می خواهیم اشکالات وتناقضات سوره البقرة را با هم بررسی کنیم:

منتشرشده: 31 اوت 2013 در بدون شرح

384031_119291671554776_287791809_n
الف، لام، میم البقره یا ماده گاو آغاز میشود با الف، لام، میم. ببینید بعضی از مذاهب و اهل باورهای دیگر می‌آیند و هرچیزی که معنایی ندارد برایش می‌نشینند و حساب و کتاب درست میکنند به حساب خودشان، و می خواهند که در راه اندیشه خودشان بهش معنی بدهند. الف، لام، میم که در آغاز این بخشنامه سیاسی می آید هیچ معنی ندارد. اگر بخواهید شما دنبال این معانی بگردید از این قبیل حقه بازیها در تازینامه خیلی زیاد است. در الاعراف که حالا بعد از الانعام بهش میرسیم. شروع میشود با اف، میم، صاد. خوب معنی آنها را هم شما حتما میخواهید به یک جایی بچسبانید!؟ این مال موقعی است که خود این کتاب معنایی داشت. وقتی که میگه «من که خودم پشت درم، تورو دیگه کجا ببرم؟». شما اول ثابت کنید که این کتاب با همه خشونت ها و جنایاتش کتابیست که از طرف الله آمده بعد بیایید بگویید که مثلا این منظورش این بوده یا آن بوده. و عیبه که ما در این عصر تازه برویم دنبال خرافات و خودمون رو بچسبونیم به چیزی که اصلا دیناری و پشیزی بها ندارد. خود این کتاب بهایی ندارد که بخواهد صاحب اندیشه های دیگر بیایند بگویند که مثلا منظورش از این حروف ما بودیم یا من بودم. یا مثلا در شعراء طین، سین، میم … این همه حرف. یک آدم حقه بازی بوده برای اینکه شما را به فکر وادار بکند می آید و میگوید. در النمل، طین، سین. خوب، یعنی چی؟ همینجوری شروع کرده و اینها رو گذاشته. یا مثلا در عنکبوت، الف، لام، میم. همینجوری که شما جلو برید میبینید که این حقه بازی رو به کار برده و هیچ معنایی رو هم نداره. این تک حرفی های آغاز بخشنامه های سیاسی تازی نامه به راستی و خارج از غرض هیچ معنایی ندارند. یا مثلا یا، سین. هیچ معنایی ندارد. مگر اینکه چون ی دارد و سین، بخواهد یک معنایی برایش بگذارد. یا مثلا همینجوری که می‌آییم جلو صاد. بیاییم بگوییم که مثلا صاد معنایش این بوده. در تمام بخش نامه های سیاسی تازی نامه، شما آغاز این بخش نامه ها را با حروف منفرد بدون معنایی میبینید، مثل المومن که ح، میم است و هیچ معنایی ندارد. و بسه دیگه ملت ایران برای معنا تراشی های بیهوده و این گونه چیزها. پس الف، لام، میم هیچ معنایی ندارد. یک حقه باز شارلاتانی که ما میبینیم در چند بند بعدش چقدر یاوه میگوید، چقدر چرند می گوید.

ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُديً لِلْمُتَّقِينَ

شکی ندارد که این کتاب هدی للمتقین است. هدی یعنی هدایت کردن، راه رو باز کردن، راهنمایی کردن، روشنایی دادن در راه مثلا تاریک. للمتقین. همینجا دچار اشکال میشود. این کتاب به درد جامعه بشری نمیخورد. زیرا برای متقیان است، برای پرهیزکاران است. در حالی که پرهیزکار و متقی نیازی ندارد. در جامعه بشری اونی که پرهیزکار نیست نیاز به کتاب دارد. اونی که بی سواده نیاز به مدرسه دارد. اونی که نا آگاهه نیاز به آگاهی دارد. اونی که بیمارست نیاز به پزشک دارد. وقتی این به شما دارد میگوید که آقا من یک دکتری هستم برای آنهایی که مریض نیستند. خوب بی خود کرده. ذلک الکتاب لا ریب؛ این کتابیست که در آن هیچ شکی نیست، فیه در آن وجود دارد، هدی هدایت و روشنایی، للمتقین برای پرهیزکاران، برای کسانی که ساخته شده هستند. ما این را نمی خواهیم. جامعه بشری به اینچنین کتاب حیله‌گرانه و موزیانه‌ای نیاز ندارد. ما به کتابی نیازمندیم که فیه هدی للغیرالمتقین باشد. هدایت برای آنهایی که پرهیزکار نیستند باشد. پرهیزکار که هدایت نمی خواهد. بعد حالا این متقین رو دنبالش رو می گوید.

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ

الذین یومنون بالغیب. دسته بندی میکند. حالا دارد شرط میگذارد برایش. باید اول همه آنها به غیب یعنی خدای نادیده ایمان بیاورند. و یقیمون الصلاة؛ نماز را هم به شیوه او بخوانند. و مما رزقناهم ینفقون از آن چیزی هم که بهشان دادیم انفاق کنند. هر سه تای اینها رو از زرتشتیت، از مسیحیت، از یهودیت گرفته و مال خودش نیست. بدون کم و کاست.

وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ

والذین یومنون بما انزل الیک؛ و آن کسانی که ایمان میارند به این چیزی که بر تو نازل شده. منظور همین تازی نامه است. وما انزل من قبلک وآن چیزی که پیش از تو نازل شده. مثل تورات و انجیل. وبالآخرتهم یوقنون و به آخرت یقین دارند. که خود این آخرت یک شمشیری است در دست این آدم که می خواهد بشر را به کشتارهای زمینی وادار بکند. به خاطر اینکه در قیامت سوخته نشوی برو جهاد کن! به خاطر اینکه در قیامت محمود واقع بشوی برو آدم بکش! برو سر ببر! مثل همین جانوری که امروز سر این کارگردان رو زد {اشاره به کشته شدن وان گوگ کارگردان هلندی}. او میرود بهشت. او بالآخرتهم یوقنون است. یعنی به آخرتش یقین دارد. به خاطر آن آخرت آمد و یک انسان را کشت. چون یقین کرده. این یقین در آخرت برای اسلام اینست که از آخرت بترس و هرچه من در این دنیا بهت میگم عمل کن. چیه؟ بکش مخالف من رو. چیه؟ بکش اون کسی که یک واژه در مورد من میگه. چیه؟ نابود کن هرکسی رو که با من نیست. حالا این گونه آدم ها را مثل این جنایت کارانی که سر میبرند، میگوید:

أُولئِکَ عَلَي‏ هُديً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون، اینها، بر هدایت از سوی خدای خودشان هستند. یعنی اینها از سوی خدای خودشان هدایت میشوند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s