میخواهیم مروری کوتاه بر قرآن و اشکالات،تناقضات،آیات قتال،زنستیز و مخالف حقوق بشر و یا به نوعی ضد بشر،دروغ‌ گویی‌های الله،زمینی‌ بودن،ترویج خرافات و….داشته باشیم:

منتشرشده: 22 اکتبر 2013 در بدون شرح

384031_119291671554776_287791809_n

آغاز قرآن با عنوان «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان»:به راستی‌ اگر این کلام خداوند می‌بود باید میگفت «به نام من که بخشنده و مهربانم»؛آیا خود شما خویش را بدین گونه معرفی‌ نمینمایید؟؟!! (گرامر و دستور زبان)

– اولین سورهٔ درج شده به دست عثمان در این کتاب سرتاسر تناقض با نام «الفاتحه» که عملا الله=محمد فراموش نموده است که در این سوره هم واژهٔ «قل» را بیاورد!!!!!داشتن اندکی‌ خرد انسان را به راحتی‌ متوجه راز و نیاز (مناجات) یک موجود زمینی‌ با الله را نشان میدهد و نه الله با موجود زمینی‌ !! (اشکالات قرآن)

– معرفی‌ شیطان به عنوان جّن: کهف(5,50)

– معرفی‌ شیطان به عنوان ملائکه: انعام(130)،ذاریات(56)،اعراف(179)،سبا(41)،طه(116)،حجر(30)،ص(74)،مریم(44) (تناقضات در قرآن)

– مجبور بودن و اطاعت کردن فرشتگان از روی غریزه: نحل(49) و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است برای الله سجده میکنند و تکبر نمیورزند

– نحل(50) از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست می‌ترسند و آنچه را میاموزند انجام میدهند

– سرباز زدن شیطانی که در بالا در چندین سوره و آیهٔ متعدد از قرآن به عنوان فرشته یاد شده بود از الله: بقره(34) و چون فرشتگان را فرمودیم برای آدم سجده کنید به جز ابلیس که سرباز زد و کبر ورزید و از کافران شد [همه] به سجده درافتادند (اشکالات و تناقضات در قرآن)

– حکم قصاص: مائده(45) چشم در مقابل چشم و بینی‌ و گوش و دندان در مقابل یکدیگر

– قطع عضو: مائده(38) دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملشان ببرید

– حکم سنگسار: مائده(15-44) با تفسیر

– حکم و دستور قتل: بقره(191) هرجا مشرکان را یافتید به قتل برسانید و از شهرها برانید

– حکم قتل فجیع: مائده(33) یا به دار کشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند

– حکم قتل فجیع: محمد(4) شجاعانه آنها را گردن بزنید تا از خونریزی بسیار دشمن را از پای درآورید

– حکم و دستور قتل: احزاب(61) از رحمت الله دور گردیده و هر کجا یافت شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد

– نمونهای دیگر آیات قتال: عنکبوت(21,31,34) (ضد بشر)

– مجوز و تایید کنیزداری: نسا(3) یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا نمایید

– مجوز تجاوز به زنان شوهردار: نسا(24) نکاح زنان محصنه (شوهردار) نیز برای شما حرام شد مگر آن زنان که در جنگ با کفّار به حکم الله متصرف و ملک شده‌اید

– پایین آوردن ارزش زن به ابزار جنسی‌ و کشتزاری برای مردان: بقره(223) زنان شما کشتزار شمایند،پس هرجا و هرگونه که خواستید به کشتزار خود درآیید

– ارزش نصفه و نیمهٔ زنان: بقره(282) و اگر دو مرد نیابید یک تن مرد و دو زن را گواه گیرید

– ازدواج با دختران در 7 سالگی و طلاق آنان در 9 سالگی: طلاق(4) …و نیز طلاق زنانی که حیض ندیده‌اند

– مجوز چند همسری برای مردان و نادیده گرفتن حقوق زنان: نسا(3) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمایید،دو یا سه یا چهار همسر و یا از زنانی که مالک آنهایید استفاده کنید.اینکار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می‌کند

– ارزش زن به اندازهٔ نصف بیضهٔ چپ آقایان در قرآن و نهج‌البلاغه

– مجوز کتک زدن زن: نسا(34) زنانی را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید،پند و اندرز دهید اگر مؤثر واقع نشد،در بستر از آنها دوری نمایید و اگر باز هم مؤثر واقع نشد و هیچ راهی‌ به جز «شدت عمل» برایتان باقی‌ نماند آنهارا بدین شکل تنبیه کنید

– تقدم مرد بر زن: نور(5-7)با تفسیر (آیات زنستیز)

