حالا ببینیم علی امام اول مسلمانان شیعه با دگر اندیشان چگونه برخورد می کرد!

منتشرشده: 8 نوامبر 2013 در بدون شرح

540846_10151286233917681_1631329425_n
امام محمد باقر عليه السلام فرمود : هنگامى كه امير المؤمنين از مبارزهء اهل بصره ( جمل ) فارغ گشت هفتاد تن از زطى ها ( يعنى سودانى و يا هندى ها ) نزد او آمده و سلام كردند و به زبان خود با او سخن گفتند تا اينكه آن حضرت فرمود : من آنچنان كه شما پنداشته‌ايد نيستم من بندهء خدا و مخلوق او هستم ، فرمود : آنها ابا كردند ، – و خدا لعنتشان كند – گفتند : نه تو خودت او ( يعنى خدا ) هستى ، آن حضرت فرمود : اگر از اين عقيده و گفتارتان دست برنداريد و توبه نكنيد و بسوى خدا باز نگرديد شما را خواهم كشت ، فرمود : باز هم ابا كرده و نپذيرفتند كه توبه كنند و به توحيد بازگردند . پس امام عليه السلام دستور فرمود كه چاههايى براى آنان حفر كنند و پاره اى را به پارهء ديگر اتصال دادند ( نقب زدند ) سپس آنها را در آن حفره ها ريختند و در حفره اى كه كسى نبود آتش افروختند و سر آن چاهها را پوشانيدند تا دود از آن نقبها عبور و همه را خفه كرد و بقتل رسانيد و هلاك گشتند .

مردى نزد امير المؤمنين عليه السلام آمده شهادت داد كه دو تن از مردمان مسلمان
اهل كوفه را ديده كه در مقابل بتى عبادت مىكردند ، امير مؤمنان عليه السلام فرمود : اى واى نكند كار بر تو مشتبه شده باشد و كسى را فرستاد و آن شخص ديد كه آن دو بر بتى سجده مىكنند و آنها را نزد آن حضرت آوردند ؛ امام دستور داد از عبادت بت برگردند امّا آنها انكار كردند لذا خندقهائى در زمين پرداختند و در آن آتش افروختند و آن دو را در آتش بسوختند.

يكى از گماشتگان امير المؤمنين عليه السلام به آن حضرت نوشت :
من به جماعتى از مسلمين در اينجا برخورده‌ام كه زنديق هستند ( و نيز قومى از ترسايان ) حضرت فرمود هر كس از مسلمانان كه در خانوادهء مسلمانى به دنيا آمده و مرتد شده است گردن او را بزن و لازم نيست او را توبه دهى ، و هر كس در خانوادهء مسلمان به دنيا نيامده و مرتد شده بود او را توبه ده و اگر توبه نكرد گردنش را بزن اما ترسايان در آن عقيده باطلى كه هستند خود بمراتب سختتر و نارواتر است از زندقه .

و در روايت موسى بن بكر از فضيل از امام صادق عليه السّلام آمده كه مردى از مسلمانان نصرانى شد او را نزد على عليه السلام آوردند وى را توبه داد و او نپذيرفت پس امام موى پيشانى او را گرفته ، به زمين زد و فرمود او را زير پا گيريد و گرفتند و هلاك شد .

شیخ صدوق, من لا یحضره الفقیه(یکی از 4 کتب معتبر شیعه) ج4 ص195_199

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s