ضدو نقیض های قرآن(تازی نامه) در رابطه با نوشیدن شراب!!!!

منتشرشده: 30 اوت 2013 در بدون شرح

123
آیات نوشیدن شراب:

بقره(219) نوشیدن شراب فقط گناهی است بزرگ.
نساء(43) منع است به وقت خواندن نماز.
نحل(67) نوشابه ای است شیرین و رزق حلال نیکو از درخت خرما و انگور.
مائده(90- 91) ممنوع و همردیف قمار و بت پرستی است.

آیات منع شراب هم دارای شان نزول می باشند:
1- شان نزول بقره(219) سوال عمر ابن خطاب بعد از خواندن نماز عبدالرحمن بن عوف در حال مستی.
2- شان نزول نسا(43) به نقل از کلینی: منظور مستی یعنی خستگی و حالت خواب زیاد!
3- شان نزول مائده(90) کتک کاری و نزاع در مراسم شعرخوانی بین مرد انصار و سعدابن ابی وقاص!
4- شان نزول مائده(91) واقعه قبل از جنگ احد است. مست بودن حمزه عموی پیامبر و کشتن شتر علی بدون دلیل!

هفتم شوال سال سوم هجری روز وقوع جنگ احد بوده است.یعنی اینکه نوشیدن شراب تا حداقل یک هفته تا پیش از جنگ احد و تا روز یکم شوال سال سوم هجری در مدینه و عمل بدمستی حمزه و سلاخی بدون دلیل شترعلی، حلال و تمام 13 سال مکه هم مشروع بوده است.
دراینجا ما ناخواسته از بحث نوشتار قدری دور شده وبه مشکلی دیگر در قرآن ایجاد میگردد نگاهی مختصر می اندازیم:
آیات شان نزول دار با قضیه آیات ازلی و ابدی قرآن دو مشکل ایجاد می نمایند:

1- اگر در روز نزاع بین سعد ابن وقاص با مرد انصار این واقعه پیش نیامده بود و یا سعد به مهمانی نمی رفت و کلی احتمالات موجود دیگر اصلا این آیه نازل نشده بود. یا اگر آن روز حمزه قدری کمتر نوشیده بود و یا شتر علی آنروز در مصاف با حمزه در حال مستی واقع نمی شد اصلا این اتفاق پیش نمی آمد و علی شکایتی از حمزه پیش رسول نمی برد تا آیه ای نازل بگردد و مائده(91) برای ابدالعمر در دل آسمانها باقی می ماند.

اینکه مسلمانان ادعا دارند که قرآن از روز یکم آفرینش و روز ازل در دل آسمانها بوده است و به تدریج بر محمد نازل شده است در تضاد با این نکته است که نزاع مزبور صرفاُ فقط یک اتفاق زمینی بود و امکان داشت اصلا نزاعی در صورت عدم حضور سعد در مهمانی مرد انصار صورت نمی گرفت و در آن صورت مائده(90) روی دست الله مانده بود و شان نزول و بهانه ای برای ارسال و نازل نمودن آن نداشت.
مگر اینکه الله خود سناریوی مست شدن حمزه و سعدابن وقاص و تحریک شتر بیگناه بر بیرون آمدن در آنروز و در یک مسیر قرار گرفتن با حمزه مست و مصدوم شدن بینی سعد بر اثر چوبکاری مرد انصار را از پیش برنامه ریزی نموده باشد که این خود مغایر با صفات 99 گانه الله در اسماءالحسنی در حشر(24) اوست.

«این مرور شان نزول آیات این کمک را بما می نماید که عامل پایه و اساس تحریم شراب را متوجه بگردیم که صرفا یک علت زمینی برگرفته از عادات و عوارض طبیعی انسانی بوده است و همچنین افرادی مثل عبدالرحمن بن عوف و سعد ابن ابی وقاص که از افراد ده گانه وبسیار خاص عشره مبشره بوده اند و یا حمزه عموی محمد هم بهره چندانی از فضیلت و اخلاق والای انسانی که گوش ما را از دوران طفولیت پر نموده اند را نداشته اند. محمد و صحابه درجه اول او همگی محصول فرهنگ تازیان در قرن ششم میلادی بوده اند. هاله تقدس موجود در ذهن مسلمانان ناشی از تعصب و آسمانی دیدن تمام رخدادهای زمینی آنزمان بوده است»