– وعده حکم دزدی و غنیمت اموال سایر ملل: فتح(20) خدا به شما (لشگر اسلام) وعدهٔ‌ گرفتن غنیمت‌های بسیار داد

– وعده و نوید حکم دزدی اموال و سرزمین دیگران: احزاب(27) و شما را وارث سرزمین و دیار و اموال آنها کرد

– حکم قطع درخت: الحشر(5) آنچه از درختان خرما را که در دیار بنی‌ النضیر بریدید

– ترویج اهانت و توهین به دیگران: اعراف(176) او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد

– ترویج عدم صداقت و مکر و حیله گری: آل عمران(54) و خدا هم در مقابل با آنها مکر کرد و از همه کس خدا بهتر مکر تواند کرد

– مجوز و تایید برده‌داری: نحل(75) آیا بنده مملوکی که قادر بر هیچ نیست با مردی آزاد.این دو یکسانند؟

– مجوز و تایید برده‌داری: نحل(76) دو نفر یکی‌ بندی باشد گنگ که خیری بر مالک خود نرساند و دیگری مردی آزاد.آیا این دو نفر یکسانند؟

– ترویج عدم صداقت کلام و دروغ‌ شرعی در آیین شیعه گری و تقیه: آل عمران(28) از کافران دوست مگیرید مگر برای بر حذر بودن از شرّ آنها (تقیه کند)

– تایید و ترویج خرافه گرایی: انبیا(96) یاجوج و ماجوج – انبیا(81) باد تند سیر صرصر – نمل(82) دابه الارض – الحجر(27) دیوان – اعراف(163) منع بنی‌ اسرائیل از ماهیگیری در روزهای شنبه – وجود جّن در دنیای حقیقی‌ که هیچ علمی‌ به چنین مزخرفات و خرافاتی نمی‌پردازد و وجودش را هم به اثبات نرسانیده است جّن(به خصوص آیهٔ 9) …

– ترویج اهانت و توهین به دیگران: مدثر(49,50) چه شده است که اسز این پند اعراض میکنند؟مانند خران وحشی که از شیر میگریزند

– ترویج توهین و اهانت به دیگران: انفال(55) بدترین جانوران نزد الله،کسانی‌ هستند که کافر شدند و ایمان هم نخواهند آورد

– نمونه‌ای از ادب اسلامی: بقره(171) کافران مثل حیوانی است که کسی‌ در گوش او آواز کند و او جز بنگی و عوضی نشنود.اینان کرانند،لالانند،کورانند و هیچ در نمی‌‌یابند

– نمونه‌ای از ادب اسلامی: اعراف(179) و به راستی‌ بسیاری از جّن و انس را برای جهنم آفریده ایم،دلهایی دارند که با آن در نمی‌‌یابند و چشمهایی دارند که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایی‌ دارند که با آن نمی‌شنوند،آنان چون چهار پایانند،بلکه اینان گمراهترند،ایشان بیخبرند

– نمونه‌ای از ادب اسلامی: قلم(13) آنان (کافران) گستاخ،خشن،زنا زاده و بی‌ اصل و نصب هستند

– نمونه‌ای دیگر از ادب اسلامی: اعراف(166) و چون از آنچه از آن نهی شده بودند سرپیچی کردند به آنان گفتیم بوزینگانی رانده شده باشید

– دروغ‌ آشکار الله در رابطه با جملهٔ «لا اکراه فی‌ الدین»: بقره(256) در دین هیچ اکراه و اجباری نیست و اما آل عمران(85) هرکس جز تسلیم بودن در برابر الله آیین دیگری طلب کند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در اخرت از زیانکاران است (ادامه دارد)

در کجای این آیات فوق نشانه‌ای از رحم و شفقت نزد الله دیده میشود که او=محمد خود را رحمان و رحیم مینامد؟؟؟!!!

اخلاق منشا عقلی دارد نه منشا دینی. تاریخچه ادیان را شاید تا 5 هزار سال بشود امتداد داد ولی وجدان برخواسته از درون انسان را شاید هزاران سال. این وجدان و شعور آدمی است که برگرفته از مناسبات روز خود ایجاب التزام در قواعد جدیدی بنام اخلاق را طلب می نماید. در اصل اخلاق را نمی توان کلیشه ای بر شمرد و بصورت محدود در کتابی جا داد و فقط به آن بسنده نمود. شرایط زیست محیطی انسان دائماُ در حال تغییر و تحول است و این دایره وسیع اخلاق و تعهدات آدمیان به یکدیگر هم روز به روز در حال توسعه و افزایش قرار می گیرد. باید دید که آیا اخلاق بر آمده از دین می تواند جوابگوی نیازمندیهای انسان امروز باشد.

