قرآن کلام شیطان الرجیم یاکلام الله مجید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منتشرشده: 2 سپتامبر 2013 در بدون شرح

1001015_345261062272978_2128491193_n
در گوشهایم زنگ به صدا در آمد,چشمانم قرمز شد و نفسم به شماره افتاد , ناگهان روی زمین افتادم و به طوری که اختیار ازمن ساقط شد ,بدنم به شدت می لرزید و چشمانم باز می ماند.
کف از دهانم بیرون زد و لباسهایم از شدت هیجان از عرق خیس شده بود آنگاه دیدم شخصی به سراغم آمد و خود را جبرئیل خواندحالا این جبرئیل از فرستاده خدا بو دکه به من فرمان میداد تا محمد کذاب را رسوا نمایم و از خدائی سخن به میان آرم که وجودش سراسر رحمت است و خشم را در او راهی نیست (یاداشتهای یک کافر)
هرگز نمی توان باور داشت که قر آن فرستاده ای ازجانب خدا باشد .چطور ممکن است خدائی که آفریننده انسانها از سفید و سیاه و عرب و عجم است اینگونه میان مخلوقاتش فرق قائل شود کجا می توان جز در کلام محمد خدائی یافت که به مخلوقی فرمان به قتال دیگر مخلوقاتش بدهد و اقوام دیگر را قربانی کشور گشائی و مال اندوزی عده ایی دیگر کند چطور ممکن است خدائی عده ای را کافر بخواند و عده ای دیگر را هدایت شده اگر فرض را بر این هم بگذاریم که دنیا دو وجهیست عده هدایت شده و عده ای کافر آیا جز این است که خود خدای محمد نخواست کافران را هدایت کند (کافرانرا یکسانست بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد 6بقره) اگر ترساندن یا نترساندن محمد فایده ایی به حال کافران نداشت و خدا این را میدانست پس لزوم مبعوث کردن پیامبری همچون محمد برای چه بود؟؟ ضاهرا هدایت شدگان که هدایت شده بودند و به آئین خرد میزیستند پس نیازی به محمد احساس نمی شد اگر نیازی به پیامبری هم احساس می شد بلا شک باید می آمد تا کافران را راهنمائی کند نه دینداران دیگر ادیان را . من مانده ام خدایی که بر دلها و گوشها مهر زده و بر دیده های کافران پرده کشیده تا هدایت نشوند چگونه می تواند به آنانی که اینکار را در حق شان کرده عذابی سخت عطا کند(7بقره) مانند این می ماند که ما فردی از طوایف آدم خواران آمازون که زبان آدم امروزی را بلد نیست و بگونه ای بر گوشو لبش مهر داردو از روی غرض ورزی هیچ به او نیاموزیم واو را وسط شهری بزرگ رها کنیم وقطعا از روی خو و عادات عملی مرتکب می شود که مستوجب مجازات است آیا براستی باید او را مجازات کرد یا آن غرض ورز بیخرد را که بر گوشو لبش مهر زده و هیچ نیاموخته وی را رها کرده است اگر همه چیز دست اوست اوست که روز را شب و شب را روز می گرداند هم اوست که بر پیدا و نهان داناست چرا افریدگان خود را به دو قسمت تقسیم کرده شاید به راستی اینگونه نباشد و خالق همه را به یک شکل خلق کرده باشد وبه یک اندازه برایشان ارزش قائل شود شاید این محمد برای اینکه بین آفریدگان خدا تفرقه بیندازد آیاتی را از شیطان درونش دریافت کرده و مدعی گشته که انسانها دو گونه اند هدایت شوندگان و کفار آیا به واقع کسی خدائی را سراغ دارد که آفریده خود را استهزا ومسخره کند آیا از خدائی با آن همه توانائی این چنین عمل قبیحی ساخته است محمد در جای دیگر از کتابش (قران) میگوید خدا مسخره کنندگان را سخت کیفر میکند( بماند از تناقض این دو حرف با هم )پس حال که خدا همچین عملی را نکوهیده می شمارد آیا ممکن است خود این کار را انجام دهد مانند این می ماند مادری فرزند خود را مورد تمسخر قرار دهد انگار که خود را مسخره نموده و تربیت خود را زیر سوال برده یا اینکه شخصی که خود سیگار میکشد در حال کشیدن سیگار بیاید و از مضرات کشیدن آن بگوید که اگر اینکار را کرد انگار که خود را مسخره نموده آیا جز این است که این فقط می توانسته پیام شیطان درو ن محمد باشد که خدا را اینگونه بیان می دارد(الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون –خدا به آنها استهزا کند و آنها را در گمراهی رها کند که حیران و سرگردان باشند15 بقره)آه آه که چه خداوند ظالمی دارد این محمد. اگر کمی زندگی گذشته محمد را ورق بزنیم می بینیم او در گذشته تاجر بوده یعنی مشغول خرید و فروش بوده و امرار معاشش از این راه میسر می گشته و اگر به آیات او بعد از ادعای نبوت نیز نگاهی بی