ادعای معجزه علمی تازینامه(قرآن)در مورد تلقیح و باردار شدن ابرها رد میباشد!

منتشرشده: 9 سپتامبر 2013 در بدون شرح

Untitled
سوره حجر آیه 22: » وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ »

ترجمه فولادوند: » و بادها را بارداركننده فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم پس شما را بدان سيراب نموديم و شما خزانهدار آن نيستيد.»

نظر معتقدین به معجزه علمی را بخوانید:

مهندس بازرگان مىنويسد: « آيه دلالت بر لقاح ابرها و بارور شدن آنها دارد كه در نتيجه آن لقاح، باران مىبارد…
امّا بايد دانست تأمين دو شرط فوق (وجود بخار آب در هوا و اشباع شدن و تقطير آن در رسيدن هواى جوّ به حالت اشباع، كافى براى تشكيل ابر و ريزش باران نيست، يك عمل يا شرط سوم نيز ضرورت دارد: «بارور شدن» يا عمل لقاح (Stimulation Germination) . بخار آب ممكن است با وجود رسيدن به حالت اشباع تقطير نشود و وقتى تقطير شد، دانهها آنقدر ريز و معلق در هوا بمانند كه سقوط نكنند و باران نبارد، مگر آنكه با ذرات نامرئى نمك كه به وسيله باد از روى درياها آورده شده است، نطفههاى جذب و آماس كنندهاى تشكيل شود. يا مهمتر از آن، رطوبت هوا به دور برگههاى متبلور برف كه در ارتفاعات بالاتر منعقد شده و به وسيله باد پوشيده مىشود، جمع گردد و بالاخره قطرات ريز اوليه باران در اثر اختلاط و تلاطم و تصادم بادها به هم بپيوندد تا رفته رفته درشت شده در اثر وزن نسبتاً زياد خود از خلال تودههاى ابر ساقط گردد…
تخليه برق مابين تودههاى مختلف ابر كه در اثر اصطكاك با عواض زمين و اجسام معلق در باد داراى الكتريستههاى مخالف مىشوند و اين تخليه توأم با روشنائى و غرش شديد، يونيزه شدن هوا و تشكيل اُزن است كمك فراوان به پيوستن و درست شدن و پختن قطرات مىنمايد…
خلاصه آنكه تشكيل و تقويت ابر و مخصوصاً نزول باران يا برف بدون عمل لقاح كه با دخالت و تحريك باد صورت مىگيرد، عملى نمىشود. »

احمد امين نيز در کتاب راه تکامل خود مىنويسد: «منظور (از آيه) همان تأثيرى است كه باد در اتحاد الكتريسته مثبت و الكتريسته منفى در دو قطعه ابر و آميزش و لقاح آنها دارد بنابراين آيه شريفه يك معجزه جاودانى است زيرا حدود هزار و سيصد و نود سال پيش، موضوعى را بيان داشته كه عصاره و نتيجه تحقيقات علمى جديد است.»

آقای مكارم شيرازى نيز در تفسير نمونه این‌گونه بیان می‌دارد: ««لواقح» جمع «لاقح» به معناى بارور كننده است، در اينجا اشاره به بادهائى است كه قطعات ابر را به هم پيوند مىدهد و آنها را آماده باران مىسازد… نمىتوان آيه فوق را اشاره به (لقاح گياهان) دانست چرا كه بعد از اين كلمه بلا فاصله نازل شدن باران از آسمان (آن هم با فاء تفريع) آمده است كه نشان مىدهد تلقيح كردن بادها مقدمهاى براى نزول باران است.»

بررسی موضوع:

بحث اصلی بر سر معنای کلمه » لواقح » می‌باشد.

ریشه این کلمه «لقح» میباشد. لقح هم می‌تواند لازم و هم متعدی باشد.

اگر لازم باشد، بصورت لاقحة بیان می‌شود یعنی آبستن یا حامل و جمع آن لواقح است. یعنی آبستنان. یعنی حاملان.