دین در بعد و منظر اندیشه عبادی و روحانی خود می تواند زمینه ساز اخلاق بگردد. آدمی با داشتن و بهره گیری از اندیشه روحانی توان و پتانسیل رساندن خود را به نیروی بالا و والا و تعالی میتواند افزایش بدهد. بر کسالتهای دنیوی و شکست و دلزدگی ها فائق آید.در همین حدو حدود.
اختلاط دین در امور و مسائل سیاسی و دولتی عامل فاجعه و بی اخلاقی بوده است.رابطه غیر اخلاقی ادیان با یکدیگر که به حساب و کتاب خودشان از یک خالق و منشاء نشات گرفته اند دال بر این است که از دین و ادیان اخلاقی بیرون نیامده است و نمی تواند بیرون بیاید.

این اختلاط دین در اخلاق خود عامل بسیاری از واکنش های بد و دردناک در تاریخ شده است.دین نمی تواند عامل ایجاد اخلاق بگردد. اساس اخلاق دینی بر پایه ترس از عذاب و پاداش در جنت است. ریشه در روابط کاسبکارانه زمینی دارد. و روح انسانیت و انسانگرایی را تقلیل میدهد.
کار خیر و اخلاق پسندیده فرد مسلمان بر خواسته از نیاز و ترس است. نیاز به تامین ابدیت در بهشت و ترس از مجازاتهای استخوان سوز در جهنم. از این اندیشه دینی اخلاق بوجود نمی آید. اگر بوجود آمده بود که ما امروزه بعد از 1400 سال حداقل شاهد این رویداد حداقل در یکی از این 57 ملل مسلمان بودیم.
فرد مسلمان اگر بخواهد جز دسته متقیان و مومنان حقیقی باشد و در این دایره باقی بماند مستلزم رعایت اجرایی مفاد قرآن را دارد.همانطور که میدانیم مفاد و آیات برگرفته از قرآن تا ابدیت باید به همین شکل و نحو باقی بمانند در احزاب(40). پس هیچ راه توجیه و فرار از انجام و تعهد به مفاد قرآن باقی نمی ماند.
آیات عدیده ای در قرآن موجود است که از پایه و اساس با مدنیت و رشد فکری و تنوع فرهنگی امروز آدمیت در تضاد است. این آیات را نه میشود منسوخ اعلام نمود و نه امکان و عمل و انجام آن بر مسلمانان میسر است. مسلمانان برای توجیه شرعی خود به این تفکر دست آویز میگردند که صلح موقت بین دارالاسلام و دارالکفر ایجاد شده است ولی همیشه بر موقت بودن این صلح تاکید داشته اند!!

تمام این آیات به استناد نساء(166) از دید و نظر مسلمانان ازلی و ابدی بوده است.

این آیات فوق نمونه های از احکام و دستورات قرآن در باب دیگرانی با نظرات متفاوت است.بزرگترین فضیلت آدمی و آدمیت عنصر رحم و شفقت است.آیا شما در آیات فوق هیچگونه رحم و ترحمی می بنید؟ چگونه امکان بر آمدن اخلاقی نیکو و پسندیده از رعایت و اجرا و انجام این مفاد بقول مسلمانان آیات الهی بوجود می آید؟

مگر نه اینکه پایان بی نتیجه هر جنگ و نزاعی باید بر سر میز مذاکره روشن بگردد. دیگر دوران کشورگشایی به سبک و سیاق صدر اسلام بسر آمده است. امروزه ابر قدرتهای مثل روسیه در افغانستان و امریکا در عراق تاب و تحمل ماندن تحمیلی را ندارند. چون امکان کشتار دسته حمعی و نابودی را دیگر ندارند.اخلاق مدنی بر گرفته از عصر امروز دیگر اجازه دیدن این جنایتها را به کسی نخواهد داد. جنگ توسعه طلبانه ای هم اگر صورت بگیرد بجز رسوایی دستاورد دیگری برای عاملین جنگ ببار نخواهد داشت.

آیات فوق سنخیتی با مدنیت و اخلاق امروزی ندارند.از این مفاد و آیات الهی، اخلاق و توسعه بشریتی بوجود نخواهد آمد. زبان تند شمشیر را باید جایگزین فرهنگ تساهل و تسامح نمود.عدم سازگاری اسلام و آیات قرآنی با قواعد اخلاقی امروز ریشه در خود مفاد آیات منسوخ شده قرآن دارد.اخلاق مدنی بشر امروز برگرفته از نیازمندیهای زمان خود است. این نیازمندیها در زندگی شهرنشینی امروز توام با مدنیت فعلی با این قبیل آیات در تضادی آشکار است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s