اندازیم می بینیم تشبیهات به کار برده در آیاتش هم مصداق سود ضرر و تجارت دارد مانند این می ماند (که شما کنار یک تعمیر کار ماشین بنشینید و نفس نفس بزنید اولین چیزی که از او می شنوید این است که می گوید چی شده آب و روغن قاطی کردی)یعنی شیوه حرف زدن اشخاص شبیه کارهای روز مره ای می شود که به آن مشغولند اولئک الذین اشترواالضلاله بالهدی فما ربحت تجارتهم وما کانو مهتدین ایشان که خریدند گمراهی را بجای راه راست تجارت آنها سود نکرد و راه هدایت نیافتند 15 بقره مثالهای زیادی که در این کتاب بر اساس و حول محور سود زیان وجود دارد فقط روزمرگی های زندگی اور ا نمایان می سازد پس تنها می توانسته این آیات و مثالها از شیطان وجود محمد نشئت گرفته شده باشد تا خدا شاید هم خدایی که محمد مدعی پیام آوری اوست همچون محمد دلال بازار شام بوده باشد اگر این توهین به صنف دلالی گری نباشد این جور فحش دادنها فقط از زبان دلالان بر می آید زیرا کل این کتاب بنیادش بر پایه توهین بنا شده آخر مگر می شود خدا اینگونه در کلامش به مخلوقاتش توهین کند و از هر که به پیامبرش سود رساند تعریف و از هرکه به او سود نرساند دوری جسته یا توهین نماید شما فقط در همین 9 آیه بقره از 6 تا 15 که این نوشته برگرفته از آن است را ببیند( آیه 6 کفروا- کافرانرا)(آیه 7عذاب عظیم-عذابی بزرگ)(آیه 8 ومن الناس- جدا کردن گروهی از مردم و نهادن نام منافق)(آیه 9 قلوبهم مرض در قلبهاشان مرض است فزادهم الله مرضاپس خدا بر مرضهاشان بیافزاید یکذبون دروغ می گویند) (آیه 10اذا قیل لهم لا تفسدوا دوباره جدا کردن عده از مردم )(آیه 11 انهم هم المفسدون ایشان سخت مفسدند ولکن لا یشعرون ولی نمیدانند یعنی شعور فهمیدن ندارند)(آیه 12 امن السفهاء به مانند بی خردان هم السفهاء خود بی خردند لا یعلمون نمی دانند نادانند)(آیه 13 واذا خلوا الی شیاطینهم چون با شیطانهای خود خلوت کنند براستی چه کسی جز محمد اینگونه با شیطان درون خود خلوت می کرد و این گونه در دل خود مردم را مورد تمسخر قرار می داد انما نحن مستهزءون جز اینکه مومنان را استهزا کنیم )(آیه 14 الله یستهزی خدا آنها را استهزا کند فی طغیانهم یعمهون در بیابان جهل سرگردان باشند)(آیه 15اشترواالضلله خریدند ضلالت و گمراهی را) آیا خدائی را به پاکی درستی و عدالت می شناسید که این گونه و با این ادبیات سخیف با مخلوقاتش سخن بگوید باور کنید از سخیف ترین انسانها که فکر می کنید تا بحال دیده اید این همه حرفهای قبیحه نمی شنوید چه برسد خدایی که به جود و کرم معروف است محمدی که کلامش برگرفته از شیطان واحکامش برگرفته از اعراب جاهلیت است (منظور از جاهلیت همان اعرابیست که محمد آنها را مشرک مینامید واشاره به احکامی چون حج،ختنه،غسل ،چند زنی وبرده داری)آیا می توان فرستاده خدا بر شمرد او(محمد)نه تنها انسان اندیشمندی نبود بلکه هیچ اصل اخلاقی تازه ایی به وجود نیاورد بلکه عقیده هایی که به عنوان اصول اسلامی به اعراب معرفی کرد با مطالعه در فرهنگهای آن دوران براحتی می توان دریافت که آن اصول چیزی نبود جز کپی برداری از آداب و سنن پیش از اسلام اعراب حتی خود محمد هم می دانست که اسلام دین جدیدی نیست و اصول و احکامی که در قرآن آورده از متون و موازین سایر کتابهای دینی برداشت شده است ومحمد پیوسته می گفت که اصول و احکام اسلام با یهودیت و مسیحیت و موازین سایر ادیان و مذاهب تفاوتی ندارد حتی مفسران مسلمانان نیز بر این اصل گواهی داده اند که محمد اصول و باو رها و روشهای عبادتی اعراب مشرک و به گفته خودشان خدا ناشناس علی الخصوص انجام فرائض حج و زیارت خانه کعبه آنها را وارد دین اسلام کرده آری چه غم گنانه است که مردم از چهار گوشه جهان به خانه کعبه میآیند تا رمی جمر(سنگ زدن به شیطانی سنگی )کنند و بعد از آن سنگی دیگر را (حجر الاسود)را می بوسند چگونه می توان پیام آور خدا را باور داشت در صورتی که آیاتش مخلوق شیطان درون بود اصول و اعمالش برگرفته از همانانی که مشرک خطاب می کرد آری اسلام و محمد اصول وآداب و رسوم خود را از تازیهای مشرک وبت پرست برداشت یا بهتر است بگوئیم آنها را برای مسلمانان نگهداری نمودند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s