتشرشده: 7 ژانویه 2014 در بدون شرح

zarib
یکی از احکام ِ خطرناک امتناع تفکر در جهانبینئ اسلامی حرام اعلام کردن شک در اصول دین است ، تا از یکسو دروازه ها بر پاشنۀ سنت رسول الله بگردد و از دیگر سو مبانئ آن زیر سئوال نرود و ساختار موهومش فروریزد . با همین فرمان که کورکردن آنتنهای کنجکاو انسان را هدف قرار داد ، اوردوگاه اسلامی در های تحول ، تجدد و نو آوری را بر خود بست و دچار انحطاط و عقب ماندگئ فاجعه بار تاریخی شد . که از همان ابتدا ، تیره روزی و زندگئ فلاکت بار برای تابعان خود به ارمقان آورد .
در فقه اسلامی شک به اصول دین ، گناه و حرام اعلام شده و با شرک برابری میکند . در آیه ، امر میکند « ای ایمان آوردگان به اصول شک نکنید که گناه کبیره است ! »
شک چیست ؟
شک نوعی سوء ظن به حقیقتی که مورد تردید است و مقدمه ایست برای دستبابی به آگاهی . و در حوزۀ دانش ، نشانۀ آغاز بلوغ فکریست . با شک ، انسان هوشمند ، کنجگاو میشود تا به حقیقت مکنون و پنهان در پس پرده پی ببرد .
نگاهی به پیشینه شک گرایی
اولین شکی که در تاریخ فلسفه به ثبت رسیده ، منسوب به کسنوفانس کولوفونی است. او در آغاز سده پنجم و پایان سده ششم قبل از میلاد شهرت یافت و از نگرش علمئ مکتب ملطی تأثیر عمیق گرفت ، به نقد دیدگاه های آن روزگار پرداخت و به عنوان منتقدی درخشان شناخته شد . او برای اولین بار، بذر شکاکیت را پاشید و بعدها همین بذر در آراء پیروان وی در حوزۀ فلسفی الئا و در نظریات هراکلیتوس رشد کرد و به ظهورسوفیسم منجر شد که دوران اوج شکوفایی شکاکیت به شمار میآید . هراکلیتوس همه چیز را در حال تغییر و دگرگونی میدید و این جمله او که در یک رودخانه نمی توان دو بار شنا کرد ، اشاره به همین مطلب است و از سخن او برداشتی منفی از شکاکیت گرفته شد ، که اگر همه چیز در حال تغییر است ، پس نمی توان نسبت به واقعیت ، معرفت پیدا کرد . چون تغییر، مانع از دستیابی دانش به نتیجه میشود . اما همۀ شکاکان نظر واحدی نداشتند ، نکته محوری در گفته های آنها همین باور به دگرگونی مدام و شدن بود و نتیجه میگرفتند که دانایی یا معرفت کامل ممکن نیست . اگر همه چیز در حال شدن باشد و مدام در حال تغییر، پس همه چیز، هم هست و هم نیست . شناخت ما از چیزها چندان نسبی ، و نتیجه ادراکی چنان لحظه ای و سخت گذراست که نمیشود از شناخت عینی و قابل لمس یاد کرد و به همین دلیل ، راه رسیدن به ادراک مشترک بسته است . که در عمل نوعی سفسطه بود . اما اساس حکم شکاکان بر هستی شناسی در سنت فلسفی غرب با سقراط آغاز می شود . فیلسوفان پیش از سقراط عمومأ به عالم خارج توجه داشتند و مسأله محوری برای آنها ثبات و تغییر عالم بوده .

محمد ابن مسلم میگوید که در نزد رسول خدا نشسته بودم در همین حین ابو بصیر وارد شد و گفت یا ابا عبدالله کسی که بگوید شک دارد در الله تعالی ؟ … ابا عبدالله گفت او کافر است و کفر امریست حرام .
این حدیث به روشنی شک در مورد وجود الله و رسولش را معادل کفر میداند .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s