اگر متعدی باشد بصورت ملقحة بیان می‌شود یعنی آبستن کننده و جمع آن ملاقح است. یعنی آبستن کنندگان.

تفسیر قربطی : (لواقح) وهى جمع. ومعنى » لواقح » حوامل، لانها تحمل الماء والتراب والسحاب والخير والنفع

در احکام‌القرآن ابن العربی آمده: « أن «لواقح» جمع لاقح، أى حامل، و سمّيت بذلك لأنها تحمل السحاب، و العرب تقول للجنوب لاقح و حامل، و للشمال حائل و عقيم، و يشهد له قوله: حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا، معناه: حملت. و أقوى الوجوه فيه النسبة »

و ابو هريره گويد كه پيغمبر- صلّى اللّه عليه و سلّم- گفت: ريح از جنوب بهشت است. و آن است كه خداى- عزّ و جلّ- آن را در كتاب خويش «لواقح» خوانده است، و در وى منافع بسيار است مردمان را

در تفسیر الجدید فی تفسیر القرآن مجید می‌خوانیم: لَواقِحَ جمع لاقحة، و هي لاقحات السحاب التي تحملها و تحمل ماءها إلى المكان المقرّر له، و لاقحة الأشجار و النباتات تحمل الريح اللّقاح من مكان إلى مكان

و در لسان العرب آمده: ابن الأَعرابي: إِذا كان في بطن الناقة حَمْلٌ، فهي مِضْمانٌ و ضامِنٌ و هي مَضامِينُ و ضَوامِنُ، و الذي في بطنها مَلْقوح و مَلْقُوحة، و معنى الملقوح المحمول و معنى اللاقح الحامل.

با توجه به مطالب بالا معنای درست آیه این است: «و فرستادیم بادهای آبستن(یعنی حامل ابر) را، و فرود آوردیم از آسمان آبی، پس به آن شما را سیراب کردیم و نیستید خزانه‌دار آن.»

و در اثبات این مطلب، اینکه در سوره اعراف آیه 57 داریم: «وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً …». یعنی: «و اوست كه بادها را پيشاپيش [باران] رحمتش مژدهرسان مىفرستد تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار را بردارند…» در واقع با توجه به این آیه، باد آبستن، بادی است که ابرهای گران را حمل میکند.

در مورد معنی لواقح بحث زیادی شده. اول اینکه در مورد گیاهان است یا ابرها یا هر دو؟ خب جواب منطقی برای این سئوال همان ادامه آیه است که چون بلافاصله بحث نزول باران می‌شود پس لواقح به ابرها برمی‌گردد.

و دوم اینکه لازم است یا متعدی؟ یعنی به معنای آبستنان است یا آبستن کنندگان؟

در بعضی ترجمه‌ها و تفاسیر هر دو معنا ذکر شده. اما با عنایت به ریشه کلمه و معنای کلمات لازم و متعدی آن، بهترین معنا و منطقی‌ترین نتیجه این است که لواقح لازم است و جمع لاقح به معنای آبستن یا حمل کننده می‌باشد. یعنی بادهائی که حامل ابرها هستند و بهترین مصداق این ترجمه همان آیه 57 سوره اعراف می‌باشد.

و اما در مورد بحث علمی مرتبط با موضوع:

بررسی کنیم اگر به جای ترجمه آبستن و حمل کننده برای «لواقح» از ترجمه آبستن کننده یا تلقیح کننده استفاده کنیم (مانند ترجمه فولادوند) ، آیا با توجه به واقعیت علمی موجود، ترجمه مناسبی هست یا خیر؟