2- نکته دیگر در باب عدم نظم ترتیبی و عددی آیات قرآن است که این مشکل را از دل آیات ازلی متوجه میگردیم.
ما پیشتر میدانستیم که یک سوره با عنوان مکی و یا مدنی میتواند اختلاطی از هر دو هم باشد. یعنی آیاتی از دوران مدینه در داخل سوره های مکی باشد و یا همچنین برعکس باشند.
همچنین مائده(90- 91) رابر اساس شان نزول محصول قبل از جنگ احد در سال سوم هجری میدانند. در صورتیکه مائده(3) را محصول سال دهم وآخرین آیه محمد می دانند. یعنی اینکه در سوره مائده که ازلی و ابدی است. ما آیه(3) را درسال دهم داریم و آیات(90- 91) را در سال سوم هجری که خود دلالت بر عدم نظم شدید در بایگانی الله است.

علاوه بر این پراکندگی موضوعات فوق باز به عدم نظم ترتیبی و ریاضی برخورد می نمایم. شخص سوال کننده در باره منع نوشیدن شراب باید از آیه یکم در سوره فاتحه جستجوگر تک به تک آیات بدین شرح باشد تا به چهار آیه نامتوازن و بی معنا برخورد نماید:

1- بقره(219) را باید بعد ازمرور 224 آیات ازشروع قرآن در سوره فاتحه بدست بیاورد.
2- نساء(43) را بعد از534 آیات.
3- مائده(90) را بعد از 757 آیات.
4- مائده(91) را بعد از 758 آیات.
5- نحل(67) را بعد از 1966 آیات!!!

تازه بعد از این جستجوی طاقت فرسا ماحصل این تلاش چندین آیه است که نه تنها با یکدیگر آنچنان تناسبی ندارند بلکه متضاد با یکدیگر هم هستند.
همانطور که می بینید در بقره(219) فقط گناهی است بزرگ ولی منع نوشیدن نشده است. در نساء(43)نوشیدن فقط به وقت خواندن نماز منع گردیده شده است.در نحل(67) هم تایید بر شیرین و حلال بودن شراب می نماید.
اما درمائده(90- 91) که بطورکامل منع و ممنوع و همردیف قمار و بت پرستی گردیده است. این بدان معنا است که مائده(90- 91) در سال سوم هجری تمامی آیات قبل از خود را پیرامون نوشیدن شراب نسخ نموده است و ناسخ این آیات است. به عبارتی دیگر مابقی آیات منسوخ خواهند شد

همین وضعیت را ما در باره بقره(256) و عدم اجبار دین می بینم. بدین صورت که مائده(3) مابقی آیات هم موضوع خود را که قبل ازخودش نازل شده اند را نسخ و خود ناسخ و مابقی آیات قبلی همگی منسوخ اعلام میگردند.

حال اگر مسلمین خواهان مطرح نمودن بقره(256) و عبارت لااکره فی دین هستند پس این امکان» مشابه موضوع «برای من مسلمان باید موجود باشد که به استناد نحل(67) که شراب نوشابه ای است شیرین و رزق نیکو حلال از درخت خرما و انگور، بتوانم شراب را آزادانه و بدون محدویت شرعی حتی به وقت خواندن نماز بنوشم و بر من حکم شرعی تازیانه و منع نوشیدن وارد نباشد.

نتیجه این دو مثال این است همانطوری که آیات قبل از مائده(90- 91) همگی منسوخ و سندیت شرعی و اجرایی ندارند. بالطبع تمامی آیات پذیرش غیر اجباری دین هم منسوخ و سندیت شرعی ندارند و بقره(256) دقیقاُ ، شامل و مشمول این بند از موضوع و بوسیله مائده(3) منسوخ میگردند.

