بایگانیِ اوت, 2013

300082_182768918473128_699394261_n

آیا به راستی قرآن كتاب الله است ؟؟

سوره الذاريات

سوگند به بادهاى ذره افشان (۱)
وَالذَّارِيَاتِذَرْوًا ﴿۱﴾

و ابرهاى گرانبار (۲)
فَالْحَامِلَاتِوِقْرًا ﴿۲﴾

و سبك سيران (۳)
فَالْجَارِيَاتِيُسْرًا ﴿۳﴾

و تقسيم كنندگان كار[ها] (۴)
فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا ﴿۴﴾

كه آنچه وعده داده شده ايد راست است (۵)
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ ﴿۵﴾

و [روز] پاداش واقعيت دارد (۶)
وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ ﴿۶﴾

سوگند به آسمان مشبك (۷)
وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ ﴿۷﴾

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد (۸)
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ ﴿۸﴾

[بگوى] تا هر كه از آن برگشته برگشته باشد (۹)
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ﴿۹﴾

مرگ بر دروغ پردازان (۱۰)
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ﴿۱۰﴾

اگر قران کتاب الله است پس چرا به باد و ابر سوگند می خورد!!!؟؟

اگر محمد دارد سوگند می خورد پس دیگر این کتاب الله نیست !!!

آیا این جمله منطقی است که در آیه ۱۰ می‌‌گوید مرگ بر دروغ پردازان!!!

آیا فکرنمی کنید محمد برای
اثبات دروغش (قران) دارد سوگند می خورد !!!؟؟

391186_292327664208539_914024598_n
قرآن سوره البقره

اين است كتابى كه در آن هيچ ترديدى نيست و در آن هدايتى وجود دارد برای پرهیزکاران (۲)

ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾

آنان كه به غيب ايمان مى آورند و نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به ايشان روزى داده ايم انفاق مى كنند (۳)

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾

و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند (۴)

والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾

آنان برخوردار از هدايتى از سوى پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند (۵)

أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾

سوال؟؟؟؟؟

آیا کسی‌ که به راه راست است باز نیاز به کتابی‌ برای هدایت دارد؟؟؟؟

یا کسی‌ که گمراه است نیاز به هدایت دارد؟؟؟؟!!!!!!!

در اینجا الله می‌گوید این کتابی‌ است برای کسانی‌ که هدایت شدند پس چگونه میتوان گفت این کتابی‌ است برای هدایت بشریت !!!

آیا کسی‌ که بیمار است نیاز به دکتر دارد یا کسی‌ که مریض است؟؟!!

آیا فکر نیمی کنید این آیه را محمد برای رهایی از دست سوال و پیچ‌های دگر اندیشان ( کفار) گفته؟؟

اگر این کتابی‌ است برای بشریت پس چرا الله گفته این کتابی‌ است برای هدایت پرهیزکاران؟؟

به وضوح مشخص است که این حرف یک انسان زمینی‌ است که قادر به پاسخ گوی به سوالات دگر اندیشان نبوده و برای این که افرادی را که با مکر و حیله گول زده و به اسلام آورده را فریب دهد به راحتی‌ گفته است این کتابی‌ است برای هدایت شدگان که البته بهتر است بگویم فریب خوردگان.

164908_409344799173158_809472101_n
داستان كسانى كه غير از الله دوستانى اختيار كرده اند همچون عنكبوت است كه خانهاى براى خويش ساخته و در حقيقت اگر مى دانستند سست ترين خانه ها همان خانه عنكبوت است (۴۱)

مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿۴۱﴾

تار عنکبوت ( تعریف علمی‌ )

تار عنکبوت از پروتئین رشته‌ای فیبروئین ساخته شده‌است. این پروتئین از آمینو اسیدهای آلانین و گلیسین، سرشار است. بیشتر رشته‌های پلی پپتیدی سازندهٔ این پروتئین، به صورت صفحات بتا آرایش یافته‌اند. این صفحات در زمینه‌ای از رشته‌های آمینو اسید به صورت صفحات آلفا جای گرفته‌اند. مارپیچ‌های آلفا با بی نظمی زیادی به هم پیچیده‌اند و همین بی نظمی باعث خاصیت کش سانی تار می‌شود. یکی از ویژگی‌های جالب تار عنکبوت این است که مقدار زیادی نمک و مواد ضد باکتری و ضد قارچ دارد که در برابر حملهٔ باکتری‌ها و قارچ‌ها از آن محافظت می‌کند.