نظر آقای مهندس بازرگان را در بالا خواندید. از دیدگاه من اظهار چنین مطالب غیر علمی آنهم از یک مهندس مکانیک که با مباحث ترمودینامیک و مکانیک سیالات آشنائی کامل دارد، بعید است. تغییر فاز یک ماده مثلا از حالت بخار به مایع چرا باید یک چنین تعبیرات عجیب و غریبی را به همراه داشته باشد؟ طبیعی است هر عمل فیزیکی یا واکنش شیمیائی برای به وقوع پیوستن نیازمند یک سری عوامل است. این عوامل ممکن است بجز مواد اولیه و قوانین طبیعی موجود، گاهی وجود کاتالیزور برای سرعت دادن به واکنش یا ایجاد نیرو برای مجبور کردن به انجام کاری باشد. آیا به این عوامل و رخدادها باید گفت لواقح؟ عمل تلقیح و یا بارور کردن یا باردار کردن معمولا در مورد جانوران منجر به عمل زایش، و در مورد گیاهان منجر به ثمر دادن آن گیاه یا درخت و در حالت کلی برای تکثیر و تولید مثل بکار می‌رود. باران، نوزاد پدر و مادری به نام باد و ابر نیست و عمل تقطیر و نیز اجبار به آن یا همان تحریک کنندگی یا Stimulation اسمش تلقیح نیست. متأسفانه عبارات و اصطلاحات ابرهای باران زا یا بارور کردن ابر در تولید بارانهای مصنوعی، که ما در زبان فارسی بکار می‌بریم منشاء این اشتباه شده. ابر باران زا، باران زایش نمیکند. بلکه تغییر حالت ماده است از بخار به مایع. و نیز بارور کردن ابر برای تولید باران مصنوعی، تحریک کردن ابر است (Stimulation) به این معنا که همانند یک کاتالیزور و یا یک نیروی خارجی این عمل تقطیر را منجر شود یا سرعت آن را افزایش دهد. بخار آب که به سمت طبقات بالای جو حرکت می‌کند به مرور با کم شدن فشار و افت درجه حرارت باید به مایع تبدیل شود و این عمل تقطیر باید روی یک سطح انجام شود. این سطح همان سطح بسیار بسیار کوچک ذرات گرد و غبار معلق در هواست که به سختی قابل رؤیت هستند. در مناطق حاره به دلیل وضعیت آب و هوائی خاص، علاوه بر این ذرات گرد و غبار، ذرات بسیار ریز نمک نیز در هوا معلق می‌باشند. اما در هر صورت بخار آب در حین صعود به طبقات بالای جو به تدریج بر روی سطح ذرات معلق در هوا تقطیر شده و قطرات بسیار ریز آب بر محیط این ذرات تشکیل می‌شوند و باز هم این عمل صعود به بالا ادامه مییابد. در واقع ابری که ما در آسمان مشاهده میکنیم همین قطرات ریز آب هست که بر روی محیط ذرات معلق در هوا تشکیل شده. چرا مهندس بازرگان به این عمل تقطیر میگوید تلقیح؟ بخار آب موجود در هوا بر روی جدار یک لیوان آب سرد تبدیل به قطرات آب می‌شود. این تلقیح است؟ آیا به مجموع انسانهائی که لیوان آب سرد را درون اتاق میگذارند باید گفت لواقح؟ نقش بادها در پراکندن ذرات گرد و غبار در هوا بر کسی پوشیده نیست، اما یک عمل تقطیر ساده روی سطح این ذرات انجام شده و در نهایت که ادامه می‌یابد و قطرات سنگین می‌شوند سقوط می‌کنند. کدام جنس نر با کدام جنس ماده عمل تلقیح انجام داده؟ لقاحی که از جنس نر وارد جنس ماده شده نامش چیست؟ (در عمل تلقیح در مورد انسان به اسپرم مرد لقاح گفته می‌شود و در مورد گیاهان به گردی که از جنس نر بر اندام گیاه ماده می نشیند لقاح می‌گویند).

اگر اعتقادمان این باشد که قرآن کلام خداست و معتقد باشیم که کلماتی را که خدا بکار می‌برد باید از حیث معنا با ماهیت امر مربوطه سازگاری تام داشته باشد، پس سزاوار است منصف باشیم و معنی اصلی کلمه لواقح را که معنای آبستنان یا حمل کنندگان می‌دهد را در نظر بگیریم.