این تنها دو مثال در بحث چیدمان عمدی قرآن بود که خواننده را در مقابل این فرضیه قرار میدهد که چرا باید ثمره 19 سال تلاش مستمر و پی گیر دستگاه طویل و دراز خلافت با حضور بهترین فصحای قریش و تازیان محصول و کتابی اینچنینی باشد؟

بعد از مرگ محمد همه یاران و صحابه محمد حضور فعال در عرصه سیاست داشتند. 19 سال زمان بسیار طولانی برای جمع آوری کتابی با حجم فقط 604 صفحه و این همه نفض و معظلات است الا اینکه این زمان را بر ایجاد دست انداز و ابهام به قصد ایجاد شکوه و اعجاز در قرآن صرف نموده باشند. معجزات و شکوهی که در دو بحث فوق نمونه و مثالی از آن را دیدیم. معجزه ای بنام احساس گیجی و ناتوانی مسلمان از خواندن مفاد قرآن.

واقعا اگر این مجموعه آخرین کتاب آسمانی در احزاب(40) است، چرا خود ایشان در دوران 10 ساله حضورش در مدینه که هم پول و نفرات و زمان داشت همت به جمع آوری و تدوین قرآن ننمود؟
آیا این قصور نیست که آخرین و جامعترین کتب الهی را در نحل(44) ناتمام فقط بر روی شاخ و برگ درختان و استخوان شتر و حافظه قاریان قرآن بسپارد؟

مجموعه این ابهامات است که ایجاد کننده فریضه ای است که بیان می نماید تمام این ابهامات و تنافضات بطور عمد و حساب شده بوسیله دستگاه خلافت در قرآن تدوین شده، مدیریتی بوده است. تلاش دستگاه خلافت بر این بوده است تا با ارائه کتابی مبهم و گنگ و سخت فهم بار مطالب و مفاد و معنای آنرا برای عموم غیرقابل فهم و اعجاز آمیز تلقی نمایند. محدثان دلسوز و شیقته فیض و ثواب آیات جنت هم با ارئه میلیونی احادیث متضاد با یکدیگر و غیر عقلانی ذهن و دل مسلمانان را به سمت و سوی معنای پنهان سوق دادند. تاریخ نگاران اسلامی هم با نقل قول های شفاهی خود از منهدم نمودن ارتش های یکصد هزارنفری ساسانیان و بیزانس را در مقابل تازیان و بادیه نشینان اخبار جعلی صادر کردند بدون هیچ اثر و آثار باستانی و کاوشگرانه ای.

دستگاه خلافت نیازمند کتابی بود که این تجاوز نظامی و استمرار حضور بدون دلیل و علت را با مشروعیت بخشیدن شرعی و آسمانی بوسیله کتاب قرآن جلوه بدهد. تمام سعی و تلاش بر تدوین مطالبی است که شخصیت تاریخی در دوران ترورهای یکصد گانه و انبوه جنگهای تهاجمی مدینه را با شخصیتی روحانی و آسمانی در ذهن خواننده مسلمان القا نمایند.

دستگاه خلافت بر این باور بودند که با ارئه کتابی ابهام آور و درهم آمیخته ملل مغلوب را متقاعد سازند که این تجاوز نظامی برگرفته از این کتاب آسمانی سرشار از عظمت و شکوه است. این گنگی مطالب در قرآن زمینه ذهنی ملل مغلوب را برای مارک و برچسب زدن الهی بیشتر به قرآن هموار و حضور غارتگرانه آنان را هم هموارتر می ساخت. این مدیریت بعدها با پی گیری محدثان و تاریخ نگاران اسلام پناه با بهره گیری از نقل قول و تاریخ شفاهی تبدیل به سندیتی برای بزرگنمایی رزمندگان اسلام از روز یکم ورودشان به مرزهای ایران باستان شد. وقایع و جنگهایی که فاقد سندیت در آثار باستانی و کاوشگرانه می باشند.
با توسل بر این مدیریت اعمال شده بود که خلفا در شام و بغداد یکی بعد از دیگری مشروعیت سیاسی و شرعی خود را از این کتاب می گرفتند و تا آمدن هولاکوخان به سال 656 هجری با تکیه بر آیاتی مثل توبه(29) با اخذ اجباری جزیه عامل غارت و تاراج و با نساء(24) عامل ناموس و زن و دختر دزدی این ملل بودند. هیات چهارنفره و دستگاه خلافت و بیت رهبری عثمان هر عمل عمدی را در چیدمان قرآن انجام داد برای حفظ نظام و مصلحت اسلام کرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s