مقاومت تار عنکبوت ( تعریف علمی‌ )

تار عنکبوت از فولاد محکم تر است. با وجود این، در مقایسه با فولاد بسیار سبک و انعطاف پذیر است. از این رو برخی آن را فولاد زنده نامیده‌اند. این فولاد آن قدر محکم است که می‌توان از آن توری ساخت. و با آن یک بوئینگ ۷۴۷ را متوقف کرد و در عین حال، آن قدر سبک و انعطاف پذیر است که می‌توان از آن لباس تهیه کرد. بنابر این، کاربردهای آن در پزشکی و صنعت زیاد است.

با توجه به تعریف علمی‌

آیا باز می‌‌توان گفت که سست ترین خانه‌ها خانه ی عنکبوت است!!؟؟؟؟

آیا این الله که مدعی این است که خالق جهان است از این موضوع آگاهی‌ نداشته!!؟؟

این نیز یکی‌ دیگر از دلایل زمینی‌ بودن کتاب قرآن که نویسنده‌ای کاملا بدون دانش و خرد داشته.

1238332_371004559670013_695950488_n
داستان را از زبان نويسنده کتاب »لله ثم للتاريخ» آقای السيد حسين الموسوی از علمايان نجف بشنويد: او مي گويد كه وقتي خميني در عراق بود به يكي از شهرهاي عراق دعوت شد و از موسوي خواست كه با او همراه باشد، سفر انجام شد و در راه بازگشت آنها خواستند كه استراحت نمايند تا خستگي سفر را برطرف كنند، خميني فرمان داد كه به منطقه عطيفيه بروند چون آن جا فردي ايراني الاصل بنام (سيد صاحب) بود و او و امام دوستي و آشنايي زيادي با همديگر داشتند.

موسوي مي گويد: سيد صاحب از آمدن ما خوشحال شد … و سيد صاحب خواست كه آن شب را پيش او بگذرانيم، امام موافقت كرد … و هنگامي كه وقت خواب فرا رسيد … چشم خميني به دختر بچه‌اي افتاد كه چهار سال يا پنج سال داشت اما خيلي زيبا و قشنگ بود، امام از پدرش خواست كه دختر بچه را بياورد تا امام او را صيغه كند، پدرش با خوشحالي زيادي موافقت كرد و خميني در حالي شب را سپري كرد كه، دختر بچه در آغوش او بود و ما گريه و فرياد دختر را مي شنيديم.
صبح که میشود، سید حسین نگاهی‌ سرزنش آمیز به خمینی میاندازد، خمینی که متوجه این نگاه میشود، به سید حسین میگوید که برای ارضای جنسی‌ خود فقط از «لای پای» دخترک استفاده کرده
نويسنده در ادامه می‌نويسد به نظر شما چرا پدر از تماس بدن خميني با دختر بچه‌اش و از اينكه خميني دختر بچه او را صيغه می كند خوشحال می‌شود، بله، چون او معتقد است كه نزديك شدن به امام شرافت است گرچه با همين صورت زشت انجام بگيرد؟!

مرجع کتاب «لله ثم للتاريخ» نويسنده السيد حسين الموسوی صفحه 33-34 در بخش » المتعة وما يتعلق بها.

دانلود كتاب http://www.factway.net/vb/uploaded/5_tarek.pdf

941991_398696796909837_734500979_n
ای مؤمنان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد دیگری نماند!!

سوره الأنفال

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
ای مؤمنان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد دیگری نماند و آئین همه دین خدا گردد.( ۳۹ )

بعد میگن اسلام دین مهر و دوستی‌ هست…

اینم نمونه ای از مهربانی‌های الله!!!…
اگه خواستید برید به بهشت که بهتون حورّی بدم؛ … انسان‌های خرد اندیش را بکشید!!!

933964_313043585494726_1609897861_n

سوره آل عمران ، آیه های ۱۵۲

همه این تازی نامه را می شد در ۲ صفحه نوشت آسمان و زمین مال الله است. اگرالله را نپذیری سرت را می برم… دست مخالف را می برم. پای مخالف را می برم… با مخالف به جنگ و مخالف را بکش…

و [در نبرد احد] قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانيد آنگاه كه به فرمان او آنان را مىكشتيد تا آنكه سست شديد و در كار [جنگ و بر سر تقسيم غنايم] با يكديگر به نزاع پرداختيد و پس از آنكه آنچه را دوست داشتيد [يعنى غنايم را] به شما نشان داد نافرمانى نموديد برخى از شما دنيا را و برخى از شما آخرت را مىخواهد سپس براى آنكه شما را بيازمايد از [تعقيب] آنان منصرفتان كرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است (۱۵۲)

وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۵۲﴾

550760_121032118047398_31017447_n
وقتي شيادان مذهبي براي قرآن معجزه علمي ميسازند و مسلمانان
ايران براي اثبات آقاي الله سند مي آورند.