وجود دو بار الکتریکی مثبت و منفی و نیروی جاذبه بین آنها را نمیتوان تلقیح نامید. دو قطب غیر همنام آهنربا جذب هم می‌شوند. خب بعد چی؟ چه اتفاقی می‌افتد؟ چه چیزی میزایند؟ چه چیزی متولد می‌شود؟ از جسم نر، چه چیزی وارد جسم ماده می‌شود؟ چرا ما نمی‌خواهیم یاد بگیریم از معانی صحیح و واقعی مفاهیم استفاده کنیم؟ تخلیه الکتریکی بین ابرها فقط در ابرهای کومولونیمبوس اتفاق می‌افتد. این ابرها می‌توانند باعث ایجاد رعد و برق و تگرگ و بارانهای قوی شوند. در حالیکه ابرهای لایه‌ای یا استراتوس همراه با غرش و رعد وبرق نیستند ولی باز هم شاهد بارش باران از این ابرها هستیم. پس اگر طبق گفته مهندس بازرگان تخلیه الکتریکی را بتوان عمل تلقیح نامید که پس از آن قطرات آب پخته شده و بارش انجام می‌شود، پس در مورد ابرهای لایه‌ای چرا بدون تلقیح، بارش باران را شاهد هستیم؟

فصاحت و بلاغت در معنای ساده و مختصر آن عبارتست از ارائه سخن نیکو، در کمال اختصار، بدون زوائد، بدون ضعف تألیف، آوردن کلام با مقتضای مقام، و قابل فهم و رسا برای مخاطب به طوری که ابهامی در مطلب برای مخاطب نداشته باشد.

خب شما همین کلمه لواقح و معانی و تفاسیری که بر آن مترتب شده را در نظر بگیرید و خودتان قضاوت کنید که آیا معنی بلاغت این است؟ سخن را واضح و رسا برای مخاطب بیان کردن و بدور از ابهام این است؟ چرا مسلمانان فکر می‌کنند کلام پروردگار باید پیچیده و رمزگونه باشد؟ چرا مسلمانان فکر می‌کنند سخن پروردگار بقدری باید پیچیده باشد تا عده‌ای خاص به اسم مطهرون و راسخون فقط آنرا درک کنند و بعد برای مردم تشریح کنند؟ چرا مسلمانان فکر می‌کنند سخن خالقشان باید طوری باشد که بتوان از آن برداشتهای مختلف کرد؟ چرا و به چه دلیل فکر می‌کنند ایهام و مبهم بودن مفهوم لازم است تا قرآن بدینوسیله بتواند تا آخرالزمان جوابگوی نیازهاشان باشد؟ اگر الله بخواهد برای ما انسانهای قرن حاضر معجزه علمی از قرآن بیان کند، آیا بهتر نیست از کلماتی دو پهلو که هم لازم است و هم متعدی، و یا دارای معانی مختلف، استفاده نکند تا مفهوم سخن، واضح و روشن باشد و به نوعی اتمام حجت شود؟ اگر شُمایِ نوعی، بگوئی لواقح در این آیه یعنی آبستن کنندگان(متعدی)، من نوعی در جواب شما می‌توانم بگویم نه! لواقح یعنی آبستنان(لازم). و هیچ حرف اشتباهی نیز نگفته‌ام و ضمنا ترجمه من از ترجمه شما واقعی‌تر و به اصل کلمه نزدیکتر است. حیف نیست با مسائلی چنین ساده بتوان معجزه بودن آیات را رد کرد؟ معجزه علمی که الله می‌توانست برای اتمام حجت با بشر قرن 21 و بعد از آن در قرآن بیان بدارد. کاش خدا کمی قوی‌تر و با صلابت‌تر وارد صحنه می‌شد و کلمه‌ای متعدی در اینجا بکار می‌برد که کسی نتواند معنائی بجز آبستن کننده برایش در نظر بگیرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s