جلو زدن ماه از خورشيد؛

«لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَااللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلُّ فِی فَلَكِ یَسْبَحُونَ» [سوره یس (36) آیه40]
نه خورشید را سزد كه به ماه رسد، و نه شب به روز پیشی جوید و هر كدام در سپهر شناورند.

مسلمانان از اين نشانه _ آيه_ به عنوان يكي از معجزات علمي قرآن ياد
ميكنند و كافيست اين نشانه را در اينترنت سرچ كنيد تا 10 ها صفحه با
عنوان معجزه علمي قرآن برايتان باز شود!!!

ببينيم در اين آيه آقاي الله بر چه جريان علمي انگشت گذاشته است؛
لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ

ترجمه؛
لا شمس _ نه خورشيد
ينبغي _ بايد
لها _ بر او
أَنْ _ كه
تدرك _توجه كند
القمر _ ماه

ميشود ؛ نه خورشيد بايد بر او كه توجه كند ماه [ را ]

اينجا » تدرك» چگونه معني » رسيدن» ميدهد، فقط آخوندها ميدانند.
معني » درك » در ادبيات عربي بيشتر » توجه» و گهگاهي » مطلع «و
مواردي از اين دست است.
براي ابهام زدائي بيشتر و تفهيم به مسلمانان «يا مهدي ادركني» را
مثال ميزنم._مطمئنم مسلمانان ايران هتا معني اين را هم نميدانند_
«اي مهدي به من توجه كن»(به مفهوم اي مهدي مرا در سايه ات قرار
بده تا گمراه نشوم)

مفهوم اين بند از اين نشانه _ آيه _ اين است كه » بر خورشيد لازم
نيست كه به ماه توجه كند و در زمان خودش طلوع و غروب ميكند»

بند دوم؛
لَااللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ
نه شب به روز پیشی جوید

اينجا هم باز آخوندهاي شغال ترجمه را تغيير داده اند.
لا _ نه
ليل _ شب
سابق _ قبل، پيش
النهار _ روز

ميشود؛ نه شب پيش از روز [باشد ]

«نه خورشيد بايد بر او كه توجه كند ماه[ را ]،نه شب پيش از روز [باشد ]»

اينكه خورشيد توجهي به ماه ندارد و در اول روز طلوع ميكند و شب
پيش از روز نمي آيد موضوعي بود كه همه مردم از دوران غار نشيني
ميدانستند و محمد چيز عجيب و غريبي نگفته است.

شارلاتان هاي مذهبي با تغيير معني يك فعل و اضافه كردن يك » ي »
به آخر «پيش» براي مسلمانان ايران معجزه علمي درست كرده اند.

در ادامه فرض را بر اين ميگيريم كه معني اصلي اين آيه هماني است
كه ترجمه شده و به كيفيت يك بند از اين معجزه علمي ميپردازيم تا
بدانيم اصلن مسلمانان چه چيزي را معجزه علمي ميدانستند و عيار
آكبند بودن مخ هاي مسلمانان ايراني به دستشان بيايد؛
و نه شب به روز پیشی جوید

پيشي جستن يعني سبقت گرفتن و جلو زدن. شب چگونه ميتواند از
روز سبقت بگيرد؟مثلن همينك روز است،شب چگونه ميتواند يه هويي
از روز جلو بزند؟ اين يك سخن كاملن گنگ وبي معني است كه مخ هاي
مسلمانان شيفته اش شده است!

ساعت 12 ظهر است.يك مرتبه شب از روز جلو ميزند و شب ميشود.

وخنده دارترین قسمت ماجرا؛
از همان روزگاران دور ماه نماد شب و خورشيد نماد روز بوده است.
براي سبقت گرفتن شب از روز بايد خورشيد و ماه در يك مسير قرار
بگیرند و ماه از پشت سر بیاید و از خورشيد پيشي بگیرد!
مگر چنین چیزی امکان دارد؟